ی خود و عدد محفل خود را و یا عدد ماه و یا هر عدد خوبی را نوزده گرفته‌اند.آیه 49 الی 56
متن آیه:
فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ(المدثر/49) كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ(المدثر/50) فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ(المدثر/51) بَلْ يرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يؤْتَى صُحُفًا مُنَشَّرَةً(المدثر/52) كَلَّا بَلْ لَا يخَافُونَ الْآخِرَةَ(المدثر/53) كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ(المدثر/54) فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ(المدثر/55) وَمَا يذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ(المدثر/56)
ترجمه: پس چه شده این مردم را که از تذکر و پند اعراض می‌کنند(49) گویا خران رم‌کننده می‌باشند(50) که از شیر گریخته‌اند(51) بلکه هر مردی از ایشان می‌خواهد صحیفه‌‌های نشر شده به او داده شود(52) نه چنین است هرگز بلکه از سرای دیگر نمی‌ترسند(53) آری این قرآن موجب تذکری است(54) پس هر که بخواهد پند گیرد و آنرا یاد کند(55) و پند نمی‌گیرند مگر اینکه خدا بخواهد که او اهل تقوی و مغفرتست.(56)
نکات: کفار می‌گفتند ما به تو ایمان نمی‌آوریم تا برای هر یک از ما کتب و اوراقی بیاوری و به هر یک از ما کتابی نازل شود، خداوند می‌فرماید چنین نیست که اینان می‌گویند بلکه چون ایمان ندارند بهانه‌گیری می‌کنند و بعلاوه اگر بنا باشد به هر بشری کتابی نازل شود دیگر ارسال رسل معنی ندارد. و معنی اهل التقوی این است که خدا سزاوار است که از او ترسیده شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1754.txt">آيه 12-1 (القیامة)</a><a class="text" href="w:text:1755.txt">آيه 21-13 (القیامة)</a><a class="text" href="w:text:1756.txt">آيه 30-22 (القیامة)</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">آيه 40-31 (القیامة)</a></body></html>سورة قیامه مکی و دارای 40 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 12
متن آیه:
لَا أُقْسِمُ بِيوْمِ الْقِيامَةِ(القيامة/1) وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ(القيامة/2) أَيحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ(القيامة/3) بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّي بَنَانَهُ(القيامة/4) بَلْ يرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيفْجُرَ أَمَامَهُ(القيامة/5) يسْأَلُ أَيانَ يوْمُ الْقِيامَةِ(القيامة/6) فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ(القيامة/7) وَخَسَفَ الْقَمَرُ(القيامة/8) وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ(القيامة/9) يقُولُ الْإِنْسَانُ يوْمَئِذٍ أَينَ الْمَفَرُّ(القيامة/10) كَلَّا لَا وَزَرَ(القيامة/11) إِلَى رَبِّكَ يوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ(القيامة/12)
ترجمه: بنام خدای کامل‌الذات و الصفات رحمن رحیم. قسم نمی‌خورم به روز محشر(1) قسم نمی‌خورم به نفس ملامت‌گر(2) آیا انسان گمان می‌کند که استخوانهایش را جمع نمی‌کنیم(3) بلی توانائیم بر اینکه سرانگشتانش را بسازیم(4) بلکه انسان می‌خواهد آینده نیز بدکاری کند(5) که می‌پرسد روز قیامت کی خواهد بود(6) آن هنگام که چشم خیره شود(7) و ماه بگیرد(8) و خورشید وماه جمع گردد(9) انسان بگوید در آن روز کجاست مفر(10) آری نیست مفر(11) آن روز به سوی پروردگار است جای قرار.(12)
