ا(الأحزاب/65)
ترجمه: مردم از ساعت قیامت از تو می‌پرسند، بگو علم آنها تنها نزد خداست و تو چه می‌دانی شاید آن ساعت نزدیک باشد(63) محققا خدا کافران را لعن کرده و برای ایشان آتشی سوزان آماده کرده است(64) که همیشه در آن بمانند و دوست و یاوری نیابند(65). 
نکات: این آیات دلیل است بر اینکه رسول خدا(ص) از وقت قیامت مطلع نبوده و غیب وقوع آن را نمی‌داند، پس اخبار مجعوله که می‌گوید کسانی علم بما کان و ما یکون دارند کذب محض است. آیه 66 الی 68
متن آیه:
يوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يقُولُونَ يا لَيتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا(الأحزاب/66) وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا(الأحزاب/67) رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَينِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا(الأحزاب/68)
ترجمه: روزی که چهره‌هاشان در آتش گردانیده شود می‌گویند ای کاش ما خدا را اطاعت کرده بودیم و این پیامبر را اطاعت کرده بودیم(66) و گویند پروردگارا ما آقایان خود و بزرگان خودمان را اطاعت کردیم ایشان ما را از راه گمراه کردند(67) پروردگارا از این عذاب دو برابرشان ده و لعنشان کن لعن بزرگی(68). 
نکات: از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «لا یؤمن أحدکم حتی یکون هواه تبعا لما جئت به»، یعنی هیچ یک از شما حقیقتا ایمان نیاورده تا آنکه میل خود را تابع آنچه من آورده‌ام قرار دهد، و این آیات دلالت صریح دارد بر حرمت تقلید از بزرگان و عدم جواز اطاعت از دستورات ایشان، بلکه فقط خدا و رسول او را باید اطاعت کرد، زیرا اگر اطاعت بزرگان موجب نجات باشد، هر فرقه‌ای از بزرگانشان اطاعت می‌کنند و باید همه اهل نجات باشند دیگر حق و باطل معنائی ندارد. و نیز از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «إنما أخاف علی أمتی الائمة المضلین»، یعنی؛ همانا من از پیشوایان گمراه‌کننده بر امتم می‌ترسم. 
عده‌ای از مغرضین و دکانداران می‌گویند تقلید جایز است و مقابل نص قرآن فتوی می‌دهند و اجتهاد مقابل نص می‌کنند، و این صحیح نیست، و دلیلی که می‌آورند این است در کارها باید به متخصص آن رجوع کرد و متخصص در امور دین مجتهدینند، و این دلیل صحیح نیست زیرا هر فرقه‌ای چه کافر و چه مسلمان می‌توانند برای تقلید خود از بزرگانشان همین دلیل را بیاورند و عمل خود را صحیح بدانند. 
ثانیا: در علوم کفائی باید به متخصص رجوع شود مثلا یک نفر طبیب برای محلی کافی است و همه به او رجوع می‌کنند اما علم دین واجب عینی است نه کفائی و امر دین مانند سایر امور نیست که به متخصص رجوع شود بلکه هر مسلمانی واجب است در دین خود بصیر باشد. رسول خدا(ص) می‌فرماید: طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، و هر مسلمانی خود باید عالم به اصول و فروع اسلام باشد نه رجوع به دیگری کند. 
ثالثا: تخصص در جائی ثابت می‌شود که آثار تخصص مکشوف و ظاهر شود، مثلا کسی که خود را دکتر در طب و متخصص در آن می‌داند از معالجات او و بر طرف شدن مرض ممکن است فهمیده شود که او متخصص است و یا کسی که او مهندس ساختمان است از ساختن چند ساختمان تخصص او معلوم می‌شود و تخصص او در این دنیا معلوم می‌گردد و روشن می‌شود، اما کسی که ادعای اجتهاد مانند مجتهدین این مرز و بوم دارد و قرآن را غیر قابل فهم می‌داند بر عکس آن دکتر و مهندس که تخصصشان در دنیا معلوم می‌گشت، می‌گوید: تخصص من در آخرت معلوم می‌شود! و می‌گوید: اثر صحت و بطلان فتوای من در قیامت دانسته می‌شود، پس تخصص او در دنیا معلوم نمی‌شود و آثاری ندارد، پس از کجا مقلد تخصص او را بفهمد، فتاوی مجتهد که چون فوت کند باطل گردد آن فتاوی حکم خدا نیست زیرا حکم خدا باطل نمی‌شود. بهر حال باید به مردم فهماند تقلید مدرکی در شرع ندارد. 
