) بود و حضرت با او مکالمه می‌کرد ناگاه دری از درهای آسمان باز شد و ملک رضوان خازن جنان آمد و سلام کرد و خشنودی خدا را به او ابلاغ نمود سپس گفت: پروردگارت تو را مخیر می‌کند بین این که پیغمبری باشی و سلطان و بین اینکه پیامبری باشی بنده وار و همراه او زنبیلی از نور بود که می‌درخشید، سپس گفت این کلیدهای خزائن دنیاست آن را دریافت کن بدون آنکه خدا از مقامات آخرتت کم کند بقدر پر پشه‌ای، رسول خدا(ص) نظری به جبرئیل کرد که او چه اشاره می‌کند، جبرئیل اشاره نمود که تواضع کن، پس رسول خدا(ص) گفت: بلکه پیغمبری باشم بنده وار بهتر است. و حضرت او دیگر به چیزی تکیه نکرد در حال غذا، یعنی؛ متکبرانه غذا نخورد. و فرمود: می‌خواهم روزی سیر و روزی گرسنه باشم که در حال سیری حمد کنم و در حال گرسنگی التماس و درخواست. آیه 15 الی 16
متن آیه:
قُلْ أَذَلِكَ خَيرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا(الفرقان/15) لَهُمْ فِيهَا مَا يشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا(الفرقان/16)
ترجمه: بگو: آیا این خوبست یا بهشت جاویدی که به پرهیزکاران وعده داده شده که آن جزا و بازگشتگاه ایشان است(15) برای ایشانست در آن آنچه می‌خواهند در حالی که جاویدانند وعده‌ایست بر عهدة پروردگارت که از او درخواست شده(16). 
نکات: ظاهر آنست که ذَلِكَ بر می‌گردد به عذاب‌های مذکوره در آیة قبل و اشاره به آنهاست. و خَيرٌ را ممکن است اسم تفضیل بگیریم، یعنی این بهتر است یا آن. و جملة كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا دلالت دارد که تخلف از وعده قبیح است و حق‌تعالی تخلف نمی‌کند. بسیاری از مورّخین و محدّثین از آن جمله ابوعبیده در کتاب "القراءات" و ابوعبدالله زنجانی در "تاریخ القرآن" و مجلسی در ص77، ج 92 "بحار" جدید و سیوطی در کتاب "اتقان" و محمد بن اسحق در "فهرست" خود و بخاری در صحیح خود نوشته‌اند که در زمان رسول خدا(ص) بعضی از اصحاب او قرآن را در حضور او جمع کرده و به آن حضرت عرضه می‌داشتند، از آن جمله علی بن ابیطالب(ع) و سعد بن عبيد بن النعمان و ابوالدرداء و معاذ بن جبل و ابوزید ثابت بن زید و أبیّ بن کعب و عبید بن معاویه و زید بن ثابت.
بخاری در یک جا روایت کرده از قتاده که گفت سؤال کردم از انس بن مالک خادم رسول خدا(ص) که در زمان پیغمبر چه کسی جمع کرد قرآن را؟ او چهار نفر را نام برد که همه از انصار بودند: 1- ابیّ بن کعب، 2- معاذ بن جبل، 3- زید بن ثابت، 4- ابو زید. و در جای دیگر نقل کرده که یکی از جمع‌کنندگان قرآن در زمان رسول خدا(ص) ابوالدرداء بود و در کتاب "اتقان" سیوطی روایت کرده که جامعین قرآن عده‌ای بودند و پنج نفر را نام برده: معاذ و عبادة بن الصامت و أبی بن کعب و ابوالدرداء و ابو ایّوب انصاری. و جای دیگر یکی از جمع‌کنندگان قرآن را در زمان رسول خدا(ص) عثمان شمرده و دیگر تمیم‌داری را نام برده. بیهقی و ابی‌داود و شعبی شش نفر را نام برده‌اند و اضافه بر کسانیکه ذکر شد مجمع بن جاریه را شمرده. و خوارزمی در کتاب مناقب خود روایت کرده و دو نفر را نام برده که زمان رسول خدا(ص) قرآن را جمع کردند: علیّ بن ابیطالب(ع) و أبیّ بن کعب.
