َظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ(التوبة/35)
ترجمه: ای مؤمنین براستی که بسیاری از علماء و مقدسین می‌‌خورند اموال مردم را به باطل واز راه خدا باز می‌دارند، و آنانکه طلا و نقره را جمع و نهفته می‌کنند و آنرا در راه خدا انفاق نمی‌کنند پس ایشان را به عذاب دردناک بشارت ده(34) روزی که در آتش دوزخ گرم و برافروخته شود بر آن گنج، پس پیشانیها و پهلوها و پشتهایشان به آن داغ کرده شود و گفته شود این است آنچه نهفتید برای خودشان پس بچشید آنچه را که می‌نهادید.(35)
نکات: گویند این آیات در مذمت یهود است ولی چنین نیست! چون خدا خطاب به مؤمنین کرده باید راجع به خود مؤمنین و مسلمین، باشد، باضافه چیزی که برای یهود بد بوده برای مسلمین نیز بد است و آیه نیز اطلاق دارد و مورد نزول مخصص نمی‌شود، و مقصود از جملة: لَيأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ، این نیست که مال مردم را به زور و جبر می‌گرفتند، بلکه بعنوان دینی و وجوه دینی مال مردم را می‌گرفتند. چنانکه زمان ما نیز بعضی از علما و مقدسین مال مردم را بعنوان وجوه شرعیه می‌گیرند و از نام دین نان می‌خورند و سهم امام و خمسی که از کار وکسب می‌گیرند اصلاً در دین اسلام نبوده از ارکان دین نموده‌اند! و زکاتی که مکرر خدا در قرآن دستور داده بکلی متروک شده!.. چرا؟ زیرا زکات اختصاصی به علماء و مقدسین ندارد و مصرف آن فقراء و مساکین و مصالح عمومی مسلمین است. اینان زکات را ندیده گرفته و وجوهاتی که مخصوص خودشان باشد بوجود آورده‌اند و اکثر مسلمین حس تحقیق ندارند زیرا تقلید را به ایشان تزریق کرده‌اند.
مقصود از جملة: يصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ، این است که مردم را از راه خدا باز می‌دارند. اگر کسی بگوید چگونه علماء و مقدسین مردم را از راه خدا بازمی‌دارند؟ جواب گوئیم: اینان علنا نمی‌توانند بگویند براه خدا نروید زیرا از این راه باصطلاح تبلیغ و ترویج دین، می‌خواهند معاش خود را ادامه دهند، ولی راه خدا یعنی دین او را متروک کرده ومردم را از راه حق دور می‌کنند وچیزهائی بنام دین می‌آورند و نمی‌گذارند مردم به دین حق آشنا گردند و به راه خدا سیر کنند. مثلا دین اسلام که دین تحقیق است اینان تحقیق را برای مردم روا نمی‌دانند و تقلید را به مردم ارائه می‌دهند، و در عوض جهاد در راه خدا، گریه و زاری و دم‌گرفتن را به مردم آموخته‌اند، و در عوض نماز جمعه و اجتماع در آن، تکیه و حسینیه و خانقاه و مهدیه و فاطمیه و زینبیه و خواندن ندبه و اشعار به مردم آموخته‌اند. و در عوض توحید و توجه به خدای یکتا توجه به انبیاء وصالحین را بعنوان توسل به مردم یاد داده‌اند، و یا به مردم تمرین تملق و چاپلوسی از أولیاء خدا که از این دنیا رفته‌اند یاد داده‌اند، و همچنین ... آنچه در اسلام نبوده زمان ما از مقررات اسلامی شده و آنچه اسلام مخالف با آن بوده جای اسلام را گرفته و تمام اینها از علماء و مقدسینی است که يصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ  می‌باشند.
مقصود از جملة: الَّذِينَ يكْنِزُونَ... این است که مالها را جمع و ذخیره می‌کنند و به مصارف خیر و مصالح مسلمین نمی‌رسانند، و پول زیاد و اسکناس و سایر اوراق بهادار نیز حکم طلا و نقره داشته و مشمول زکات و نیز مشمول این آیه است، چنانکه از روایات و احادیث نیز استفاده می‌شود. رسول خدا(ص) می‌فرماید: کل مال لم تؤد زکاته فهو کنز و إن کان ظاهرا و کل مال أدیت زکاته فلیس بکنز. یعنی هر مالی که زکات آنرا نداده باشی آن گنج است و اگرچه پیدا باشد وهر مالی که زکات آنرا داده باشی آن گنج نیست، یعنی مشمول آیة فوق نیست.
