ا  بنی‌الاعیان  می‏‎گویند  چون  از  اعیان  این  صنفند  خواهران  و  برادران  پدری  را  بنی‌العلات  می‏‎گویند  چون  از  زنان  هو  هستند  و  علت  همدیگرند.  و  خواهران  و  برادران  مادری  را  بنی‌الاخیاف  می‌نامند  چون  از  دو  اصل  و  پدر  مختلف  هستند.  مولف 
[5] -‌پسر  پسركسانی  راكه  دردرجه  اوباشند  عصبه  می‌كند  خواه  خواهرش  یا  دخترعمویش  باشد  و  مافوق  خود  را  هم  عصبه  می‌كند  مگراینكه  زن  صاحب  فرض  باشد  وكسی‌كه  از  او  پایین  باشد  ساقط  می‌شود.  مولف
[6] ‌-جده  صحیح  آنست‌كه  در  نسبت  و  انتساب  وی  به  میت  جد  فاسد  فاصله  نیفتاده  باشد  جد  فاسد  آنست  كه  درنسبت  وانتساب  وی  بمیت  زنی  فاصله  باشد  مانند  پدرمادر مولفعصبه 

كلمه عصبه جمع عاصب است همچون طالب وطلبه عصبه عبارت است از فرزندان شخص و خويشاونداني كه از طرف پدر بوي منسوب و عاقله او باشند، عصبه ناميده شده‌اند چون پشت همديگررا تقويت‌كرده و پشتيبان همند. مي‌گويند عصب القوم بفلان = قوم فلاني را احاطه‌كردندكه عصبه ازآن‌گرفته شده است‌كه پسر يكطرف و پدر طرف ديگر و برادر يك جانب و عمو جانب ديگر مي ‌باشند و مقصود از عصبه در اينجاكساني است‌كه اگر چيزي پس از سهام مقرره و معين اصحاب فروض باقي ماند، اين باقيمانده از اصحاب فروش‌، بدانان داده مي‌شود و اگر چيزي ازسهام مقرره اصحاب فروض باقي نماند، چيزي بآنها نمي‌رسد مگر اينكه اين عاصب و فرد عصبه‌، پسرباشدكه او بهيچ حال محروم نمي‌شود. و همچنين اگرازصاحبان فرض و سهامي مقرره‌،‌كسي موجود نباشد، اين عصبه همه تركه ميت را مي‌برند، چون بخاري ومسلم ازابن عباس روايت‌ كرده‌اند كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" ألحقوا الفرائض بأهلها  فما بقي فلاولي رجل ذكر  [سهام مقرره ارث را بصاحبان مستحق آن بدهيد برابر نص‌ موجود و آنچه‌كه باقي ماند، به نزديكتر مذكر عصبه ميت داده مي‌شود]"‌. برابر راي ابن عباس اگر ميت دختري و خواهري و برادري از خود بجاي بگذارد دخترنصف تركه را مي‌برد و باقيمانده ازآن برادراست و خواهر چيزي نمي‌برد.     بروايت ابوهريره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " ما من مؤمن إلا أنا أولى به في الدنيا والاخرة.اقرأوا ان شئتم: النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم. فأيما مؤمن مات وترك مالا فليرثه عصبته من كانوا ومن ترك دينا أو ضياعا فليأتني فأنا مولاه    [‌من در دنيا و آخرت از هركس بمومن نزديكتر هستم اگر مي‌خواهيد اين آيه را بخوانيدكه خداوند مي‌فرمايد: پيامبر صلي الله عليه و سلم  از نفس مومنان بدانان نزديكتر و شايسته‌تر و اولي‌تر است پس هر مومني بميرد و مالي را از خود بجاي بگذارد، ارث و ميراثش ازآن عصبه و خويشاوندان او است‌، هركس باشند و اگر وامي يا وارثان بي‌چيزي از خود بجاي گذارد،‌من‌ مولاي او هستم پيش من آيند تا وام را بطلبكاران و نفقه را بخويشاوندان فقيرش‌ بدهم‌]‌"

