متحان کند، ماهیان لب دریا جمع می‌شدند و ایشان نتوانستند صرفنظر کنند و بدنبال امر خدا بروند، آمدند حیله‌ای کردند و نزدیک دریا گودالها کنده به طوریکه آب دریا به آن گودالها جاری شود و روز شنبه ماهیان دریا بسوی گودالها بروند و سپس راه ماهیها را به توسط بته و هیزم قطع می‌کردند که ماهیان در گودالها بمانند تا اینکه روز یک شنبه صید کنند و در جواب خدا بگویند ما روز شنبه ماهی صید نکردیم، حق‌تعالی ایشان را به صورت بوزینه مسخ نمود، و قبل از اینکه مسخ شوند عده‌ای از اهل ایمان، ایشان را از این حیله نهی کردند و عدة دیگر ساکت بودند ومی‌گفتند: ایشان را نهی نکنید که فائده ندارد وخدا ایشان را عذاب خواهد کرد. حق‌تعالی فقط عدة ناهین از منکر را نجات داد و باقی را عذاب نمود. پس مؤمن در مقابل منکرات نباید ساکت شود و یا اگر کسی نهی از منکر نمود او را مأیوس کند که مثلا بگوید نهی شما چه فایده دارد ویا بگوید چون مردم گوش نمی‌دهند خود را خسته مکن، و از این قبیل سخنان یأس آور: که در این صورت با مجرمین شرکت کرده و با آنان محشور و معذب خواهد شد.آيه 167 الي 169
متن آيه:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيبْعَثَنَّ عَلَيهِمْ إِلَى يوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ يسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ(الأعراف/167) وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَمًا مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيئَاتِ لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(الأعراف/168) فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيقُولُونَ سَيغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يأْخُذُوهُ أَلَمْ يؤْخَذْ عَلَيهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيرٌ لِلَّذِينَ يتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ(الأعراف/169)
ترجمه: و یادآور آنگاه که پروردگارت اعلان کرد که بر ایشان تا روز قیامت کسی را برانگیزد که ایشان را به عذاب بدی عذاب کند، بدرستیکه پروردگارت سریع‌العقاب وبراستی که او آمرزندة رحیم است(167) و پراکندیم ایشان را گروه‌گروه در زمین، بعضی از ایشان شایستگان و بعضی از ایشان غیر این می‌باشند و آزمایش کردیم ایشان را به نعمتها و بلاها(یا بکارهای خوب و بد) تا باشد ایشان بازگردند(168) پس جانشین ایشان شد بعد از ایشان جانشینانی که وارث کتاب إلهی بودند متاع این دنیا را می‌گیرند ومی‌گویند به زودی آمرزیده خواهیم شد وحال آنکه اگر متاعی مانند آن به ایشان برسد آنرا نیز می‌گیرند ( یعنی عادت کرده‌اند به خوردن مال دنیا) آیا در کتاب آسمانی از آنان پیمان گرفته نشد که بر خدا جز حق نگویند وحال آنکه آنچه در آن کتاب بود خوانده بودند وسرای آخرت بهتر است برای آنانکه پرهیز کنند آیا نمی‌اندیشید.(169)
نکات: مقصود از جملة: لَيبْعَثَنَّ عَلَيهِمْ... این است که کسی را بر ایشان مسلط کند که تا قیامت ایشان را شکنجه کنند چنانکه مجوس را خدا مسلط بر یهود کرد که از ایشان جزیه می‌گرفتند و پس از مجوس مسلمین از ایشان جزیه می‌گرفتند. و ممکن است مقصود بخت‌النظر وسایر سلاطین مانند هیتلر باشد که همواره بر یهود مسلط بوده‌اند و تا قیامت چنین خواهد شد. جملة وَقَطَّعْنَاهُمْ ... دلالت دارد که یهود همواره پراکنده بودند در اطراف جهان، و در هر گوشه‌ای عده‌ای از دیگران جدا بوده‌اند. و مقصود از يأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى گرفتن رشوه است که از مردم می‌گرفتند و احکام تورات را عوض می‌کردند و به ناحق به خدا می‌بستند. و کلمة الْأَدْنَى مشتق از دني و پست می‌باشد چون متاع دنیا بی‌وفا و پست می‌باشد. شاعر گوید: 
چونکه دنیا مؤنث أدنی است
		هر که أدنی است طالب دنیا استآيه 170 الي 171
متن آيه:
وَالَّذِينَ يمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ(الأعراف/170) وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَينَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(الأعراف/171)
ترجمه: و آنانکه به کتاب خدا چنگ می‌زنند و نماز را برپا دارند براستیکه ما ضایع نمی‌کنیم مزد اصلاح کنندگان را(170) و چون کوه را بالای سر ایشان گویا سایبانی بالا بردیم وگمان کردند که بر ایشان خواهد افتاد، گفتیم آنچه شما را داده‌ایم به جدیت بگیرید و آنچه در آن است به یاد آرید و فراموش مکنید باشد شما پرهیزکار شوید.(171)
نکات: جملة: يمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ دلالت دارد که تمسک به کتاب إلهی موجب اصلاح هر امتی است. جملة: وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ دلالت دارد که هر امتی باید آنچه در کتاب آسمانی ایشان می‌باشد به ذهن خود بسپرند واز یاد مبرند، جائیکه تمسک به تورات و تذکر مطالب آن موجب اصلاح وتقوی باشد تمسک به قرآن و یاد گرفتن مطالب آن به طریق اولی موجب نجات ورستگاری است.آيه 172 الي 173
متن آيه:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ(الأعراف/172)  أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ(الأعراف/173)
ترجمه: و چون پروردگارت از اصلاب بنی‌آدم گرفت ذریة ایشان را و بیرون آورد و ایشان را بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهیم، تا مبادا روز قیامت بگوئید که ما از این ربوبیت غافل بودیم(172) و یا بگوئید همانا پدران ما از پیش شرک آوردند وما ذریة پس از ایشان بودیم آیا که ما را هلاک می‌کنی به آنچه اهل باطل کردند؟(173)
نکات: بعضی از نادانان این آیه را دلیل بر ثبوت عالم در و یا به قول شعرای جبریه عالم أَلَسْتُ گرفته‌اند، در صورتیکه این آیه دلالتی بر مطلب ایشان ندارد و صریح است برخلاف ایشان. اینان چون دلیلی بر مطلب خود نداشته‌اند خواسته‌اند بتوسط این آیه مطلب موهوم خود را با مدرک نشان دهند، زیرا ایشان می‌گویند عالم در همان اجتماع ذرات نطفه هاست در پشت حضرت آدم که خدا از آن ذرات پیمان به یگانگی خود گرفته. باید گفت: پیمان از ذرات بی‌شعور معنی ندارد، انسان تا به حد رشد وتکلیف نرسد پیمان با او اعتبار ندارد. ثانیا: پیمانیکه احدی آنرا یاد ندارد اعتباری به آن نیست. ثالثا: عبارت آیه اجتماع ذرات در پشت آدم را نمی‌رساند زیرا خدای‌تعالی فرموده: أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ  و بر ذرات صدق بنی‌آدم نمی‌کند و دیگر فرموده: مِنْ ظُهُورِهِمْ، و اگر پشت آدم مقصود بود باید بگويد من 