 و اما آخرت او که معلوم است. آیه 98 الی 100
متن آیه:
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ(النحل/98) إِنَّهُ لَيسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يتَوَكَّلُونَ(النحل/99) إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ(النحل/100)
ترجمه: پس چون خواستی قرآن را قرائت کنی پناه بر به خدا از شیطان رانده شده (بگو «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم»)(98) براستی که برای او تسلطی نیست بر آنانکه ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل نموده‌اند(99) همانا تسلط او بر کسانی است که او را دوست می‌دارند و اطاعت می‌کنند و آنانکه خودشان به خدا شریک می‌آورند(100). 
نکات: فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ، دلالت دارد که رسول خدا(ص) از شر شیطان می‌ترسد و عاجز است مگر اینکه پناه به خدا ببرد و خدا او را پناه دهد، و ضمیر بِهِ مُشْرِكُونَ؛ بر می‌گردد به رَبِّهِمْ در جملة وَعَلَى رَبِّهِمْ يتَوَكَّلُونَ و ممکن است به شیطان برگردد، یعنی بسبب و وسوسة شیطان مشرک می‌شوند. آيه 55 الي 56
متن آيه:
وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ(55)
ثُمَّ بَعَثْنَاکُم مِّن بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(56)

ترجمه: و به یادآرید وقتیکه گفتید ای موسی ما ایمان به تو نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم، پس شما را صاعقة مرگ گرفت و حال آنکه ناظر بودید(55) سپس شما را زنده کردیم پس از مردنتان تا باشد که شکرگزارید.(56)
نکات: حق‌تعالی در این آیات جنایات بنی‌اسرائیل را از یک طرف و الطاف خود را از طرف دیگر به یاد ایشان می‌آورد، و از آن جمله چون حضرت موسی(ع) تورات را از طرف خدا آورد و گفت حق‌تعالی با من سخن گفته و این قوانین را برایم فرستاده، یهود گفتند ما سخن تو را تصدیق نمی‌کنیم تا خدا را با چشم خود ببینیم، از این جمله معلوم می‌شود که سؤال موسی از پروردگار خود در آیة 143 سورة اعراف: 
(رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْکَ...) (اعراف: 143)
از قول خودش نبوده، بلکه از قول قومش بوده، وگرنه شأن حضرت موسی(ع) بالاتر است از چنین سؤال محال جاهلانه‌ای. و جملة: «بَعَثْنَاكُم...» خطابست به بنی‌اسرائیل، که پس از درخواست دیدن خدا، حق‌تعالی که منزه است از دیده شدن، ایشان را به صاعقة مرگ مبتلا کرد، و سپس منت گذاشت و ایشان را زنده کرد تا ایمانشان زیاد گردد، و شکر خدا را به جا آرند، و خود حضرت موسی در آن صاعقه بیهوش گردید و چون به هوش آمد از این سؤال بی‌جای قوم خود که به زبان او جاری شده بود توبه کرد چنانکه در آیة 143 سورة اعراف آمده.آیه 101 الی 103
متن آیه:
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيةً مَكَانَ آيةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا ينَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ(النحل/101) قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ(النحل/102) وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يقُولُونَ إِنَّمَا يعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يلْحِدُونَ إِلَيهِ أَعْجَمِي وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِي مُبِينٌ(النحل/103)
ترجمه: و هر گاه آیه‌ای به مکان و جای آیه‌ای تبدیل کنیم و خدا داناتر است به آنچه نازل می‌کند، گویند همانا توئی افترا زننده، بلکه بیشتر ایشان نمی‌دانند(101) بگو آن را روح القدس نازل کرده از جانب پروردگارت بحق تا ثابت بدارد آنان را که ایمان آورده‌اند و تا هدایت و بشارت باشد برای مسلمین(102) و بتحقیق می‌دانیم که ایشان می‌گویند همانا او را بشری یاد می‌دهد، زبان آن کس که به او اشاره می‌کنند اعجمی است و این قران زبان عربی آشکاری است(103). 
نکات: حق‌تعالی در این آیات، شبهات منکرین به نبوت محمد(ص) را بیان کرده با جواب آن: یکی از اشکالات مشرکین این بوده که چرا محمد(ص) بعضی از اوقات آیات و احکامی می‌آورد غیر از آنچه قبلا آورده و بجای آیات و احکام قبلی می‌گذارد؟ جواب این است که خدای تعالی باقتضای احوال برای تثبیت قلوب مؤمنین و هدایت ایشان چنین نازل می‌کند. شبهة دیگر ایشان این بوده که می‌گفتند: محمد این آیات و قصص قرآنی را از مرد اعجمی گرفته و بنام خود در آورده، حال آن مرد غیرعرب کیست بعضی گفتند بلعام نامی که آهنگر بوده و نصرانی و اهل روم بوده، این آیات را به او یاد داده. بعضی گفتند: سلمان فارسی به او یاد داده، بعضی گفتند: دو جوان نصرانی از اهل عین التمر بوده بنام یسار و خیر. بهر حال خدا جواب داده است که قرآن به زبان عربی فصیح است و مرد اعجمی نمی‌تواند آن را بیاورد. آیه 104 الی 109
متن آیه:
إِنَّ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لَا يهْدِيهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(النحل/104) إِنَّمَا يفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ(النحل/105) مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(النحل/106) ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(النحل/107) أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ(النحل/108) لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ(النحل/109)
ترجمه: محققا کسانی که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند خدا ایشان را هدایت نمی‌کند و برای ایشان عذاب دردناکی است(104) همانا دروغ می‌بندند آنانکه به آیات خدا ایمان نمی‌آورند و ایشانند خود دروغگویان(105) کسی که به خدا کافر شود پس از ایمانش، نه آنکه مجبور شود و دلش به ایمان آرام شده باشد، ولیکن کسی که سینه را به کفر باز نمود پس بر ایشان است خشمی از خدا و برای ایشانست عذابی بزرگ(106) این بسبب این است که ایشان اختیار کردند دنیا را بر آخرت و اینکه خدا قوم کافرین را هدایت نمی‌کند(107) آنان کسانیند که خدا بر دلهاشان و گوششان و چشمانشان مهر نهاده و آنان خود بی‌خبرانند(108) ناچار که ایشان در آخرت خود زیانکارانند(109). 
نکات: جملة: إِنَّ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ... شرح است برای آیاتی که می‌گوید: «يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» وآياتی كه می گويد: « يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ». بنابراین در هدایت إلهی جبر نیست، هر کس کفر و بی‌ایمانی را باختیار خود انتخاب کند خدا او را هدایت نمی‌کند. و جملة: إِنَّمَا يفْتَرِي... دلالت دارد که گویندگانی که دروغ‌ها بنام دین می‌گویند، به آیات إلهی یعنی قرآن ایمان نیاورده‌اند. و جملة: مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِي