حتمال قوی مستقر صلب پدر، فمُسْتَوْدَعٌ رحم مادر است که هر بشری بدین وسیله به دنیا می‌آید. و یا ممکن است بگوئیم مقصود آن است که بعضی عمرها زیاد است و بعضی زود فوت می‌کنند.آيه 99 الي 101
متن آيه:
وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَينْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(الأنعام/99) وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يصِفُونَ(الأنعام/100) بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى يكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ(الأنعام/101)
ترجمه: و اوست آنکه نازل نمود از آسمان آب را، پس بیرون آوردیم به آن رستنی هر چیزی را پس خارج ساختیم از آن سبزی را که بیرون می‌آوریم از آن دانة بر هم سوار و انباشته را، و از درخت خرما از شکوفة آن خوشه‌های نزدیک به هم و بوستانها از انگور و زیتون و انار شبیه بهم و غیر شبیه بهم، بنگرید بسوی میوة آن چون میوه داد و برسیدنش، به تحقیق در  اینها هر آینة آیاتی است برای قومی که ایمان می‌آورند(99) و برای خدا شریکانی از جن قرار دادند در حالیکه خدا ایشان را آفریده و برای او پسرها و دخترها تراشیده‌اند به نادانی، او منزه و برتر است از آنچه وصف می‌کنند(100) پدیدآورندة آسمانها و زمین است، کجا برای او فرزندی می‌باشد در حالیکه او را همسری نبوده و هر چیزی را آفریده و او به هر چیزی داناست.(101)
نکات: مقصود از جملة: جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ  ممکن است بت‌پرستان مکه باشد که بین خدا وجن نسبتی قائل بودند و اجنه را فرزندان خدا می‌دانستند، و ممکن است قوم مجوس باشند که قائلین به إلهین می‌باشند و آنان را ثنویه می‌گویند. زیرا دو مؤثر قائلند: یزدان و اهریمن، و می‌گویند: اهریمن دیو است که باصطلاح ما به دیو شیطان گفته می‌شود، و این دیو را که از جن می‌باشد خالق شرور می‌دانند و یزدان را خالق خیرات می‌دانند در حالیکه بعضی از ایشان اهریمن را مخلوق یزدان می‌دانند و می‌گویند چون خدا فکر کرد در مملکت خود و بزرگی آن، به عجب آمد و بواسطة خود پسندی او اهریم بوجود آمد وبعضی گویند یزدان در قدرت خود شک کرد و از این شک شیطان، یعنی اهریمن بوجود آمد. بنابراین معلوم می‌شود اهریمن را حادث می‌دانند وچیزی که حادث است شریک واجب‌الوجود قدیم بالذات نمی‌شود. ومقصود از: خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ، نصاری و مشرکین عرب بودند که برای خدای‌تعالی پسر و دختر قائل بودند ومشرکین عرب ملائکه را دختران خدا می‌دانستند. و بَدِيعُ که یکی از صفات إلهی است به معنی خلق‌کردن بدون سابقه، و بدون مانندی از سابق آفریدن است.آيه 102 الي 103
متن آيه:
ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ وَكِيلٌ(الأنعام/102) لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ(الأنعام/103)
ترجمه: این است خدا پروردگار شما، نیست ملجأ و معبودی جز او، آفرینندة هر چیزی است، پس او را عبادت کنید و او بر هر چیزی وکیل و کارساز است(102) دیده‌ها او را درک نمی‌کنند و او دیده‌ها را درک می‌کند و اوست لطیف آگاه.(103)
نکات: پس از آنکه حق‌تعالی اثبات کرد یکتائی و بدون شریک‌داشتن خود را در این آیه می‌فرماید ملجأ و معبود و قاضی‌الحاجاتی جز او نیست، و عبادت و کرنش مخصوص او است که خالق هر چیزی و بر هر چیزی وکیل باشد. آیة بعدش دلیل بر این است که حق‌تعالی دیدنی نیست زیرا آنچه دیده بشود محدود و دارای مکان است و خدا از حد و مکان منزه است.آيه 104 الي 107
متن آيه:
قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِي فَعَلَيهَا وَمَا أَنَا عَلَيكُمْ بِحَفِيظٍ(الأنعام/104) وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ وَلِيقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَينَهُ لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ(الأنعام/105) اتَّبِعْ مَا أُوحِي إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ(الأنعام/106) وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ(الأنعام/107)
ترجمه: به تحقیق آمد شما را وسائل بصیرت از جانب پروردگارتان، پس آنکه بینا گردد به نفع خود اوست، و آنکه کور باشد پس بر ضرر اوست، و من بر شما نگهبان نیستم(104) و این چنین بیان می‌کنیم آیات را به صورتهای گوناگون(تا حجت را تمام کنیم) و تا اینکه بگویند درس داده‌ای و تا بیان کنیم آنرا برای قومی که دانایند(105) پیروی کن آنچه به سوی تو وحی می‌شود از پروردگارت، نیست معبود و ملجأی جز او و اعراض کن از مشرکین(106) و اگر خدا می‌خواست شریک نمی‌گرفتند، و تو را بر ایشان نگهبان قرار ندادیم، و تو بر ایشان کارساز و وکیل نیستی.(107)
نکات: چون هر آیه‌ای از آیات قرآن سبب بصیرت است به خود آیه بصیرت اطلاق شده اطلاق سبب بر مسبب، بنابراین آیات قرآن وسیلة بصیرت بلکه عین بصیرت است و باید ملت ما بوسیلة قرآن بینا و بیدار گردند وبه امور دنیا و آخرت خود بینا باشند ومقصود از جملة: لِيقُولُوا دَرَسْتَ این است که ما قرآن را به صورتهای گوناگون می‌فرستیم برای ازدیاد کفر ایشان که بگویند به فکر خود و با گفتگوی با دانشمندان و با مدارست این آیات را درست کرده، و جهت دیگر برای تدریجی‌بودن قرآن این است که طالبین دانش خوب آن را درک کنند و برای آنان روشن گردد. ومقصود از جملة: لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا  این است که اگر خدا میخواست وسائلی فراهم می‌کرد که مشرکین بزور و به ناچاری موحد شوند، ولی خدا نخواسته اعمال قدرت کند و بندگان را مجبور سازد.یکی از وجوه اعجاز قرآن اخبار تاریخی آنست که طبق واقع بدون خلط خرافات بیان کرده، و در مقایسه اخبار آن با کتب عهدین صدق آن معلوم می‌شود، قرآن در ذکر تاریخ هدفش پند و عبرت وموعظه و تعلیم و تعلم بوده به خلاف کتب دیگر، اگر کسی به تورات و انجیل مراجعه کند می‌بیند که قرآن را نمی‌توان با آنها قیاس کرد، زیرا در آنها مطالب افسانه‌ای بدون ذکر هدف بسیار است چنانچه در جای خود بیان خواهد شد. 
وجه دیگر اعجاز قرآن اخبار غیبی فراوان آنست و آنچه خبر داده راست و درست آمده، این اخبار و پیش‌گوئیهای آن که به صحّت مقرون شده کشف از صدق آورندة آن می‌کند، و این اخبار بر دو قسم است: یک قسم آن در عصر خود پیغمبر(ص) واقع شده و قسم 