اقسام عصبه 
عصبه بدو قسم‌، عصبه نسبي وعصبه سببي تقسيم مي‌شوند.
عصبه نسبي‌به سه دسته تقسيم مي‌شود: 
1-‌عصبه بنفس يا عصبه بالذات‌: عصبه بالذات هر مذكري‌كه درنسبت وي به ميت مونثي داخل نشود يعني خويشاوندان ذكوري است‌كه ازطرف پدر منتسب بميت  برده و عاقله[1] از هم باشندكه چهار دسته هستند: 
1-‌بنوت ‌كه جزء ميت ناميده مي‌شود مانند پسر، و پسران پسر و امثال آنها. 
٢- ابوت ‌كه اصل ميت ناميده مي‌شود. 
٣-‌اخوت‌كه جزء پدر ميت ناميده مي‌شود. 
٤-‌عمومت ‌كه جزء جد ناميده مي‌شود.               
٢-‌عصبه بسبب غير: عصبه بالغير مونثي است‌كه اگرتنها باشد سهم مقررش نصف تركه و اگردونفريا بيشترباشند سهم مقررشان دوسوم مي‌باشد، هرگاه با اين مونث‌ يا با آنها برادري باشد، همه آنها عصبه مي‌شوند بسبب اين برادر و بعبارت ديگر عصبه بالغير عبارت است از دختر يا خواهري است‌كه اساساً ذي فرض و داراي سهم معين بوده ولي در اثر اجتماع با افراد مخصوصي از عصبه بالذات حالت ذي‌فرضي را از دست داده است مشمول حكم “للذكر مثل حظ الانثيين‌” مي‌گردد و آنان چهار قسمند:
1-‌دختر يا دختران ميت 
٢- دختر يا دختران پسر ميت 
٣-‌خواهر يا خواهران شقيقه و ابويني ميت 
٤-‌خواهر يا خواهران پدري ميت‌كه هريك از اين چهار قسم اگر با برادر خود باشند برادرآنها را بصورت عصبه درخواهد آورد وارث ميان آنها بصورت للذ‌كر مثل حظ الانثين‌” تقسيم مي‌شود[2]‌ .
 ٣-‌عصبه مع الغير: عصبه مع الغير عبارت است ازهرمونثي‌كه براي عاصبه شدنش نياز به مونث ديگري دارد بعبارت ديگر عبارت است از خواهر پدري و مادري يا خواهر پدري‌كه با دختر يا دختر پسر جمع شود. عصبه مع الغير تنها در دو مونث منحصرمي‌شود از جمله‌: 
1-‌خواهر ابويني يا خواهران ابويني با دختر متوفي يا دختر پسر او  
٢- خواهر پدري يا خواهران پدري با دختر ميت يا دختر پسر ميت‌كه اين خواهران عصبه مع‌الغير، باقيمانده تركه بعد از سهام معين و مفروض را مي‌برند. يعني اگر چيزي باقي ماند بدانان مي‌رسد.

چگونگي ميراث‌دادن به عصبه بالذات
درفصل قبل از چگونگي ميراث دادن به عصبه بالغير و عصبه مع الغير سخن گفته شد. و اينك چگونگي ميراث دادن به عصبه بالذات‌.
عصبه بالذات چهار صنفند و بترتيب زير ارث مي‌برند: 
1-‌بنوت يا پسر بودن يا درجه پسري‌كه شامل پسران و پسران پسران هرچه پايين برود مي‌باشد.
٢-‌اگرجهت بنوت نباشد، تركه يا باقيمانده تركه به جهت ابوت منتقل مي‌شودكه شامل پدرو جد صحيح وهرچه بالاتر رود مي‌شود.
٣-‌اگرهيچكس ازجهت ابوت زنده نبود، آنوقت استحقاق تركه يا باقيمانده آن از آن برادران است كه شامل برادران ابويني و برادران پدري و پسران برادر ابويني و پسران برادر پدري هرچه آنها؛ هر دو پايين روند، مي‌باشد.
٤-‌هرگاه هيچيك ازاين جهت سوم زنده نبود تركه يا باقيمانده آن به جهت عمومت منتقل مي‌شودكه بين عمو يا عموهاي خود ميت وعمو يا عموهاي پدرش يا عمومت جدش فرقي نيست جزاينكه عموي خود ميت برعموي پدرش و عموي پدرش بر عموي جدش و... مقدم است‌. 
 هرگاه اشخاص متعددي از يك مرتبه وجود داشته باشندكسي‌كه بميت نزديكترباشد، شايسته است باينكه از او ارث ببرد. 
و هرگاه اشخاص متعددي از ميت بجاي مانندكه نسبتشان بميت مساوي باشد از حيث جهت و درجه‌، شايسته‌تر و مستحقتر باينكه از او ارث ببرد آنست‌كه قرابتش و خويشاونديش قوي‌تر باشد.
هرگاه ميت اشخاصي از خود بجاي‌گذاشت‌كه از حيث جهت و درجه و قوت خويشاوندي داراي نسبت مساوي باشند، همگي آنها بطورمساوي و بحسب سرانه استحقاق ارث از او دارند.
و اينست معني آنچه‌كه فقهاء مي‌گويند: ترتيب تقديم در عصبات بالذات اول بسبب جهت است و اگردرجهت مساوي باشند بسبب درجه است واگردردرجه مساوي باشند بسبب قوت خويشاوندي است‌.و اگر در جهت ودرجه و قوت يكي باشند همگي استحقاق تركه را پيدا مي‌كنند و برحسب عدد، تركه برآنها تقسيم مي‌شود .

عصبه سببي
عصبه سببي مولائي است‌كه عبد را آزادكرده است خواه مر