شب قرار گرفتم بگويم: (اللهم فاطر السماوات والارض، عالم الغيب و الشهادة، انت رب كل شى‏ء و مليكه، اشهد آن لا اله الا انت وحدك لا شريك لك و آن محمدا عبدك و رسولك، و اعوذبك من شر نفسى و شر الشيطان و شركه و آن اقترف على نفسى سوءااو اجره الى مسلم)، ترجمه: «بار خدايا، آفريننده آسمان‏ها و ز مين عالم غيب و حاضر، تو پروردگار همه چيز و پادشاه آنها هستى، شهادت مي‏دهم كه معبود بر حقى جز تو كه واحد و لاشريك هستى نيست، و محمد بنده و رسولت است، به تو از شر نفسم و شر شيطان و شرك وى و اينكه خودم مرتكب گناهى شوم، يا مسلمانى را مرتكب آن سازم پناه مي‏برم». اين چنين در الكنز (294/1) آمده است. و ابوداود و ترمذى به فرق اندكى در الفاظ اين را به نقل از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند.
 
دعاى پيامبر ص براى مردى كه در قبال خودش و مال و خانواده‏اش مي‏ترسيد
ابن عساكر از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: مردى نزد پيامبر ص آمد و گفت: اى رسول خدا، به خدا سوگند، من در مورد نفس خودم، پسرم، خانواده‏ام و مالم مي‏ترسم، رسول خدا ص به او گفت: «هر وقت كه صبح نمودى و شب كردى بگو: بسم اله على دينى و نفسى و ولدى و اهلى و مالى، به نام خدا، بر دينم، نفسم، پسرم، خانواده‏ام و مالم [كمك مي‏طلبم]»، آن مرد آن را گفت، و باز نزد پيامبر ص آمد، پيامبر ص به او گفت: «در آنچه مي‏يافتى چه كردى؟» گفت: سوگند به ذاتى كه تو را به حق مبعوث نموده، آنچه را احساس مي‏كردم از بين رفت. اين چنين در الكنز 294/1) آمده است.
 
