ری هیچکس از خدا رحیم‌تر نیست، پس او که مقام خالقیت دارد بر مخلوق ترحم نموده و باری بنده شفیعی تعیین کند و ابلاغ رحمت خود کند، که رحمت از مقام بالا به مادون است، پس بنده باید فقط از خدا بخواهد که او را نجات دهد. چنانکه در دعای جوشن به خدا عرض می‌کنیم: "یا شافع، یا شفیع". و حضرت علی در دعا می‌فرماید: "استشفع بك إلی نفسك"، و در دعای روز 14 ماه فقط خدا را شفیع بندگان معرفی کرده و می‌فرماید: "والشافع لهم لیس احد فوقك یحول دونهم".
به هر حال قرآن کوچکترین اشاره به وجود شفاعت در قیامت که مطابق میل مردم باشد ندارد و آیات شفاعت آخرتی همه در آنها نفی چنین شفاعتی شده و فقط شفاعتی که در قرآن هست، شفاعتی است که مخالف توحید نیست چنانکه شرح آن گذشت، بعضی از مثبتین شفاعت شرکیه در قیامت، متمسک به آیاتی شده‌اند که در آن کفار و مجرمین از نداشتن شفیع متحسرند، مانند آیة فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ*وَلَا صَدِيقٍ... و می‌خواهند از مفهوم مخالف این آیات استناد به اثبات چنین شفاعتی کنند. جواب آن است که کفار که آروز می‌کنند که کاش آنان را شفیعی یا دوست مهربانی بود، این آرزو مانند سایر آرزوها وآرزوی برگشت به دنیا که مصداق آن در قیامت یافت نمی‌شود، می‌باشد، مگر صدیق حمیم که در ردیف شفیع است، برای مؤمنین هست که برای کفار نیست، مگر در سورة معارج نمی‌فرماید: 
 وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً	(معارج: 10)
مگر در سورة عبس نمی‌فرماید: 
( يوْمَ يفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ(34) وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ(35) وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ(36) لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يوْمَئِذٍ شَأْنٌ يغْنِيهِ(37) (عبس: 33-37 )
که این حالات تنها برای کفار نیست بلکه برای همه است. پس در قیامت شفیعی نیست چنانکه برگشتی و حمیمی و فدیه‌ای نیست ووو.... ودر آیة 18 سورة رعد می‌فرماید: 
(وَالَّذِينَ لَمْ يسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ)
و در آیة مورد بحث خطاب به مؤمنین می‌فرماید: 
*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
که آب پاک بدست همه ریخته که در قیامت چنین شفاعتی نیست چنانکه خلتی و بیعی نیست، و در آخر آیه فرموده: وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، تو گوئی آنان که این معنی را باور ندارند و برای خود شفیعانی تصور می‌کنند به این آیات کافرند.
در خاتمه روایاتی موافق قرآن در مورد اینکه فقط ایمان و عمل موجب نجات است می‌آوریم: 
اول: شیعه و سنی به روایت صحیح در کتب خود آورده‌اند که رسول خدا(ص) مکرر به کسان خود می‌فرمود: "یا فاطمة بنت محمد و یا صفیه عمة رسول الله و یا ... اعملا لما عندالله ... فإني لا أغني عنکما من الله شیئا". 
دوم: امالی طوسی ص 381 از امام باقر(ع) روایت کرده که فرموده: "لا ینال ما عند الله إلا بالعمل".
سوم: – روضة کافی روایت کرده که امام صادق(ع) فرموده: "انه لیس یغني عنکم من الله أحد من خلقه شیئا لا ملك مقرب و لا نبی مرسل و لا من دون ذلك".
چهارم: بحار و امالی طوسی ص 302 روایت کرده که امام باقر(ع) فرود: "لا قرابة بیننا و بین الله عزوجل و لا یتقرب إلی الله إلا بالطاعة". 
پنجم: در روضة کافی ص 26 از صحیفة حضرت علی بن الحسین(ع) که فرمود: "واعلموا أنکم عبید الله و نحن معکم، یحکم علینا و علیکم سید حاکم غدا و هو یوقفکم ویسائلکم فأعدوا لجواب قبل الوقوف والمسائلة و العرض علی رب العالمین..." .