رابعا: از صدر اسلام تا زمان ما روز بروز اسلام خرابتر و احکام او ضایع‌تر و پیروانش ذلیل‌تر شده‌اند و این مدعیان تخصص احکامی ضد قرآن و شعائر من در آوردی بنام مذهب که در اسلام نبوده آورده‌اند و یا به سکوت تصویب نموده‌اند و خرافات و موهومات به دین افزوده‌اند. معلوم می‌شود متصدیان امور دینی متخصص نبوده‌اند بلکه مخرب بوده‌اند و حسا می‌بینیم این مدعیان تخصص فرسنگ‌ها از دین بدورند، و بوسیلة تقلید دکان‌های خرافات را حفظ می‌کنند. آیه 69 الی 71
متن آیه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا(الأحزاب/69) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا(الأحزاب/70) يصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا(الأحزاب/71)
ترجمه: ای کسانی که ایمان دارید نباشید مانند کسانی که موسی را آزار کردند و خدا او را از آنچه گفتند تبرئه کرد و نزد خدا آبرومند بود (69) ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا بترسید و سخن بصواب گوئید(70) تا خدا اعمالتان را بصلاح آورد و گناهان شما را بیامرزد، و هر کس اطاعت خدا و رسول او کند بهره‌مند شده به بهرة بزرگی(71). 
نکات: مقصود از جملة: لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ.... این است که محمد را اذیت نکنید چنانکه قوم موسی موسی را اذیت کردند اذیت قوم موسی این بوده که گاهی تهمت سحر و جادو و گاهی تهمت زنا و گاهی تهمت مرض برص و گاهی تهمت قتل هارون را به او زدند، ولی خدا بی‌عیبی او و دروغ‌های مخالفین او را ظاهر ساخت. و جملات «اتَّقُوا اللَّهَ....» و«وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ» دلالت بر اهمیت تقوی و اطاعت خدا و رسول او دارد، حضرت علی بن الحسین(ع) در دعای 21 صحیفة سجادیه فرموده: «لا أبلغ رضاك و لا أنال ما عندك إلا بطاعتك و بفضل رحمتك»، یعنی خشنودی تو را نمی‌رسم و آنچه نزد توست در نمی‌یابم مگر با اطاعت از تو و با افزایش رحمتت. چنانکه در "تاریخ‌القرآن" زنجانی ص 68 مسطور شده و ابن طاوس در کتاب "سعدالسعود" و سیوطی در "الاتقان" و شهرستانی در مقدمة تفسیرخود نوشته‌اند: عثمان برای امیرالمؤمنین علی(ع) و به تأیید او و به اشارة او قرآن‌ها را جمع و نسخه‌های متّحده‌ای مانند یکدیگر نمود. کتب مذکوره روایت کرده‌اند از سوید بن علقمه که گفت شنیدم علی بن ابیطالب(ع) در خطابه و خطبة خود می‌فرمود: « أیها الناس ألله ألله إیاکم و الغلو فی أمر عثمان وقولکم حرّاق المصاحف فوالله ماحرّقها إلا من ملاٍ من أصحاب رسول الله(ص)، جمعنا و قال: ما تقولون فی هذه القرائة التی اختلف الناس فیها: یلقی الرجل الرجل فیقول قرائتی خیر من قرائتک و هذا یَجُرُّ إلي الکفر. فقلنا: ما الرّأي؟ قال: أرید أن أجمع الناس علی مصحف واحد فإنکم إن اختلفتم الیوم کان من بعدکم أشدّ اختلافا. فقلنا: نِعمَ ما رأیت. فأرسل إلی زید بن ثابت و سعید بن العاص و قال: یکتب أحدکما و یملی الآخر، فلم یختلفا فی شيء إلا في حرف واحد فی سورة البقرة فقال أحدهما «التا