به هر حال از مجموع اخبار و روایات مسلم می‌شود که‌ عده‌ای در زمان رسول خدا(ص) نویسنده و جمع‌کنندة قرآن بودند در حضور رسول خدا(ص) و حضور هزاران نفر اصحاب او. و همان قرآن‌ها بتوسط رونویس بتدریج زیاد شد که در خانة هر یک از مسلمین چه اصحاب رسول(ص) و چه تابعین، یک قرآن یا بیشتر موجود بوده، تا بجائیکه یک نفری مانند ربیع بن خثیم چهار صد نفر شاگرد قاری قرآن داشت، و او بود که از طرف حضرت أمیر(ع) مأمور سرحد قزوین شد. و آن قدر نسخه‌های قرآن در عصر صحابه و تابعین زیاد شده بود که در دسترس تمام مسلمین بود و بهمین صورت نسخه‌ها رو به ازدیاد بود، و مسلمین از پدران خویش گرفتند و به فرزندان خود رسانیدند و نشر شده و تمام مسلمین‌ سابقین و لاحقین راویان و ناقلان و کاتبان این قرآن بوده‌اند، از زمان ما تا زمان رسول خدا(ص) بتواتر رسیده، و هیچ کتابی این چنین تواتری بخود ندیده. متأسفانه مسلمین که باید تواتر قرآن را بدانند و متوجه باشند که قرآن سند دین و مدرک رسالت پیغمبر و سند شریعت ایشان است، در عین بی‌خبری مانده و متوجه نشده‌اند تا جائیکه بعضی از ايشان خیال کرده‌اند این قرآن نوشتة یکی از اصحاب و راوی آن عثمان می‌باشد، غافل از آنکه عثمان مردم رابه قرائت واحد دعوت کرد، آن هم قرآنی که بین اصحاب رسول مشهور بود و به رسول خدا(ص) عرضه شده بود، و این عمل مورد قبول اصحاب رسول(ص) با تأیید علی بن ابیطاب(ع) بود نه اینکه عثمان قرآن خود را که مدوّن کرده بزور بر سایرین تحمیل کرده باشد! خیر چنین نبوده، چون پس از رسول خدا(ص) در کیفیّت قرائت بسیاری از کلمات قرآن اختلاف بود مثلا یکی "مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ" و دیگری "ملک یوم الدین" می خواند یکی "يَطْهُرْنَ" بتخفف و ديگري "یطّهرن" بتشدید طاء قرائت می‌نمود. خلیفة سوم که آنروز زمامدار مسلمین بود اصحاب رسول خدا(ص) راخواست برای رفع اختلاف چنانکه ذیلا بیان می‌شود: آيه 102
متن آيه:
  وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيمَانُ وَلَكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَينِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يفَرِّقُونَ بِهِ بَينَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيتَعَلَّمُونَ مَا يضُرُّهُمْ وَلَا ينْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ

ترجمه: و یهود از آنچه شیاطین بر ملک سلیمان بسته و می‌خواندند، پیروی کردند، و حال آنکه سلیمان کافر نشد ولیکن شیاطین کافر شدند که به مرم سحر می‌آموختند و آنچه بر دو ملک هاروت وماروت در بابل نازل شد و آن دو به احدی نمی‌آموختند تا به او می‌گفتند که همانا موجب امتحان توئیم، پس کافر مشو، یهود از آن دو ملک چیزی را می‌آموختند که به آن بتوان بین زن و شوهر جدائی افکند، و به کسی ضرر نمی‌رسانیدند مگر اینکه ارادة خدا باشد، و آنچه ضرر داشت و فایده نداشت می‌آموختند، ومحققا می‌دانستند که هر کس چنین معامله‌ای کند در آخرت بهره‌ای ندارد و هر آینه اگر می‌دانستند به بهای بدی و به بد چیزی خود را فروختند. (102)
نکات: در این آیه چند نکته را باید در نظر داشت اول اینکه در آیات قبل صفات و عادات نکوهیدة یهود ذکر شده، در این آیه یکی از صفات بد دانشمندانشان آمده که به دنبال سحر و جادو وطلسمات می‌رفتند، وچون بعد از حضرت سلیمان(ع) مط