هد ظنّی است و گرفتن رای ظنّی علم نیست. تعلیم و تعلم عبارتست از یاد گرفتن چیزی از مدارک و دلیل، ولی تقلید گرفتن رای است بدون مدرک و دلیل. پس تعلیم و تعلم با تقلید تفاوت بسیار دارد. بسیاری از مردم برای رفع مسئولیت در قیامت و رفع مؤاخذة الهی یک رساله می‌گیرند و در منزل میگذارند تا ده سال و اصلاً نمی‌دانند در آن رساله چیست، فقط وجدان خود را قانع کرده و از کتاب خدا و سنّت رسول بکلی بی‌خبر مانده و به آن کاری ندارند. یک مرتبه پس از ده سال خبر می‌رسد که آن مجتهد صاحب رساله فوت شده و رساله او به درد نمی‌خورد. اینان چگونه دل خود را خوش کرده‌اند، امیرالمؤمنین(ع) در کلمات قصار نهج‌البلاغه فرموده: "الناس ثلاثة: فعالم ربانی، و متعلم علی سبیل نجاة، و همج رعاع أتباع کل ناعق، یمیلون مع کل ریح، لم یستضیئوا بنور العلم، و لم یلجؤوا إلی رکن وثیق". یعنی: مردم سه دسته‌اند: عالم ربانی، و متعلم یعنی دانشجوئی که با کسب علم راه نجات را می‌جوید، دسته سوم مگسهای آلوده‌ای که به نور علم روشن نشده وبه تکیه‌گاه محکمی پناه نبرده‌اند. 
حال ما از مردم مقلّد می‌پرسیم شما از کدامیک از این سه دسته می‌باشید؟ پس چرا خود را به نور علم روشن نکرده و داخل فرقه سوم مانده‌اند؟ آیا قول امام خود را قبول ندارید؟ 
خدا در سوره رعد آیه 19 فرموده: 
أَفَمَنْ يعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى
يعنی: « آیا آنکه می‌داند که آنچه بسوی تو از پروردگارت نازل شده حق است و به آن دانا شده مانند کسی است که او کور است؟».
حال ای اهل تقلید شما به آیات قرآن دانائید یا کورید؟ امام صادق(ع) به اصحابش فرمود: "علیکم بالتفقه فی دین الله و لاتکونوا أعرابا فإنه من لم ینفقة لم ینظر الله إليه یوم القیامة و لم یزک له عملا". یعنی: « بر شما واجب است در دین خدا دانا و فقیه شوید و مانند اعراب بیابانی نباشید زیرا هر کس به دین خود دانا نشود خدا روز قیامت نظر رحمت به او نکند و عمل او را نپذیرد». و صدها روایت دیگر وارد شده که باید دین را تعلم نمود نه تقلید. خدایتعالی تمام جهان را خلق نمود تا بشر عالم گردد، ودر سوره طلاق آیه 12 فرموده: 
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَينَهُنَّ لِتَعْلَمُوا
«خدا خلق نمود هفت طبقه آسمان را و همچنین زمین را مانند آنها، فرمان را نازل می‌کند بین آنها، تا دانشمند شوید».
دین اسلام تعلم علم را واجب و در مقابل از تقلید مذمت کرده و تقلید را عبادت غیر خدا و شرک شمرده، در آیه 79 سوره آل عمران فرموده: 
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يؤْتِيهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ(آل عمران/79)
«بشری که خدا به او کتاب و حکمت و نبوت داده حق ندارد بگوید بندگان من شوید (یعنی احکام مرا بپذیرید بدون اذن خدا) ولیکن بگوید خدا پرست باشید بواسطه یاد گرفتن و تعلم کتاب خدا و بواسطه خواندن درس آن».آيه 110 الي 112
متن آيه:
وَمَنْ يعْمَلْ سُوءًا أَوْ يظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يسْتَغْفِرِ اللَّهَ يجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا(النساء/110) وَمَنْ يكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا(النساء/111) وَمَنْ يكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا(النساء/112)
ترجمه: و آنکه عمل بدی مرتکب شود و یا به خود ستم کند سپس از خدا آمرزش طلبد، خدا را آمرزندة رحیم می‌یابد(110) و آنکه گناهی فراهم کند، پس جز این نیست که بر ضرر خودش فراهم می‌کند، و خدا دانای حکیم است(111) و آنکه خطایی و یا گناهی فراهم کند سپس تهمت آن را بیندازد بر بی‌گناهی پس حقیقتا بار بهتان و گناه آشکاری را حمل نموده است.(112)
نکات: فرق بین سوء و ظلم به نفس شاید این باشد که سوء چیزی است که ضررش به غیر برسد ولی ظلم به نفس گناهی است که فقط به خود عامل زیان رساند. و مقصود از ثُمَّ يسْتَغْفِرِ اللَّهَ... فقط گفتن استغفرالله نیست بلکه گفتن آن است با شرایطش که توبه و اصلاح و جبران مافات باشد.آيه 113
متن آيه:
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يضِلُّوكَ وَمَا يضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يضُرُّونَكَ مِنْ شَيءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظِيمًا
ترجمه: و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود بدون شک طایفه‌ای از ایشان قصد داشتند که تو را گمراه کنند و گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را و به هیچ وجه به تو زیان نمی‌رسانند، و خدا نازل نمود بر تو کتاب و حکمت را و آنچه نمی‌دانستی تو را آموخت، و فضل خدا بر تو بزرگ بوده است.(113)
نکات: مقصود از فَضْلُ اللَّهِ، نبوت است و ازرحمت سایر نعمتها می‌باشد. و مقصود از جملة: ... أَنْ يضِلُّوكَ، این است که اصحاب او می‌آمدند سخنانی برخلاف واقع و شهادتهایی به نفع یکدیگر می‌دادند در مرافعات، در حالی که رسول خدا(ص) مأمور به ظاهر بود و باطن ایشان را نمی‌دانست، و بدین جهت حضرت را در حکم باطل وخطا وارد می‌ساختند ولی خدا او را آگاه می‌کرد. و جملة: عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ، دلالت دارد که رسول خدا(ص) قبل از وحی چیزی نمی‌دانسته. و جملة: وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكَ عَظِيمًا دلالت دارد که نبوت أمری است تفضلی بریاضت و زهد وامثال اینها، تحصیلی نیست.آيه 114 الي 115
متن آيه:
لَا خَيرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَينَ النَّاسِ وَمَنْ يفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا(النساء/114) وَمَنْ يشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَينَ لَهُ الْهُدَى وَيتَّبِعْ غَيرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا(النساء/115)
ترجمه: در بسیاری از نجوای ایشان خیری نیست مگر نجوای آنکه امر به صدقه و یا کار نیک و یا اصلاح بین مردم کند(یعنی نجوای ایشان به این سه أمر باشد) و آنکه چنین کند برای جستن خشنودیهای خدا پس بزودی اجر بزرگی به او می‌دهیم(114) و آنکه مخالفت و دشمنی کند با رسول پس از آنکه هدایت برای او روشن شده و به غیر راه مؤمنین برود (راهی جز راه مؤمنین پیش گیرد) واگذاریم او را به آنچه دوست دارد، و به دوزخ درآوریم او را که جای بازگشت بدی است.(115)
نکات: این آیات با بسیاری از آیات گذشته اگرچه عام است، و تا قیامت، شامل هر مکلفی می‌شود، ولی نازل شده در حق منافقین، از آن جمله طعمه بن ابیرق است 