نکات: لَا در لَا أُقْسِمُ ممکن است نافیه باشد چنانکه ما ترجمه کردیم زیرا مشرکین قیامت و محشر و همچنین نفس ملامت‌گر را که در قیامت خود را ملامت کند قبول نداشتند و قسم‌خوردن به چیزی که طرف قبول ندارد لغو است. و حق‌تعالی از میان تمام اعضای انسان برای اظهار قدرت به ساختن سرانگشتان استدلال کرده و در این آیات فرموده: قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّي بَنَانَهُ، و در علم امروز ثابت شده که میلیاردها بشر گذشته و آینده در نقشة پوست انگشتان با هم اختلاف دارند و از اینجا انگشت‌نگاری بوجود آمده که هر کسی را می‌توانند امتیاز دهند از دیرگی بواسطة نقشه و خطوط سرانگشتانش، در این آیات خدا خواسته بفهماند که قدرت و ارادة ما است که چنین امتیازی در خطوط سرانگشتانش نهاده‌ایم که هر مقصری را به توسط انگشتانش می‌توان تعیین کرد و در قیامت همان خطوط را اعاده می‌دهیم.آیه 13 الی 21
متن آیه:
ينَبَّأُ الْإِنْسَانُ يوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ(القيامة/13) بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ(القيامة/14) وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ(القيامة/15) لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ(القيامة/16) إِنَّ عَلَينَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ(القيامة/17) فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ(القيامة/18) ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا بَيانَهُ(القيامة/19) كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ(القيامة/20) وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ(القيامة/21)
ترجمه: در آن روز خبر داده می‌شود انسان به آنچه جلوتر و عقب‌تر کرده است(13) بلکه (خبر لازم نیست) انسان بر خودش بیناست(14) و اگر چه عذرهائی برای خود القاء کند و پرده‌پوشی نماید(15) زبانت را به آن حرکت مده برای آنکه به آن شتاب کنی(16) که بر عهدة ما است جمع و قرائت آن(17) پس چون آنرا قرائت کردیم پیروی کن قرائت آنرا(18) سپس بر عهدة ما است بیان آن(19) آگاه باش بلکه دوست می‌دارید دنیا را(20) و رها می‌کنید آخرت را.(21)
نکات: مَعَاذِيرَ جمع معذرة است که انسان برای گناهان خود معذرت‌خواهی می‌کند، و عذرهائی می‌آورد، ممکن است جمع معذار به معنی؛ ستر باشد یعنی به عمل خود پرده‌پوشی کند. و در جملة: لَا تُحَرِّكْ بِهِ ... دو احتمال گفته‌اند: اول: اینکه خطاب به رسول خدا(ص) باشد که او در موقع نزول وحی و قرائت جبرئیل عجله می‌کرد و همراه با قرائت جبرئیل زبان خود را به قرائت حرکت می‌داد برای اینکه فراموش نکند، خدا او را از عجله نهی می‌کند. و دوم: اینکه خطاب به انسان باشد در روز معاد به قرینة آیات قبل و بعد چون انسان در موقع قرائت نامة عمل از ترس تلجلج می‌کند و عجله می‌نماید، خدا فرموده به او گفته می‌شود عجله مکن که بر عهدة ما بوده جمع و ضبط آن، چون ما قرائت و یکی‌یکی اعمال تو را ذکر کردیم تو قرائت آن را پیروی کن به تصدیق آن و ما به تفصیل گناهان تو را بیان می‌کنیم. ولی قول ظاهر و قوی همان معنی اول است که خطاب به پیغمبر اکرم(ص) باشد. و جملة إِنَّ عَلَينَا بَيانَهُ دلالت دارد بر جواز تأخیر بیان از وقت خطاب و همچنین دلالت دارد بر وجوب بیان بر خدا آنچه را که لازم‌العلم والعمل است که خود خدا باید بگوید و بیان کند نه دیگری.آیه 22 الی 30
متن آیه:
وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ(القيامة/22) إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ(القيامة/23) وَوُجُوهٌ يوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ(القيامة/24) تَظُنُّ أَنْ يفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ(القيامة/25) كَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِي(القيامة/26) وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ(القيامة/27) وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ(القيامة/28) وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ(القيامة/29) إِلَى رَبِّكَ يوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ(القيامة/30)
ترجمه: چهره‌هائی در آن روز شادابست(22) فقط به سوی لطف خداوند نگرانست(23) و چهره‌هائی در آنروز ترشروی است(24) گمان دارد رفتار کمرشکنی با او می