چه نوح می‌گوید: اعْبُدُوا اللَّهَ ... وعلت آنرا ذکر می کند که غیر خدا ملجأ و مقصد و پناهی در حوائج شما نیست، پس سزاوار نیست که غیر او را بپرستید. جملة: ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ، دلالت دارد که انبیاء برای تذکر آمده‌اند وگرنه خداشناسی فطری است.آيه 65 الي 69
متن آيه:
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ(الأعراف/65) قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ(الأعراف/66) قَالَ يا قَوْمِ لَيسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الأعراف/67) أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ(الأعراف/68) أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِينْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(الأعراف/69)
ترجمه: و فرستادیم بسوی عاد برادرشان هود را، گفت: ای قوم من عبادت خدا کنید برای شما إلهی (ملجأ و مقصدی در حوائج) نیست غیر او آیا نمی‌پرهیزید(65) اشرافیکه کافر شدند از قوم اوگفتند: براستی که ما تو را در سفاهت می‌بینیم و براستی که ما تو را از دروغگویان گمان می‌کنیم(66) گفت: ای قوم من سفاهتی با من نیست ولیکن من پیامبری از پروردگار جهانیانم(67) پیغامهای پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما پندگوی امینم(68) و آیا عجب کرده‌اید که برای شما آمده تذکری از پروردگارتان بر مردی از شما تا شما را بترساند، و به یاد آرید که خدا شما را جانشینان روی زمین نموده پس از قوم نوح و شما را در خلقت‌ اندام زیادتی داد، پس نعمتهای خدا را یاد آرید شاید رستگار شوید.(69)
نکات: حق‌تعالی برای جلب توجه و پذیرش مردم عاد فرموده: أَخَاهُمْ هُودًا... برادرشان را فرستادیم و او گفت: ای قوم من، مقصود آنکه برادر خیرخواه است و از خود شماست و بد شما را نمی‌خواهد، ولی مردم را عادت چنین است که هر کس خلاف سلیقه و برخلاف عقاید خرافاتی ایشان سخن گوید او را سفیه می‌خوانند و او را هو می‌کنند. مقصود از وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً این است که ایشان قوی هیکل و بلند بالا و پر نیرو بودند.آيه 70 الي 72
متن آيه:
قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ(الأعراف/70) قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ(الأعراف/71) فَأَنْجَينَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا وَمَا كَانُوا مُؤْمِنِينَ(الأعراف/72)
ترجمه: گفتند آیا تو بسوی ما آمده‌ای که ما خدای یکتا را پرستش کنیم و رها کنیم آنچه را پدران ما همواره می‌پرستیدند، پس بیار برای ما آنچه ما را وعده داده‌ای(یعنی عذاب را) اگر از راستگویانی(70) هود گفت: به تحقیق از پروردگار شما بر شما عذاب و غضب حتمی شده، آیا با من مجادله می‌کنید درباره نامهائی که شما و پدرانتان نامیده‌اید که دربارة آنها دلیلی خدا نازل ننمود، پس منتظر باشید براستی که من با شما از منتظرانم(71) پس نجات دادیم او و کسانی که با او بودند به رحمت خودمان و بریدیم ریشة آنانکه به آیات ما تکذیب کردند و ایمان آورنده نبودند.(72)
نکات: کفار یاور خدایان خود هستند. مقصود از: أَسْمَاءٍ سَمَّيتُمُوهَا نامهای بزرگی بود که بر بتان خود گذاشته بودند مانند إله و معبود ومانند آن، پس مسلمین باید گول نامهای بزرگ را که وسیلة گمراهی است نخورند، مانند آنکه فلان آیت‌الله، فلان مجتهد ویا فلان شاعر بزرگ، فلان مطلب را گفته، در صورتیکه همان مطلب باعث گمراهی پیروان شده است.آيه 73 الي 74
متن آيه:
وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(الأعراف/73) وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيوتًا فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ(الأعراف/74)
ترجمه: و فرستادیم بسوی قوم ثمود برادرشان صالح را، گفت: ای قوم من بندگی خدا را کنید نیست برای شما إلهی (یعنی ملجأ در حوائج) غیر او، به تحقیق برای شما از طرف پروردگارتان دلیل روشنی آمد این است شتر خدا برای شما آیتی است، پس رها کنید او را بخورد در زمین خدا و او را آسیبی مرسانید که عذاب دردناک شما را فرا گیرد(73) و بیادآریدکه پس از قوم عاد شما را جانشینان قرار داد و در زمین جایتان داد که در قسمتهای سهل آن قصرها گرفتید و در کوهها خانه‌ها می‌تراشید، پس نعمت‌های خدا را یاد کنید ودر زمین خرابکار و فسادکننده نباشید.(74)
نکات: جملة: جَاءَتْكُمْ بَينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ دلالت دارد که تقلید جائز نیست و باید دین را با دلیل روشن پذیرفت. قوم صالح پس از مدتی به او گفتند: ما روز عید بیرون می‌رویم و بتهای خود را می‌بریم تو از إله خود و ما از آلهة خود سؤال می‌کنیم، اگر اثر دعای تو ظاهر شد ما پیرو تو می‌شویم و اگر اثر دعای ما ظاهر شد تو پیرو ما باش، پس حضرت صالح(ع) با ایشان بیرون رفت و هرچه ایشان از آلهة خود خواستند اجابت نشد، پس از صالح خواستند که برای ایشان شتر مادة بزرگی از سنگ معینی بیرون آورد، پس حضرت صالح(ع) از ایشان پیمان گرفت که اگر چنین کاری شد ایمان آورند ایشان پذیرفتند، پس او دو رکعت نماز خواند و گفت: خدایا هر کاری برای تو آسان است و قوم من چنین خواسته‌اند، ناگاه آن کوه سنگ نالید مانند زنی که می‌‌خواهد وضع حمل کند و شکافت و شتر ماده‌ای از وسط آن خارج شد. و چون آب ایشان کم بود پس آب یک روز را برای شتر قرار دادند و روز دیگر را برای خودشان، و آن شتر می چرید وبه قدری که برای همه کافی باشد، شیر می‌داد، و روز دیگر که ایشان آب داشتند نزد قوم نمی‌آمد بلکه با کرة خود می‌چرید، پس نه نفر از جوانان شراب‌خور روزی می‌خواستند شراب بخورند وآنرا به آب ممزوج کنند، آنروز آب نبود چون نوبت شتر بود، این برایشان سخت آمد و به یکدیگر پیشنهاد پی‌کردن شتر را دادند، یکی از آنان كه جوانی بود حمله كرد به آن شتر، آن شتر فرار کرد به پش