 لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(الزخرف/10) وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ(الزخرف/11) وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ(الزخرف/12) لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيتُمْ عَلَيهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ(الزخرف/13) وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ(الزخرف/14)
ترجمه: و اگر از ایشان سؤال کنی چه کس آسمان‌ها و زمین را آفریده البته می‌گویند آنها را خدای عزیز دانا آفریده(9) آنکه برای شما زمین را گهواره نمود و برای شما در آن راه‌ها قرار داد تا شما راه یابید(10) و آن که از آسمان آب را باندازه نازل نمود و شهر مواتی را بدان زنده کردیم بدینگونه (از گورها) خارج می‌شوید(11) و آنکه تمام جفت‌ها را آفریده و برای شما از کشتی و چهارپایان قرار داد آنچه را که سوار می‌شوید(12) تا بر پشت آن استقرار یابید آنگاه نعمت پروردگارتان را یاد کنید چون بر آن استقرار یافتید و بگوئید منزه و والاست آنکه برای ما این را مسخر و آرام کرده و ما هم سنگ آن نبوده و طاقت آن را نداشتیم(13) و محققا ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم(14). 
نکات: جملة: وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ .... دلالت دارد که مشرکین خدای خالق آسمان‌ها و زمین را قبول داشتند و معبودان و بت‌های خود را خالق نمی‌دانستند. و جملة: سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا، دلالت دارد که انسان چون بر حیوان و یا بر کشتی و یا بر ماشینی سوار شد باید حمد و تسبیح خدا را بگوید که آنها را مسخر برای او کرده، و اگر مثلا خدا شتر را مسخر برای انسان نکرده بود صدها انسان نمی‌توانستند شتری را مسخر کنند. وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ از مادة قرن می‌باشد، یعنی ما همزور و همشاخ و همسنگ و مساوی او در توانائی نبودیم، وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ دلالت دارد که باید یاد از سواری تابوت و نقل و انتقال به آخرت نمود. آیه 15 الی 19
متن آیه:
وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ(الزخرف/15) أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ(الزخرف/16) وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ(الزخرف/17) أَوَمَنْ ينَشَّأُ فِي الْحِلْيةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيرُ مُبِينٍ(الزخرف/18) وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيسْأَلُونَ(الزخرف/19)
ترجمه: و برای خدا از بندگانش جزئی قرار دادند حقا که انسان ناسپاس هویدائی است(15) آیا خدا از آنچه خلق نموده دخترانی گرفته و پسران را خاص شما نموده(16) و چون به یکی از ایشان بشارت داده شود به آنچه برای خدای رحمن مثلی زده (همانطور که نسبت دختر به خدا داده اگر برای خودش بشارت دختری آید) صورت او سیاه گردد در حالی که خشم خود را فرود برد(17) آیا آن که در زیور نشو و نما می‌شود و او در پیکار نمایان نیست(18) و فرشتگانی را که بندة خدای رحمانند دختران خدا قرا داده‌اند آیا در خلقت آنان حاضر بودند بزودی گواهی ایشان نوشته خواهد شد و بازخواست می‌شوند(19). 
نکات: فرزند پارة تن پدر است و لذا چون عده‌ای از مشرکین برای خدا دختر قرار می‌دادند یعنی ایشان مانند مسیحیان که عیسی را فرزند خدا می‌دانند فرشتگان را دختر او می‌خواندند، خدای تعالی مذمت کرده از ایشان که شما برای خدا جزء قائل شده‌اید یعنی؛ فرزند، در حالی که خدا منزه است از جزء و احتیاج به اجزاء ندارد، باضافه اگر به شما دختری را نسبت دهند روی شما سیاه گردد و به خشم می‌آئید و آن را نقص می‌دانید، پس چگونه این نقص را به خدا نسبت می‌دهید آیا شما در هنگام خلقت ملائکه حاضر بودید. آیه 20 الی 25
متن آیه:
وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يخْرُصُونَ(الزخرف/20) أَمْ آتَينَاهُمْ كِتَابًا مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ(الزخرف/21) بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ(الزخرف/22) وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ(الزخرف/23) قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيهِ آبَاءَكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ(الزخرف/24) فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ(الزخرف/25)
ترجمه: و گفتند اگر خدای رحمن می‌خواست عبادت ایشان نمی‌کردیم برای ایشان دانشی به این سخن نیست و ایشان جز اهل تخمین نیستند(20) آیا کتابی قبل از قرآن به ایشان داده‌ایم که ایشان به آن تمسک جسته‌اند(21) بلکه گویند که ما پدران خویش را بر راهی یافته‌ایم و بتحقیق ما بر دنبال آنان راه‌یافتگانیم(22) و بدینگونه پیش از تو در هیچ قریه‌ای رسولی ترساننده نفرستادیم جز اینکه توانگرانش گفتند: که ما پدرانمان را به راهی یافته‌ایم و به آثارشان اقتدا کنیم(23) آن رسول گفت: آیا تقلید پدران می‌کنید و اگر چه راه هدایتی بهتر از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌اید برای شما بیاورم، گفتند: محققا ما به آنچه شما فرستاده شده و به آن مأمورید کافریم(24) پس، از آنان انتقام گرفتیم بنگر فرجام تکذیب کنندگان چسان بود(25). 
نکات: جملة: وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ، دلیل جبریان است که می‌گویند کفر و شرک و اعمال ما بخواست خدا بوده و ما تقصیری نداریم، خدا جواب داده که این سخن از دانائی نیست، بلکه از خیال و تخمین است زیرا خدا به بشر اختیار داده و مشیت و خواستة او این است که بشر هر عقیده و عملی را انتخاب می‌کند باختیار خودش باشد. جملة: قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا .... سخن اهل تقلید است که ما مردم و یا پدرانمان و یا دانشمندانمان را چنین دیده و به طریق آنان می‌رویم، حق‌تعالی این سخن را مردود و باطل دانسته و این آیات دلالت دارد بر حرمت تقلید و ضمیر «هم» که ضمیر جمع عقلاء می‌باشد در جملة: مَا عَبَدْنَاهُمْ ممکن است به ملائکه برگردد و ممکن است به بتان زیرا بتها مظاهر ملائکه و مظاهر و مرآت بزرگان بشری بوده که بت‌پرستان توجهشان در واقع به همان بزرگان و ملائکه بوده است. آيه 186
متن آيه:
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيسْتَجِيبُوا لِي وَلْيؤْمِنُوا بِي لَعَ