باشد. و جملة:(وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ) ، اشاره به ایناست که شکر وجود زنان وبهرة آنان این است که برای خود از اعمال صالحه ذخیره نمائید. و این جمله نظیر آیاتی است که فرموده: وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1701.txt">آيه 3-1 (التحریم)</a><a class="text" href="w:text:1702.txt">آیه 5-4 (التحریم)</a><a class="text" href="w:text:1703.txt">آيه 8-6 (التحریم)</a><a class="text" href="w:text:1704.txt">آيه 9 (التحریم)</a><a class="text" href="w:text:1705.txt">آيه 12-10 (التحریم)</a></body></html>سورة تحریم مدنی و دارای 12 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 3
متن آیه:
يا أَيهَا النَّبِي لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التحريم/1) قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ(التحريم/2) وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِي إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِي الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ(التحريم/3)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. ای پیامبر، چرا حرام می‌کنی آنچه خدا بر تو حلال کرده است خشنودی زنانت را می‌جوئی وخدا آمرزندة رحیم است(1) به تحقیق خدا مقرر نموده برای شما گشودن سوگندهایتان را و خدا دوست شماست و او دانای درستکار است(2) و چون این پیغمبر به بعضی از زنان خود سخنی را اظهار کرد پس همین که او سخن وی را به دیگری خبر داد و خدا پیغمبر را بر آن مطلع کرد پیغمبر بعض آنرا گرفت و از بعض دیگر خودداری کرد، پس چون زن را از قضیه خبر داد، زن گفت این خبر را کی به تو داد؟ (پیامبر) گفت دانای آگاه مرا خبر داد.(3)
نکات: از این آیات استفاده می‌شود که رسول خدا(ص) چیزی بر خود حرام کرده و قسم خورده و خدا خطاب عتاب و یا خطاب تنبیه‌آمیز به او نموده است. و سبب نزول این آیات را دو چیز ذکر کرده‌اند: 
اول: اینکه رسول خدا(ص) پس از نماز صبح به حجرات زوجات خود می‌آمد برای رسیدگی به امور ایشان و سپس به امور تبلیغ احکام می‌پرداخت، زینب بنت جحش و یا حفصه برای اینکه چند لحظه رسول خدا را در منزل خود بیشتر نگه دارد شربت عسلی ترتیب می‌داد و در آوردن آن قدری مسامحه می‌کرد تا حضرت توقف بیشتری بنماید و این توقف بر زنان دیگر گران می‌آمد، پس زنان دیگر اتفاق کردند که پس از آشامیدن عسل به هر حجره‌ای آید بگوئیم بوی کریهی از دهان مبارک شما می‌آید، پس چون حضرت به حجرة عایشه آمد او با آستین بینی خود را گرفت که از دهان شما بوی کریهی می‌آید و همچنین بعضی از زنان دیگر این کار را کردند، رسول خدا(ص) فرمود: حرمت العسل علی نفسی، فالله لا آکله أبدا، پس این آیات نازل شد.
دوم: اینکه رسول خدا(ص) روزها را قسمت فرموده بود میان زوجات خود، اتفاقاً یک روز نوبت حفصه بود، اجازه گرفت تا پدرش را زیارت کند. چون حفصه رفت برای زیارت پدر، رسول خدا(ص) ماریة قبطیه را که پادشاه اسکندریه فرستاده بود طلبید و در حجرة حفصه با او همبستر شد، چون حفصه برگشت در حجره را بسته دید، همانجا توقف کرد تا رسول خدا(ص) بیرون آمد در حالیکه عرق از روی مبارکش جاری بود، حفصه بگریست و گفت: یا رسول‌ الله کنیزی را به خانة من آورده‌ای و حرمت مرا نگاه نداشتی و با زنان دیگر این معامله را نکردی، حضرت فرمود: این کنیز من و بر من حلال است،  من برای رضای تو او را بر خود حرام کردم، اما این سخن سر است باید به کسی نگوئی، حفصه قبول کرد و چون میان او و عایشه رفاقت بود عایشه را خبر داد و گفت: ما از تشویش امر ماریه خلاصی یافتیم، پس چون حضرت به خانة عایشه آمد، عایشه به کنایه چیزی گفت که معلوم شد او خبر شده است، و چون رسول خدا(ص) ماریه را حرام نمود به حفصه فرموده بود که مرا سری دیگر هست که آنرا نیز باید به کسی نگوئی و آن این است که پس از من ابوبکر و پدر تو زمامدار این امت شوند، حفصه از این سخن خوشحال شد و این هر دو سر را به عایشه گفت و هر دو با پدران خود بازگو کردند و خدا به رسول خدا(ص) از افشای این راز بتوسط این دو زن خبر داد و رسول خدا(ص) به حفصه گله کرد از افشای بعض آن که خبر تحریم ماریه باشد و اما از افشای راز دیگر که خبر زمامداری پدرش باشد اعراض کرد یعنی تذکر نداد، و مقصود از جملة:عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ  همین است. و از جملة: قَالَ نَبَّأَنِي الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ استفاده می‌شود که غیر از قرآن، مطالب دیگری نیز به پیامبر وحی می‌شده و از اینجا استفاده می‌شود که سنت پیامبر(ص) نیز از طریق وحی و با تأیید إلهی بوده است.
و مخفی نماند اگر کسی قانون خدا را تغییر دهد به این معنی که حلالی را حرام بداند گناه بزرگی مرتکب شده بلکه چنین امری کفر است، ولی کار رسول خدا(ص) چنین نبوده زیرا آن جناب چیزی را که بر خودش حلال بوده برای ریاضت و برای ارضای خاطر زوجه‌اش بر خودش نه برای عموم ممنوع قرار داده با آنکه به حلیت آن معتقد بوده و این کار گناه نیست، یعنی این کار تغییر حکم خدا بکلی نیست بلکه بر شخص خود ممنوع‌نمودن است با اقرار اعتقاد حلیت آن. و فوائد عتاب در این سوره در سورة عبس خواهد آمد.آیه 4 الی 5
متن آیه:
إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ(التحريم/4) عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيبَاتٍ وَأَبْكَارًا(التحريم/5)
ترجمه: اگر شما دو نفر توبه کنید به سوی خدا که دلهایتان منحرف شده و اگر علیه او یکدیگر را مدد کنید پس محققاً خدا خودش دوستدار اوست و جبریل و شایستة مؤمنین و فرشتگان پس از این یاری مددکارند(4) اگر شما را طلاق دهد شاید پروردگارش به او همسران بهتر از شما عوض دهد همسرانی که مطیع و با ایمان و فرمانبر و توبه‌کننده و با عبادت و روزه‌گیرنده شوهر دیده‌ها و دوشیزه‌ها باشند.(5)
نکات: ابن عباس روایت کرده که من در سفری آب می‌ریختم بر دست عمر و از وی پرسیدم آن دو زن که خدای‌تعالی در این آیه خطابشان کرده کدامند؟ عمر گفت: وا عجبا! و این سؤال را مکروه داشت و پس از تأمل گفت: حفصه و عایشه بودند، سپس گفت: ما جماعت قریش بر زنان مستولی بودیم، چون به مدینه آمدیم زنان انصار جواب شواهران می‌گفتند، زنان ما نیز این شیوه را از ایشان آموختند تا یک روز من با زنم گفتگو کردم، مرا به جواب آزرده ساخت، من گفتم: با من مکابره می‌کنی، گفت: تو را بد آمده زنها با بزرگتر از تو مکابره و سرکشی می‌کنند