ينگيز.
و اين آخرين چيزى است كه خواستيم در اين كتاب درج نماييم. ستايش خدايى راست، كه ما را به اين هدايت نمود، و اگر خداوند هدايت مان نمى‏ نمود، هدايت نمى‏شديم.
اللهمَّ لولا ما أَنت اهتدينا
و لا تصدقنا و لا صلينا
فأنزلنْ سكينة علينا
إذا أرادوا فتنة أبينا
ترجمه: «بار خدايا، اگر تو نبودى هدايت نمى‏ شديم، نه صدقه مى‏داديم، و نه نماز مى‏گزارديم، پس خودت آرامش و سكينه‏اى بر ما نازل گردان، و وقتى آنان از ما فتنه‏اى بخواهند ابا مى‏ورزيم».

در همين نقطه، كتاب حيات صحابه به دست بنده ضعيف محمد يوسف - خداوند تعالى وى را از اندوه و تأسف نگه دارد - در روز چهارشنبه در ماه محرم خداوند، در سال يكهزار و سه صدو هفتاد و نه هجرت پيغمبر، كه بر وى هزار هزار درود و سلام و تقديم باد، تمام گرديد.
 
 
ترجمه اين كتاب به صورت كامل به فضل و احسان الهى به تاريخ 16 جمادى الاول سال 1418 ه.ق. موافق (1376/6/28) ه.ش. مطابق 1997/9/19 ميلادى، روز جمعه، ساعت 8/15 شب، در دانش آباد، پيشاور پاكستان در اطاق رهايشى خودم تمام گرديد.

من در حالى كه ترجمه اين كتاب مقدس و ارزشمند را به اتمام رسانيده‏ام، خود را مرهون احسان و لطف‏هاى بيكران خداوند تعالى مى‏دانم، و چنانكه در ابتداى ترجمه اين كتاب، قلمم را با ستايش و حمد و تقديس وى و نثار درود بر روان پاك سرور پيامبران حضرت محمد ص به حركت در آورده بودم، در پايين آن نيز، همان ذات مقدس و بارى را مى‏ستايم كه اگر فضل و احسان او نمى‏بود، اين مأمول هرگز برآورده نمى‏شد، و با دست بلند به دعاء و به هزاران عجز و نياز، از وى آمرزش مى‏طلبم، و بر روان حضرت محمد ص و اصحاب پاك طينتش درود مى‏فرستم.
قبل از اتمام سخن لازم مى‏بينم، از برادرانى كه ما را در برآورده شدن اين هدف، به حرفى، نامه‏اى، ابراز نظرى، توجيهى و سهم فعالى يارى رسانيده‏اند، اظهار امتنان و سپاس نمايم، به ويژه از محترم ميرزا صاحب عبدالهادى «قاسمى»، الحاج گل عالم «و حدتيار»، الحاج محمد اكرام «انديشمند»، مولوى امين الحق، الحاج يار محمد «تمكين»، مولوى مسيح‏اللَّه، مولوى عبدالصمد، مولوى محمد غوث، مولوى رحيم اللَّه «عزيز»، مولوى عبدالعزيز «عزيزى»، الحاج عبدالاحد «سعادت»، عبدالوحى، عبدالناصر، امين‏اللَّه «قاسمى» غلام حبيب «حسام»، عبدالواحد «خراسانى»، عبدالقهار «محمودى»، استاذ احمد ولى «نبيل»، الحاج محمد نعيم «باركزى»، قارى محمد سالم «برومند»، عبدالرحمن «رأفت»، ذبيح‏اللَّه «شريفى»، سيدمحب‏اللَّه «كريمى»، محمد هاشم «رحمانى»، امان‏اللَّه نهضت، ملا تاج الدين و محمد جاويد كه در اين مورد بيشتر از همه با ما همكارى و تعاون نموده‏اند، در ضمن قدردانى از همكارى‏هاى مخلصانه ايشان، از خداوند براى همه شان اجر جزيل تمنى داريم.
 
مجيب الرحمن «رحيمى»
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2907.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:2908.txt">تعريفاتى ابتدايى</a><a class="text" href="w:text:2909.txt">شرح و مفهوم اين اقوال محدثين</a><a class="text" href="w:text:2910.txt">مراتب حديث  صحيح</a><a class="text" href="w:text:2911.txt">شرح و هدف اين اقوال محدثين</a><a class="text" href="w:text:2912.txt">بخش سوم: خبر مردود  خبر مردود، اقسام و اسباب رد آن</a><a class="text" href="w:text:2913.txt">مبحث اول: ضعيف</a><a class="text" href="w:text:2914.txt">مبحث دوم: خبر مردود به سبب افتادن راوى از اسناد</a><a class="text" href="w:text:2915.txt">مبحث سوم: مردود به سبب طعن در راوى</a><a class="text" href="w:text:2916.txt">بخش چهارم: خبر مشترك در ميان مقبول و مردود  مبحث اول: تقسيم خبر با توجه به اسناد آن</a><a class="text" href="w:text:2917.txt">مراتب جرح و تعديل</a></body></html>مقدمه