در کتاب صفات الشیعه از جملة فرمایشات رسول خدا(ص) آورده است که فرمود: "إني شفیق علیکم لا تقولوا أن محمدا منا فوالله ما أولیائی منکم و لا من غیرکم إلا المتقون، فلا أعرفکم تأتونی یوم القیامة تحملون الدنیا علی رقابکم و يأتون الناس یحملون الآخرة ألا و إنی قد اعذرت فیما بینی و بینکم و إن لی عملی و لکم عملکم". و همچنین از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: "أیها الناس لیس بین الله و بین أحد نسب و لا أمر یؤتیه به خیر و یصرف عنه شرا إلا العمل، ألا لا یدعین مدع و لایتمنین متمن، و الذی بعثنی بالحق لا ینجی إلا عمل مع رحمه، ولوعصیت لهویت". این حدیث موافق قرآن است که *قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ&.
و صدها از این قبیل احادیث که فقط با عمل می‌توان نجات یافت. البته احادیثی هم برای اثبات آن شفاعتی که مخالف قرآن است نیز آمده که تماما ضعیف‌السند و خالف عقل و قرآن است و آثار کذب و جعل از سراسر آنها نمودار است و مجلسی آنها را در جلد 8 بحار جدید آورده، ما یک روایت آن را برای نمونه نقل می‌کنیم: در ص 45 ج 8 نقل کرده از امام صادق که ما فارسی آنرا بطور اختصار می‌آوریم که: مردم پابرهنه و عریان در صحرای محشر محشور می‌شوند، و به اندازه‌ای در شدت و عرق گرفتار می‌شوند که می‌گویند ای کاش خدا حکم می‌کرد بین ما، و لو به رفتن در آتش، زیرا نسبتاً به آن حالی که دارند در آتش راحتی است... تا می‌روند نزد محمد(ص) و می‌گویند از خدا بخواه بین ما حکم کند، می‌گوید: بلی من همراه با شمایم،پس می‌آید به خانة خدای رحمن که درب وسیعی دارد، و حلقة آن را حرکت می‌دهد، گفته می‌شود: کیست اینکه درب را می‌زند، و حال آنکه خدا داناتر است به آن؟ پس می‌گوید: من محمدم. گفته شود: برای او درب را باز کنید، چون باز شود، ناگاه نظری کنم به پروردگارم و او را تمجیدی کنم که احدی قبل از من و پس از من نکرده باشد، سپس به سجده روم، خدا می‌گوید سرت را بردار، قول تو مسموع است، و شفاعت کن تا عطا شوی، پس من سر را بلند کنم و به پروردگارم نظر کنم، و  او را بهتر از اول تمجید کنم، سپس به سجده بیفتم تا سه مرتبه، وچون مرتبة سوم سربردارم، می‌گویم: خدایا حکم کن بین بندگانت ولو بسوی آتش. خدا می‌فرماید: بلی ای محمد. سپس شتری از یاقوت سرخ آورده شود که زمام آن از زبرجد سبز باشد، تا اینکه سوار شوم.... تا اینکه امام صادق فرماید ما را بیاورند. و پروردگارمان بر تخت بنشیند و نامه‌ها را بیاورند و ما علیه دشمنانمان شهادت دهیم و له دوستانمان... . نویسنده گوید اگر کسی تدبر کند کفر و خرافات از این روایت می‌بارد، زیرا برای خدا خانه و تخت و حلقة درب تراشیده و رسول خدا به خدا نظر کرده و آن قدر خدا را تعریف کرده تا خدا حکم کند بین بندگانش، و اگر تمجیدا و نبود شاید حکمی نمی‌کرد ووو... 
حال می‌شود با این قبیل روایات برخلاف قرآن حکمی کرد. در شفاعت خواستن از پیغمبر و  امام به پروردگار علام نوع جسارت و گستاخی است که شریعت مطهرة اسلام از آن منع فرموده است چنانکه در کتاب البدایه و النهایه ابوالفداء ص 10 ج 1 آمده است: ... "عن حبیر بن محمد بن حبیر بن مطعم عن أبیه عن جده قال: أتی رسول الله (ص) اعرابی فقال: یا رسول الله (ص) جهدت الأنفس و جاعت العی