باشند که می‌گفتند محمد ما را به عذاب می‌ترساند، این عذاب مال کیست و به که واقع می‌شود، و ممکن است بگوئیم خود پیغمبر سؤال عذاب‌کرده از بس او را آزار کردند و لذا در آخر خدا فرموده:فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا. وظاهر آن است که مقصود از روز پنجاه هزار سال آخرت می‌باشد.آيه 226 الي 227
متن آيه:
لِلَّذِينَ يؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(البقرة/226)  وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(البقرة/227)
ترجمه: برای آنانکه از زنانشان ایلاء می‌کنند، انتظار بردن چهار ماه است، پس اگر برگردد خدا آمرزنده و رحیم است(226) و اگر قصد طلاق کنند پس محققا خدا شنوا و داناست.(227)
نکات: ایلاء عبارتست از اینکه مردی قسم بخورد که با زن خود هم‌بستر نشود، چه قسم او مطلق باشد، و چه ابدی، و چه مقید به زمان زیادتر از چهارماه و قصد او از قسم اذیت و آزار همسر خود باشد، اگر چنین قسمی خورد، زن او برای حق خود می‌تواند مراجعه به حاکم کند، تا حاکم مرد را وادار به برگشت از قسم نماید و یا طلاق دهد. و اگر خود مرد برگشت از قسمی که خورده، آیا کفاره دارد و یا خیر، مورد اختلاف است ودر آیه صحبتی از کفاره نیست. و گفته‌اند کفارة آن اطعام ده مسکین است و یا دادن لباس به ده مسکین، و اگر ندارد سه روز روزه بگیرد. ولی به نظر ما کفاره ندارد زیرا قسم‌خوردن به ترک وطی راجح و مشروع نیست و می‌توان گفت قسم منعقد نمی‌شود. پس ظاهر آن است کفّاره ندارد، و از آیه نیز کفّاره استفاده نمی‌شود.آیه 6 الی 18
متن آیه:
إِنَّهُمْ يرَوْنَهُ بَعِيدًا(المعارج/6) وَنَرَاهُ قَرِيبًا(المعارج/7) يوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ(المعارج/8) وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ(المعارج/9) وَلَا يسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا(المعارج/10) يبَصَّرُونَهُمْ يوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ(المعارج/11) وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ(المعارج/12) وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ(المعارج/13) وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ ينْجِيهِ(المعارج/14) كَلَّا إِنَّهَا لَظَى(المعارج/15) نَزَّاعَةً لِلشَّوَى(المعارج/16) تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى(المعارج/17) وَجَمَعَ فَأَوْعَى(المعارج/18)
ترجمه: به تحقیق ایشان آنرا دور می‌بینند(6) و ما آنرا نزدیک می‌بینیم(7) روزی که آسمان مانند نقرة گداخته شود(8) و کوهها مانند پشم رنگارنگ گردد(9) و خویشی از خویش نپرسد(10) آنان به اینان بینا گردند، گنه‌کار دوست می‌دارد که اگر فدا می‌داد از عذاب آن روز فرزندانش را(11) و همسر و برادرش را(12) وخویشانی که پناهش می‌دادند(13) و تمام اهل زمین را آنگاه او را نجات می‌بخشید(14) نه چنین است حقا که دوزخ شعله‌ور است(15) کنندة پوست سر است(16) می‌خواند آنرا که پشت کرد و روگردانیده(17) و جمع مال نموده و حفظ نموده.(18)
نکات: جملة: وَلَا يسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا را به صیغة معلوم و مجهول قرائت کرده‌اند و ما در ترجمه معنی معلوم آوردیم و اگر به صیغة مجهول باشد معنی چنین می‌شود: هیچ خویشی از خویش پرسیده نشود یعنی از اعمال خویش خود مسئول نیست و هر کس مسئول اعمال خود است، و اگر معلوم باشد معنی چنین می‌شود: هیچ خویشی از خویش سؤال نمی‌کند یعنی از بس به خود مشغولند به فکر دیگری نیستند. و جملة: تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى، دلالت دارد که آتش شعلة دوزخ به قدرت إلهی شعور دارد ومجرمین را می‌خواند و آنها را به داخل خود می‌کشد، نعوذ بالله من غضبه. و مقصود از جملة فَأَوْعَى این است که در صندوقی نهاده و انفاق نکرده است.آیه 19 الی 35
