دکی از ایشان، پس چون او و آنانکه به او ایمان داشتند از آن نهر گذشتند گفتند امروز ما را در مقابل جالوت و لشکریانش طاقتی نیست، ولی کسانیکه به ملاقات رحمت خدا معتقد بودند گفتند چه بسا گروه کمی که به اذن خدا بر گروه بسیاری پیروزی یافته، و خدا با صبرکنندگان است.(249)
نکات: بنی‌اسرائیل بواسطة عمل‌نکردن به أوامر إلهی وشیوع فحشاء ومنکرات، اخیارشان کم شدند، و اشرارشان تسلط پیدا کردند، وبه تدریج دولت از دستشان رفت، و ایشان را از خانه و لانه بیرون کردند، تا اینکه پیمبری بعد از حضرت موسی(ع) به نام اشموئیل(ع) میانشان مبعوث شد، ایشان به او گفتند از خدا بخواه برای ما پادشاهی معین کند که به سرپرستی او با کفار جهاد کنیم، پیغمبرشان گفت اگر جهاد بر شما واجب شود ممکن است سستی کنید، گفتند برای چه، اگر برای حفظ دنیا هم باشد ما از جهاد کوتاهی نخواهیم کرد، زیرا ما را از مال و منازل، بیرون کرده‌اند. به هر حال خدا برای ایشان طالوت را سلطنت داد، آنان گفتند ما بهتر از طالوتیم، زیرا او فقیر است، و برای ادارة امور مال لازم است، پیغمبرشان گفت خدا او را برگزیده بواسطة دو چیز: یکی زیادتی دانش. و دیگری نیروی جسمی او. و معلوم است که ادارة مملکت احتیاج به دانش و فکر و قدرت بیشتر دارد از احتیاج به مال و بدانش و فکر، می‌توان مال تهیه کرد، برای اینکه: 
اولا: علم و قدرت از کمالات حقیقی، و مال و ثروت از کمالات مجازی است.
ثانیا: علم و قدرت از انسان جدا نمی‌شود، ولی مال جدا می‌گردد.
ثالثا:  علم وقدرت را کسی نمی‌تواند سرقت کند به خلاف مال.
رابعا: علم و سیاست برای حفظ مملکت به از مال و ثروت است، چه بسیار ثروتمندان که اسیر دست دانشمندان و سیاستمدارانند.
خامسا: با علم و قدرت می‌توان جبران فقر نمود، ولی با ثروت نمی‌توان جبران جهل نمود.
و مقصود ازجملة (وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ)، مراد از جسم ممکن است زیادتی عرض و طول و خوبی قامت باشد، ولی ظاهر این است که زیادتی نیرو و قوه باشد، زیرا به بزرگی هیکل و خوبی جمال دفع دشمن نمی‌شود. و خدا علم را در این آیات بر نیروی بدنی مقدم داشته، زیرا علم نیروی روحی است "وهو أشرف من البدن"، و آمدن تابوت معجزه‌‌ای بوده، و تابوت صندوقی بوده از حضرت موسی(ع) که به یادگار در میان بنی‌اسرائیل بود، و در جنگها آنرا برای فتح و ظفر همراه می‌بردند، و آن موجب قوت قلب و آرامش دلشان بود، پس عمالقه و کفار بردند، پیغمبرشان گفت: فرشتگان به أمر خدا آن را می‌آورند، کفار به آن اهمیت نمی‌دادند و در جای نامناسب که محل کثافت بود، می‌گذاشتند، روزی آن را بستند به شاخ دو گاو و آنها را رها کردند، گاوها تابوت را آوردند نزد طالوت. ومقصود از جملة:(إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ)، این است که قبل از وقوع جنگ خدا خواست آزمایش شوند، طالوت به قوم خود گفت ما اگر بخواهیم به جنگ طالوت برویم، باید جوانان با نشاط که زن نگرفته باشند، و اشتغال به ساختمان منزل وتجارت نداشته باشند، همراه من بیایند، و لذا هشتاد هزار جوان بدور او جمع شدند، پس چون معروف بودند به مخالفت با أنبیاء و أمراء خود، و برای فرار از جنگ بهانه می‌گرفتند، لذا طالوت ایشان را امتحان کرد، و به لشکر خود گفت از نهر آبی که بین فلسطین و اردن می‌باشدو در مسیر راه است، هر کس آب بیاشامد، از من نیست، وهر کس نچشد او از من و پیرو من است، و این وسیلة خوبی بود برای امتحان لشکری که در بیابان تشنه می‌باشند، چه خودشان و چه اسبهاشان و اگر از آن آب می‌آشامیدند، معلوم می‌شد مقابل دشمن مقاومت نخواهند کرد، و چون طالوت فرمود:(فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيسَ مِنِّي)، ممکن بگويند آب را بردارند میان کوزه وطرف دیگر، و سپس آن را بیاشامند و بودند ما از خود نهر نیاشامیدیم و لذا برای جلوگیری از این حیله فرمود:(وَمَنْ لَمْ يطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي)، یعنی هر کس نچشد، چه از نهر و چه از ظرف دیگر، او از من است. بنی‌اسرائیل بد امتحان دادند عده‌ای که چهار هزار و یا سیصد و سیزده نفر بودند، پابرجا مانده و نچشیدند، و همانان بودند که از جهاد استقبال کرده و با کمی عدد جالوت را شکست دادند.آيه 250 الي 251
متن آيه:
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَينَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ(البقرة/250) فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ(البقرة/251)
ترجمه: و چون طالوت و مؤمنین با جالوت و لشکریانش، روبرو شدند، گفتند پروردگارا صبر و شکیبائی بر ما بریز و قدمهای ما را ثابت بدار، و ما را بر گروه کافران یاری نما(250) پس به ارادة خدا ایشان را متفرق ساختند و داود جالوت را کشت، وخدا او را پادشاهی و حکمت بداد، و از آنچه می‌خواست به او آموخت، و اگر خدا شر و ستم بعضی از مردم را توسط بعضی دیگر دفع نمی‌فرمود هر آینه زمین فاسد شدی، ولیکن خدا بر جهانیان صاحب تفضل است.(251)
نکات: سبب پیشرفت مؤمنین که دارای ایمان محکم بودند، در هر أمری خصوصا در مبارزه سه چیز بود:
اول: صبر و شکیبائی‌ ایشان.
دوم: ثبات قدم.
سوم: داشتن لوازم و وسائل نصرت.
و این هر سه را پیروان طالوت خواستند بلکه داشتند، و لذا پیروز شدند، مسلمین بایداز قصه‌های قرآن عبرت گیرند تا به عزت اولیة خود برسند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:190.txt">آیه 253-252 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:191.txt">آيه 254 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:192.txt">آيه 255 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:193.txt">آیه 257-256 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:194.txt">آیه 258 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:195.txt">آیه 259 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:196.txt">آیه 260 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:197.txt">آیه 264-261 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:198.txt">آیه 268-265 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:199.txt">آیه 269 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:200.txt">آیه 271-270 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:201.txt">آیه 273-272 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:202.txt">آیه 276-274 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:203.txt">آیه 281-277 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:204.txt">آیه 283-282 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:205.txt">آیه 286-284 (البقرة)</a></body></html>مسلمین اگر بخواهند به عزّت و برتری و دولت حقّة از دست رفتة خود برسند، باید اختلافات خود را حلّ کنند و حلّ اختلافات ایشان ممکن نیست مگر با مراجعة به قرآن، زیرا خدایتعالی قرآن را رافع اختلاف آنان قرار داد، و فرق مسلمین تماماً قرآن را قبول دارند، اگرچه بزبان باشد، «اگر کسی ایمان به خدا دارد باید سخن خدا را بپذیرد و برای رفع اختلاف و دفع عداوت رجوع به قرآن کند، در سورة نحل آیة 64 فرموده: 
وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَينَ لَهُمُ الّ