 کسانی است که غیر خدا را برای خود سرپرست و همه کاره و ولی می‌دانند و آنانکه بندگان خدا را بنام اولیا برای خودشان قاضی الحاجات و ارباب قرار داده‌اند. تعجب این است که زمان ما با بودن چنین آیاتی در قرآن، مراجع روحانی ملت ما بکلی از این آیات بی‌خبرند، چنانکه یکی از این مراجع فتوی داد که؛ امامان شیعه، أولیاء تکوینی و منشأ ارادة همة چنين وچنان و افراد انسانند و ملت نادان این فتوی را از او پذیرفتند و در حقیقت تماما به کفر وارد شدند و در عین حال خود را مسلمان و تابع قرآن می‌دانند! و معنی نزل آن چیزی است که برای مهمان مقدمه می‌آورند که در عرف آن را محضر گویند تا پس از رفع خستگی پذیرائی بهتری از او بنمایند. آیه 107 الی 110
متن آیه:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا(الکهف/107) خَالِدِينَ فِيهَا لَا يبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا(الکهف/108) قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا(الکهف/109) قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا(الکهف/110)
ترجمه: براستی آنانکه ایمان آورده و عمل‌های شایسته انجام دادند باغ‌های فردوس برای ایشان ما حضری بوده است(107) در آنها جاوید بمانند و تحولی از آن نجویند(108) بگو اگر دریا برای کلمات پروردگارم مرکبی باشد حتما دریا تمام شود پیش از آنکه کلمات پروردگارم تمام بشود و اگر چه بمانند آن مدد آوریم(109) بگو همانا من بشری مانند شمایم به سوی من وحی می‌شود که فقط إله شما یک إله است، پس آنکه امیدوار ملاقات پروردگارش باشد باید عمل کند عملی شایسته و به بندگی پروردگارش احدی را شریک ننماید(110). 
نکات: کلمة نُزُلًا دلالت دارد که باغ‌های فردوس ما حضری است و پس از آن الطاف و عنایاتی است برای مؤمنین علی قدر درجاتهم، و کلمة: حِوَلًا که بمعنی تحول و انتقال است دلالت دارد که فردوس و عنایات إلهی بعد از آن انتهای درجة کمال است برای مؤمنین که پس از آن دیگر درجة بالاتری نیست تا مؤمن انتقال به آن را بجوید. و مقصود از کلمات پروردگار، مخلوقات و مقدرات و فرمان‌های او می‌باشد. و جملة: بَشَرٌ مِثْلُكُمْ دلالت دارد که از هر جهت پیغمبر مانند سایر افراد بشر است مگر آنچه در آیات إلهی استثناء باشد و آنچه استثنا شده جز وحی چیز دیگری نیست، پس آنچه اهل غلو دربارة او و اولاد او گفته و جعل کرده‌اند بی‌اساس است. و جملة: وَلَا يشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ، دلالت دارد که باید در عبادت کسی را شریک خدا قرار نداد حتی پیغمبر و امام را و چون دعا عبادت است پس غیر خدا را خواندن در دعا موجب شرک است. و باز تعجب است که امت اسلام آیات به این روشنی را نفهمیده و غیر خدا را می‌خوانند، و دعاهائی جعل کرده‌اند و می‌گویند ما در دعا اولیاء خدا را بعنوان واسطه و وسیله می‌خوانیم، جواب این است که این مدعای شما مدرکی از وحی و از ما أنزل الله ندارد «و قلتم ما لم ینزل الله علیه سلطانا»، و امری به خواندن وسیله و واسطه در دعا در شرع اسلام نداریم. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:915.txt">آيه 3-1 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:916.txt">آیه 6-4 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:917.txt">آيه 9-7 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:918.txt">آیه 11-10 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:919.txt">آيه 15-12 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:920.txt">آيه 18-16 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:921.txt">آیه 21-19 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:922.txt">آيه 23-22 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:923.txt">آیه 28-24 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:924.txt">آيه 33-29 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:925.txt">آيه 36-34 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:926.txt">آيه 40-37 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:927.txt">آيه 45-41 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:928.txt">آیه 48-46 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:929.txt">آیه 50-49 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:930.txt">آيه 53-51 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:931.txt">آيه 55-54 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:932.txt">آيه 56-57 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:933.txt">آیه 58 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:934.txt">آيه 63-59 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:935.txt">آيه 65-64 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:936.txt">آيه 70-66 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:937.txt">آيه 72-71 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:938.txt">آيه 74-73 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:939.txt">آيه 76-75 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:940.txt">آيه 82-77 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:941.txt">آيه 84-83 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:942.txt">آيه 87-85 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:943.txt">آيه 95-88 (مریم)</a><a class="text" href="w:text:944.txt">آيه 98-96 (مریم)</a></body></html>سورة مریم ( علیها السلام) مکی و دارای 98 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 3
متن آیه:
كهيعص(مريم/1) ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيا(مريم/2) إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيا(مريم/3)
ترجمه: بنام خدای رحمن رحیم. کاف. ها. یا. عین. صاد.(1) یادآوری رحمت پروردگارت بندة خود زکریا را(2) هنگامی بود که پروردگار خود را به ندای پنهانی خواند(3). 
نکات: چنانکه در اول سورة بقره ذکر شد حروف هجا برای معنی ذکر نشده بلکه برای ترکیب وضع شده، ولی در عین حال ابن عباس این حروف را اشاره به اسم‌های خدای تعالی دانسته و گوید: کاف یعنی؛ کافی به بندگانش، ها یعنی؛ هدایت‌کنندة بندگانش، عین یعنی؛ عالم بعباده، صاد یعنی؛ صادق! و در اعراب کلمة ذِكْرُ اختلاف شده و ما آن را مبتدا گرفتیم و جملة: إِذْ نَادَى ... را خبر آن قرار دادیم. اگر کسی بگوید در ندا باید جهر و رفع صوت باشد چگونه حضرت زکریا ندای خفه نموده است؟ جواب آنست که نداء با خدای غیر از نداء با مخلوق است. آیه 4 الی 6
متن آیه:
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيا(مريم/4) وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِي مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيا(مريم/5) يرِثُنِي وَيرِثُ مِنْ آلِ يعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيا(مريم/6)
ترجمه: گفت: پروردگارا براستی که من استخوانم سست شده و سرم از پیری شعله‌ور (سفید) شده و پروردگارا به خواندن تو شقی نبوده‌ام(4) و براستی که از بستگان پس از خودم می‌ترسم و زنم نازا است، پس از نزد خود فرزندی مرا عطا کن(5) که از من ارث برد و از آل یعقوب ارث برد و پروردگارا او را پسندیده قرار ده(6). 
نکات: جملة: وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي  دلالت بر کمال ضعف و اظهار عجز دارد زیرا محکمترین اجزای بدن که استخوان باشد اگر سست شود سایر اعضاء بطریق اولی. و مراد از جملة: وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيا، این است که چنین نبوده که به دعای من توجه نکنی و بواسطة بی‌اعتنائی تو هر بدبختی بر انسان وارد می‌شود. و مقصود از الْمَوَالِي؛ عموزادگان و سایر بستگا