وَلَا يحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ(الماعون/3) فَوَيلٌ لِلْمُصَلِّينَ(الماعون/4) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ(الماعون/5) الَّذِينَ هُمْ يرَاءُونَ(الماعون/6) وَيمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(الماعون/7)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. آیا آن کسیکه به روز جزاء تکذیب می‌کرد دیدی؟(1) همان است که یتیم را می‌راند و پرخاش می‌کند(2) و بر خوراک بینوا ترغیب نمی‌کند(3) پس وای بر نمازگزاران(4) آنانکه از نماز خویش غافلند(5) همانانکه ریا می‌کنند(6) و از بهرة به دیگران و رفع احتیاج آنان دریغ دارند.(7)
نکات: فَذَلِكَ با فاء تفریع آمده یعنی آنکه دین ندارد نتیجه‌اش همین است که سنگین‌دل است و حتی بر یتیم و مسکین رحم نمی‌کند، و نه دیگران را ترغیب می‌کند، و اگر نمازی بخواند با غفلت و ریا است. و الْمَاعُونَ چیزهای مختصری است که به آن رفع حاجت دیگران می‌شود مانند کبریت و سوزن و چاقو که مردم در مواقع بسیاری محتاج می‌شوند و مرد متدین نباید از این چیزها دریغ نماید.سورة کوثر مکی و شامل 3 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ(الکوثر/1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ(الکوثر/2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ(الکوثر/3)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. حقا که ما به تو خیر بسیار عطا کردیم(1) پس برای پروردگارت نماز کن و نحر نما(2) محققا دشمنت خودش دم بریده و قطع‌شده است.(3)
نکات: الْكَوْثَرَ در لغت خیر کثیری را گویند گویا مبالغة در کثرت است و مقصود از آن مجموع عنایاتی است که در حق محمد(ص) عطا شده از نبوت و رفعت ذکر و تسلط بر کفر و علم کثیر و هدایت مردم بواسطة کتاب خدا و خلق عظیم و نهر کوثر، چون کوثر مطلق است شامل تمام اینها می‌شود. و مقصود از جملة: شَانِئَكَ همان عاص بن وائل است که می‌گفت محمد ابتر است و پسری ندارد و پس از وفاتش دین او زائل می‌گردد، خدای‌تعالی در حق او و یارانش فرموده دشمن تو ابتر و مقطوع‌الخیر خواهد بود و دشمنان تو بعد از مرگشان نامشان گم و ذکرشان از بین می‌رود لیکن تو بلند شده در تمام منابر و مساجد و بین عموم بشر همیشه یاد خواهی شد و همة پاکان به تو اقتداء خواهند کرد و ذکر خیر تو باقی مانده و از بین نمی‌رود. و جملة فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ، دلالت دارد که قربانی نیز مانند نماز عبادت و مخصوص خدای واحد است و برای کس دیگر جایز نیست، بنابراین برای کسی که از سفر برگشته حیوانی را در برابر او به زمین خوابانده و سر می‌برند و می‌گویند گوشت آن حیوان به آن مسافر نمی‌رسد و فقط این احترام و خضوع در این کار مال او بوده به او هدیه می‌کنیم تمام این اعمال مخالف قرآن است زیرا خداوند در آیه 37 سوره حج می‌فرماید: (لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ ... ) یعنی گوشت و خونهای قربانیها به خدا نمی‌رسد بلکه تقوای قلب شما به خدا می‌رسد که مردم همین احترام را تقدیم از سفر برگشته یا فلان امامزاده می‌کنند. و علی(ع) فرمود: سمعت رسول الله(ص) یقول: لعن الله من ذبح لغیر الله، یعنی از رسول اکرم(ص) شنیدم که فرمود: خدا لعنت کند کسی را که حیوانی را برای غیر خدا ذبح کند و سر ببرد.سورة کافرون مکی و شامل 6 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ يا أَيهَا الْكَافِرُونَ(الکافرون/1) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ(الکافرون/2) وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ(الکافرون/3) وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ(الکافرون/4) وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ(الکافرون/5) لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ(الکافرون/6)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. بگو ای کافران(1) من نمی‌پرستم آنچه را شما می‌پرستید(2) ونه شما پرستندة معبود منید(3) و نه من پرستندة معبود شمایم(4) و نه شما پرستندة معبود منید(5) برای شما دین شما و برای من دین من.(6)
نکات: این سوره در مقابل پیشنهاد مشرکین است که گفتند: یا محمد بیا صلح و صفا برقرار کنیم که یک سال تو بتها را پرستش کن و یک سال ما خدای تو را پرستش کنیم، خدا به رسول خود فرموده: بگو ... معلوم می‌شود خدا مستقیماً به مشرکین خطاب ننموده زیرا ایشان قابل خطاب إلهی نبودند. بگو که بت‌پرستی منافات با خداپرستی دارد. و جملة: وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ، جملة اسمیه دلالت بر دوام و استمرار دارد و شامل ما مضی و حال و ما یأتی می‌شود. و جملة: مَا عَبَدْتُمْ ماضی است یعنی در گذشته من معبود شما را نپرستیدم، و ممکن است به دلالت این آیه بگوئیم رسول خدا(ص) قبل از نبوتش بت‌پرستی ننموده است. و جملة لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِي دِينِ بنابر اقتضای زمان بوده زمانی که رسول خدا(ص) در ضعف بود، و منافات ندارد که بعدا دعوت خود را علنی و مأمور به دعوت مردم به اسلام شد و به دفاع با شمشیر در مقابل مخالفین پرداخت.سورة نصر مدنی و شامل 3 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(النصر/1) وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(النصر/2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا(النصر/3)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. هنگامیکه یاری خدا و پیروزی بیاید(1) و دیدی که مردم گروه‌گروه داخل دین می‌شوند(2) پس با ستایش پروردگارت او را تسبیح‌گو و از او آمرزش بخواه زیرا او توبه‌پذیر است.(3)
نکات: إِذَا ظرف زمان استقبال است، از قرائن معلوم می‌شود که این سوره قبل از فتح مکه نازل شده زیرا تا قبل از فتح مکه اکثر مردم حجاز به اهل مکه و قریش چشم داشتند که ببینند بتان و بت‌پرستان کعبه با دین جدید چه می‌کنند، چون فتح مکه شد دیگر ترس مردم بر طرف و دین آزاد گردید، و هر کس عقلا متمایل به دین جدید بود ایمان آورد، و هر کس دینش تقلیدی بود به تقلید خود راکد ماند، و هر کس برای مصلحت دنیا ایمان می‌آورد ایمان آورد، و تا قبل از فتح مکه چنین نبود. و به رسول خدا(ص) پس ازنزول این سوره معلوم شد وظیفة خود را انجام داده باید مهیای سفر آخرت گردد و برای بی‌صبریها که کرده و متی‌ نصرالله می‌گفته استغفار نماید.سورة مسد و یا لهب و یا تبت مکی و شامل 5 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ(المسد/1) مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ(المسد/2) سَيصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ(المسد/3) وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ(المسد/4) فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ(المسد/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. دو دست ابی‌لهب زیان کرد و خود او زیان نمود(1) مال و اعمال او به او بهره نداد(2) بزودی در آتش فروزان در آید(3) و زن او هیزم‌کش است(4) در گردنش ریسمانی از لیف خرما است.(5)
نکات: ابولهب نامش عبدالعزی فرزند عبدالمطلب و عم