متن آیه:
إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا(المعارج/19) إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا(المعارج/20) وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيرُ مَنُوعًا(المعارج/21) إِلَّا الْمُصَلِّينَ(المعارج/22) الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ(المعارج/23) وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ(المعارج/24) لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ(المعارج/25) وَالَّذِينَ يصَدِّقُونَ بِيوْمِ الدِّينِ(المعارج/26) وَالَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذَابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ(المعارج/27) إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيرُ مَأْمُونٍ(المعارج/28) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(المعارج/29)  إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيرُ مَلُومِينَ(المعارج/30) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ(المعارج/31)  وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ(المعارج/32) وَالَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ(المعارج/33) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يحَافِظُونَ(المعارج/34)  أُولَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ(المعارج/35)
ترجمه: حقا که انسان کم‌طاقت آفریده شده(19) چون شری به او رسد بسیار جزع کند(20) و چون خیری به او رسد منع نماید(21) مگر آنانکه نماز گذارند(22) آنانکه بر نماز مداومت کنند(23) و آنانکه در اموالشان حق معین و معلومی است(24) برای سائل و محروم(25) و آنانکه به روز جزاء تصدیق می‌کنند(26) و آنانکه خود از عذاب پروردگارشان هراسانند(27) حقا که از عذاب پروردگارشان ایمن نتوان بود(28) و آنانکه ایشان فرجهای خود را نگاه دارند(29) مگر بر همسرانشان و یا ملک یمینشان که محققا مورد ملامت نباشند(30) پس هر که غیر از این بجوید پس همانان تجاوزگرانند(31) و آنانکه ایشان به امانتهای خود و پیمان خود رعایت کنانند(32) و آنانکه ایشان به شهادتهاشان قیام و اقدام کننده‌اند(33) و آنانکه ایشان بر نمازشان مواظب و محافظند(34) این گروهند که در بهشتها گرامی و محترمند.(35)
نکات: مقصود از شر در جملة: إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا، فقر وفاقه ومرض و سختی است، و مقصود از خیر در جملة وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيرُ مَنُوعًا ثروت و دولت و تندرستی و فراخی و مال و منال است که بخل نماید و إِلَّا الْمُصَلِّينَ دلالت دارد که مصلین و نمازگزران در گرفتاریها جزع و فزع نمی‌کنند و مأیوس نمی‌شوند و هرگاه به مال و منالی نیز برسند انحصار طلب نیستند، بنابراین مؤمن واقعی بخیل و انحصار طلب نیست، و اگر کسانی نماز می‌خوانند و انحصارطلب می‌باشند باید در نماز و تقوای ایشان شک نمود و ایشان را از وصف مصلین خارج دانست. بعضی گفته‌اند: مقصود از حَقٌّ مَعْلُومٌ زکات است، ولی چون این آیات در مکه نازل شده باید أعم از زکات باشد از صدقه و صلة رحم و هر نوع دستگیری. و مقصود از الْمَحْرُومِ کسی است که اظهار فقر نمی‌کند با اینکه محتاج است. و از جملة: «عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ» و «عَلَى صَلَاتِهِمْ يحَافِظُونَ» استفاده می‌شود که باید انسان هم به نماز مداومت کند و هم آنرا از نسیان و ترک و ابطال حفظ نماید. و إلا داخل در مستثنی منه یعنی اهل دوزخ خواهد بود.آیه 36 الی 44
متن آیه:
فَمَال