ربنا عليك توكلنا و إليك أنبنا و إليك المصير
خواننده عزيز! چنانكه در مقدمه مترجم در ابتداى كتاب متذكر شديم، كه براى تسهيل فهم اصطلاحات تخصصى كه در متن كتاب در روايت‏هاى متعدد، از اصول حديث وضع شده، مصطلح الحديثى را به زبان فارسى كه بتواند مشكلات آن عده خوانندگان ما را كه در علم اصول حديث دسترسى ندارند حل نمايد، وضع خواهيم نمود. اينك به توفيق خداوند منان آن را در حد توان و سعى ناقص خود آماده گردانيديم، البته توجه به نكات ذيل در مطالعه و مراجعه به اين مجموعه ضرورى مى‏باشد.
1 - اين مجموعه فقط به خاطر حل مشكل اصطلاحات به كار برده شده در كتاب آماده شده، و نه به عنوان يك مصطلح الحديث كامل، كه به آن بايد از همين دايره محدود ديده شود و بس.
2 - اين مجموعه از كتاب «تيسير مصطلح الحديث» نوشته استاد محترم دكتور محمود طحان، ترجمه و اقتباس گرديده، البته اختصار - گنجانيدن مطالب مورد ضرورت كه با كتاب ارتباط داشت - و مراعات اسلوب نويسنده با ترتيب وى، در غير از جاهايى كه حذف شده، در تهيه و تدارك اين مجموعه در نظر گرفته شده است.
3 - محدوديت مراجع، به ويژه به زبان فارسى، و هم چنان مغلق بودن اين علم با داشتن اصطلاحات علمى ويژه، و مشكلات برگردانيدن ساده و سليس آن به زبان فارسى، شايد مشكلاتى را در تهيه، فهم و سبك نگارش اين مجموعه در برداشته باشد، كه براى كسب معلومات بيشتر مى‏توان به كتب مفصل‏تر در اين زمين مراجعه نمود.
مجيب الرحمن «رحيمى»
 
تعريفاتى ابتدايى
علم مصطلح الحديث: علمى است، كه توسط اصول و قواعد آن، احوال سند و متن، كه آيا قابل قبول‏اند و يا رد، دانسته مى‏شود.
موضوع علم مصطلح الحديث: موضوع اين علم، سند و متن از نگاه قبوليت و رد آنهاست.
 فايده علم مصطلاح الحديث: فايده اين علم، تميز احاديث صحيح از احاديث غير صحيح مى‏باشد.
حديث: حديث در لغت: جديد، تازه و نو را مى‏گويند، كه جمع آن احاديث است، ولى در اصطلاح شرعى حديث عبارت است از: قول، فعل، تقرير  و صفتى كه به رسول خدا ص منسوب باشد.
خبر: در لغت آگاهى را گويند، كه جمع آن اخبار است.
در اصطلاح، درباره آن سه قول وجود دارد:
1 - خبر مرادف حديث است، يعنى در اصطلاح، هر دوى شان يك معنى دارند.
2 - خبر مغاير حديث است، حديث آن را گويند كه از رسول خدا ص آمده باشد، و خبر آن را گويند كه از غير وى آمده باشد.
3 - خبر از حديث عام‏تر است، به اين صورت حديث آن را گويند كه از رسول خدا ص روايت باشد، و خبر آن را گويند كه از رسول خدا ص يا از غير وى روايت شده باشد.
اثر: در لغت: نشان، علامت، جاى پا، و چيز باقيمانده را گويند، و در اصطلاح درباره آن دو قول وجود دارد:
1 - اثر، مرادف حديث است، و در اصطلاح هر دوى شان يك معنى دارند.
2 - اثر مغاير حديث است، و عبارت از اقوال و اعمال منسوب به اصحاب و تابعين مى‏باشد.
اسناد: اسناد داراى دو معناست:
1 - نسبت دادن و يا منسوب كردن حديث به گوينده آن از طريق سند.
2 - سلسله رجالى كه به متن حديث مى‏رسند، و آن را يكى از ديگرى روايت مى‏نمايند، و به معناى دوم، اسناد مرادف سند مى‏باشد.
متن: متن در لغت: پشت، درون چيز و زمين بلند را گويند، كه متون جمع آن است.
و در اصطلاح: كلامى را مى‏گويند، كه از مرجع اصلى و آخرى خود توسط راويان، كه از آن به عنوان سند تعبير مى‏شود، براى ما رسيده باشد، و به عبارت دي