بيعت زنان     

حكايت بيعت زنان انصار هنگام قدوم رسول خدا ص
احمد، ابويعلى و طبرانى - و رجال وى، چنان كه هيثمي (38/6) مي‏گويد، ثقه‏اند - از ام عطيه (رضي‏ الله  عنها) روايت نموده‏اند كه گفت: هنگامي كه رسول خدا ص وارد مدينه گرديد، زنان انصار را، در يك خانه جمع نمود، و بعد از آن عمر بن الخطاب (رض) را نزد آنها فرستاد، او در دروازه ايستاد و بر آنها سلام داد، و آنان نيز سلام را پاسخ دادند. عمر (رض) فرمود: من فرستاده رسول خدا ص به سوى شما هستم. (ام عطيه گويد) گفتيم: مرحبا به رسول خدا ص و به فرستاده رسول خدا ص عمر (رض) گفت: شما بيعت كنيد كه به خداوند چيزى را شريك نمي‏آوريد، سرقت نمي‏كنيد، زنا نمي‏نماييد، فرزندان خود را به قتل نمي‏رسانيد، بهتانى را كه از پيش دست‏ها و پاهاى خود ساخته‏ايد روى صحنه نمي‏آوريد. ( يعنى فرزندانى را كه از شوهران خودتان نيستند براى آنها نسبت ندهيد. م.) و دركار معروف نافرمانى نمي‏كنيد. زنان گفتند: بلى، آن گاه حضرت عمر (رض) دست خود را از بيرون دروازه پيش آورده و زنان نيز دست‏هاى خويش را از درون دراز كردند، بعد از آن عمر (رض) فرمود: بار خدايا گواه و شاهد باش، و به ما دستور داده شد تا در دو عيد، زنان حائضه و دوشيزگان نوباوه را با خود بياوريم،( وامر نمود كه خارج شود. و ما از تشييع كردن جنازه‏ها نهى شديم، و جمعه هم بر ما فرض نيست.)  من وى را از بهتان و از اين قولش كه: در كار معروف و پسنديده تو را نافرمانى نكنند، پرسيدم، پاسخ داد: اين نوحه كشيدن است. اين را ابو داود به اختصار زياد روايت نموده. اين چنين در مجمع الزوائد (38/6) آمده.
مي‏گويم: اين را بخارى نيز به اختصار روايت نموده، و ابن سعد و عبد بن حميد آن را، چنان كه در الكنز (81/1) آمده، به طولش روايت نموده‏اند. احمد، ابويعلى و طبرانى - و رجال وى، چنان كه هيثمي (38/6) مي‏گويد، ثقه‏اند - از سلمي بنت قيس (رضي‏ الله  عنها) - كه از خاله‏هاى رسول خدا ص مي‏باشد و با وى در دو قبله نماز گزارده، و يكى از زنان بنى عدى بن نجار بود - روايت نموده‏اند كه گفت: با عده‏اى از زنان انصار نزد رسول خدا ص آمده با وى بيعت كردم، وى هنگامي كه با ما شرط گذاشت تا به خداوند چيزى را شريك نسازيم، دزدى نكنيم، زنا ننماييم، فرزندان خويش را به قتل نرسانيم، و بهتانى را كه نزد خود ساخته‏ايم روى صحنه نياوريم و در كار معروف و پسنديده نافرمانى‏اش را ننماييم، گفت: «و به شوهران خود خيانت نكنيد». مي‏گويد: و با پيامبر خدا ص بيعت نموديم. و بعد از آن برگشتيم، من براى يكى از آن زنان گفتم: برگرد، و از پيامبر خدا ص بپرس كه خيانت در مقابل شوهران مان چيست؟ وى مي‏افزايد: آن زن پيامبر ص را پرسيد و او فرمود: «خيانت اين است كه مالش را بگيرى و با بى پروايى به شخص ديگرى بدهى».
امام احمد از عائشه بنت قدامه (رضي‏ الله  عنها) به معناى اين در بيعت مطابق آيه  چنان كه در ابن كثير (353/4) آمده، روايت كرده است.( و آيه اين است:
(يا ايها النبى اذا جاءك المؤمنات يبايعنك على ان لا يشركن باللّه شيئاً و لا يسرقن و لا يزنين و لايقتلن اولادهن و لا يأتين ببهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن و لايعصينك فى معروف فبايعهن و استغفر لهن‏اللَّه ان‏اللَّه غفور رحيم.) (الممتحنه: 12)
ترجمه: «اى پيغمير چون بيايند نزد تو زنان مؤمن براى بيعت كردن بر اين كه شريك نسازند به اللَّه چيزى را و نه دزدى كنند ونه زنا كنند و نه بكشند اولاد خود را و نيارند سخن دروغ را كه افتراكرده باشند آن را در ميان دست‏ها و پاهاى خود و نافرمانى نكنند تو را در كار نيك پس بيعت كن با ايشان و آمرزش بخواه براى ايشان ازاللَّه به تحقيق‏آمرزگار و مهربان است.») و طبرانى در الكبير والاوسط از غفيله بنت عبيد بن حارث (رضي‏ الله  عنهما) روايت نموده، كه گفت: من و مادرم قريره بنت حارث عنواريه نزد جمعى از زنان مهاجر آمديم، و با رسول خدا ص در حالى كه در ابطح،  سايبانى را براى خود درست نموده بود، (و در آن قرار داشت) بيعت نموديم، او از ما تعهد گرفت، تا به خداوند چيزى را شريك نياوريم.... همه آيه را.( يعنى همه چيزهايى را كه در آيه فوق ذكر است،متذكر شد و از ما بر آن بيعت گرفت.م.)  هنگامي كه ما آن را پذيرفتيم، و دست‏هاى خود را دراز نموديم تا همراهش بيعت كنيم فرمود: «من دست‏هاى زنان را لمس نمي‏كنم»، و براى مان طلب آمرزش نمود، و آن بيعت ما بود. هيثمي (39/6) مي‏گويد: در اين حديث موسى بن عبيده آمده و او ضعيف مي‏باشد.
مالك از اميمه بنت رُقَيقه، كه ابن حبان آن را صحيح دانسته، روايت نموده، كه گفت: در ميان زنانى كه با پيامبر خدا ص بيعت مي‏كردند، نزدش آمدم و گفتيم: اى رسول خدا، همراهت بيعت مي‏كنيم، تا به خداوند چيزى را شريك نياوريم، دزدى نكنيم، زنا ننماييم، فرزندان خويش را به قتل نرسانيم، و بهتانى را كه از پيش دست‏ها و پاهاى خود ساخته باشيم روى صحنه نياوريم، و از تو در كار پسنديده نافرمانى نكنيم. پيامبر خدا ص فرمود: «در آنچه توانستيد و توانايى آن را داشتيد». گفتيم: خدا و پيامبرش بر ما از ما مهربان ترند. بيا اى رسول خدا كه با تو بيعت نماييم، گفت: «من با زنان دست نمي‏دهم، و جز اين نيست كه گفتارم بر صد زن مانند قولم براى يك زن است». اين را ترمذى و غير وى به اختصار، چنان كه در الاصابه (240/4) آمده، روايت كرده‏اند. 
   
دعاهاى پيامبر ص در وقت خواب و بيدارى  
قول پيامبر ص: الحمدلله الذى اطعمنا و سقانا و كفانا
مسلم، ترمذى و ابوداود 