روایت شده چون این آیه نازل شد، رسول خدا(ص) سه مرتبه فرمود: تبا للذهب و الفضة. یعنی نابود شود طلا و نقره، اصحاب عرض کردند: یا رسول الله چه مالی را بگیریم برای خود؟ فرمود: لسانا ذاکرا و قلبا شاکرا و زوجة مؤمنة تعیین أحدکم علی دینه. یعنی برای خود تهیه كنید زبان ذاکر و قلب شاکر و زنی مؤمنه که شما را بر دین خودتان یاری کند. و قال رسول الله(ص): من ترک کثیرا مثل له یوم القیامة شجاعا أقرع له زبیبتان یتبعه یقول: ویلک ما أنت؟ فیقول: أنا کنزک الذی ترکت بعدک فلا یزال یتبعه حتی یلقمه یده فیقصمها ثم یتبعه سائر جسده.
آیه 36
متن آیه:
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
ترجمه: به تحقیق که شمارة ماهها نزد خدا دوازده ماه است در کتاب خدا روزی که آسمانها و زمین را آفرید چهار ماه از آنها ماه حرام است، این است دین پایدار پس در این چهار ماه بر خویشتن ستم مکنید و با همة مشرکین قتال کنید چنانکه ایشان با همة شما قتال می‌کنند و بدانید خدا با پرهیزکاران است.(36)
نکات: مقصود از ماهها ماههای قمری است که در عرب معمول بوده وحق‌تعالی از ابتدای خلقت چنین مقرر داشته که هر ماه بتغییر شکل ماه و طلوع و غروب آن، اول و وسط و آخر ماه معلوم شود و برای عالم و جاهل فرقی ندارد. و هر کس به آسمان نظر کند و شکل ماه را ببیند می‌فهمد اوائل ماه است و یا اواخر آن، و این طلوع و غروب را خدا چنین قرار داده و أما ماههای شمسی که در سایر ملل مرسوم است نشانة کیهانی که عموم مردم حساب آنرا داشته باشند ندارد. أما مشرکین عرب دیدند که اگر ماههای قمری را رعایت کنند گاهی حج به تابستان می‌افتد وگاهی به زمستان و بر مسافرین حج مشکل می‌گردد، آمدند ماه‌ها را طبق ماه‌های شمسی قرار دادند و چون ماههای شمسی سالی ده روز زیادتر بر ماههای قمری می‌شود آمدند کبیسه قرار دادند. و کبیسه این است هر سه سال یک مرتبه یک ماه بر دوازده ماه افزودند و ماههای قمری را سیزده ماه می‌کردند! و ماه حج را گاهی به تأخیر می‌انداختند به ماه دیگر تا طبق ماههای شمسی بشود. حق‌تعالی این کار را مذمت کرده و فرموده ماهها طبق خلقت دوازده ماه است: محرم و صفر و ربیع‌الأول و ربیع‌الثانی و جمادی‌الاول و جمادی الثانی و رجب و شعبان و رمضان و شوال و ذیقعده و ذیحجه. و چهار ماه از این12 ماه را حرام قرار داده یعنی؛ جنگ جدال در این چهار ماه جائز نیست، چون در زمان جاهلیت این تحریم متعارف بود. حق‌تعالی مقرر داشت که در اسلام نیز همان تحریم باشد، و کسی ابتداءًا به قتل و جدال در این چهار ماه اقدام نکند. أما اگر مشرکین و کفار ابتدا به جنگ کردند، باید با ایشان معاملة به مثل کرد. چنانکه در سورة بقره شرح آن گذشت.
نکتة دیگر این است که كَافَّةً را می توان حال گرفت برای فاعل قَاتِلُوا و می‌توان حال گرفت برای مفعول قَاتِلُوا، و ما در ترجمه آنرا حال گرفتیم برای مفعول، و اگر برای فاعل حال بگیریم 