عليه و سلم   كودكان  را  نمي‌كشت  آيا  تو كودكان  را  نمي‌كشي؟  و  نوشته‌اي‌كه دوره  يتيمي  يتيمان‌كي  بپايان  مي‌رسد؟  بجان  خود  قسم  مي‌خورم ‌كساني  هستندكه  موي  ريششان  روييده  ولي  نمي‌توانند  حق  خويش  را  بگيرند  و  نمي‌توانند  نفس  خويش  راكنترل ‌كنند.  پس  هرگاه  يتيم  توانست  مصالح  و منافع  نفس  خويش  را  بمانند  ديگران  مراعات  كند،  آنوقت  يتيمي  وي  تمام  مي‌شود  و  نوشته‌اي  كه  خمس  از آن  كيست‌؟  ما  مي‌گوئيم  از آن  ما  است  و  قوم  ما  آن  را  ازما  منع‌كرده‌اند.  جز  بخاري  پنج  نفر  از  محدثين  بزرگ  آن  را  روايت  كرده‌اند.

 كساني ‌كه  مزدور  و  اجير مي‌شوند  براي  جنگ  و  غير  مسلمانان  از غنايم  سهمي  ندارند
كساني‌كه  براي  معاش  و زندگي  خويش  شغل  سپاهيگري  انتخاب  مي‌كنند  و  براي  اين‌كار  اجير  و  مزدور  مي‌شوند،  در  غنايم  حقي  ندارند،  اگر چه  در  جنگ  هم  شركت  كنند  چون  آنان  قصد  جنگ  را  نكرده  و  براي  جهاد  و  قصد  جهاد  بيرون  نيامده‌اند،  بلكه  براي‌گرفتن  اجرت  بجنگ  آمده‌اند  و  سپاهيان  امروز  نيز  همين  حكم  را  دارند،  چون  جنگ  و  شركت  در  جنگ  با  دشمن  حرفه  و  پيشه  آنها  است  و  اما  درباره  غير مسلمانان  ذمي‌ كه  در  جنگ  و  جهاد  شركت  مي‌كنند  نظر  فقها  مختلف  است‌:  

علماي  حنفي  و  بروايتي  از  شافعي  بدانان  مقدار  اندكي  از  غنايم  اعطاء  مي‌شود  ولي  سهم  مشخصي  ندارند  و  همچنين  از  امام  شافعي  روايت  شده  است‌كه  بايد  امام  و  رهبر آنان  را  اجير كند  و  اجرت‌شان  را  از مالي  بپردازد كه  مالك  معيني  ندارد  و  اگر  اين  كار را  نكرد،  سهم  پيامبر صلي الله عليه و سلم   از  غنايم  را  بدانان  بدهد.  ثوري  و  اوزاعي‌ گفته‌اند   برايشان سهمي  تعيين  مي‌شود.  

غلول  يا  سرقت  و  دزدي  از  غنايم
دزدي  از  غنيمت  حرام  است‌،  چون  اين  عمل  موجب  شكستن  قلوب  مسلمين  مي‌شود  و  اختلاف‌كلمه  مومنين  را  سبب  مي‌گردد  و  مسلمانان  را  وا مي‌دارد كه  بدزدي  بپردازند،  و  از  جنگ  غافل‌ گردند  و  سرانجام  موجب  شكست  و  هزيمت  مسلمانان  مي‌شود.  لذا  دزدي  و  سرقت  از  غنيمت  از گناهان‌ كبيره  است  و  مسلمانان  بر  اين  اجماع  دارند.  خداوند  مي‌فرمايد:" وما كان لنبي أن يغل ومن يغلل يأت بما غل يوم القيامة... آل  عمران  ١٦١  [هرگز  شايسته  نيست‌كه  پيامبر  در  غنيمت  خيانت‌كند  در  روز  قيامت  آن  را  خواهد  آورد  يعني  جزاي  آن  خيانت  را  از او  خواهند گرفت‌...]"‌.  

پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  داد كه  خائن  بغنايم  و  مرتكب  دزدي  از  غنايم  را  عقوبت  و  مجازات‌كنند  و كالاي  او  را  سوزاند  و  او  را  زد.  تا  عبرت  ديگران  شود  و  مردم  ديگر  بچنين  كاري  اقدام  نكنند.

 ابوداود  و  ترمذي  از  عمر  بن  خطاب  روايت  كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  " إذا وجدتم الرجل قد غل فاحرقوا متاعه واضربوه    [‌هرگاه  كسي  را  يافتيد  كه  از  غنيمت  دزدي‌ كرده  است‌ كالاي  او  را  بسوزانيد  و  او  را  بزنيد]‌’‌’‌. گويد  در  همان ‌كالاي ‌كسي‌كه  از  غنيمت  دزدي  كرده  بود،  مصحفي  را  يافتيم  و  درباره  آن  از  سالم  سوال  كرديم‌.  گفت‌:  مصحف  را  بفروش  برسانيد  و پول  آن  را  صدقه  بدهيد  و آن  را  نسوزانيد.

از  عمرو  بن  شعيب  و  او  از  پدرش  و  جدش  روايت‌كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    و ابوبكر  و  عمر كالاي‌ كسي  راكه  مرتكب  دزدي  از غنيمت  شده  بود  سوزانده‌اند  و او  را  نيز  زده‌اند.  و  احاديث  ديگري  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    روايت  شده  است‌كه  بموجب  آنها پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  سوزاندن ‌كالاي ‌كسي‌كه  مرتكب  دزدي  از  غنيمت  مي‌شود  و  به  زدن  او  دستور  نداده  است‌.  

بنابر اين  حاكم  مي‌تواند  بر  حسب  راي  و  صلاحديد  خويش  رفتاركند  اگر  صلاح  ديدكه‌كالاي  او  را  بسوزاند  و  او  را  بزند.  بچنين ‌كاري  اقدام‌ كند  و  اگر مصلحت  غير آن  باشد  آن  را  انجام  دهد.

بخاري  از  عبدالله  بن  عمرو  روايت‌كرده  است‌كه‌گفت‌:  مردي  بنام‌ كركره  بر كالاي  پيامبر صلي الله عليه و سلم  نظارت  داشت  و  مرد،  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود  او در آتش  دوزخ  است‌،  مردم  رفتند  درباره  وي  تحقيق ‌كردند  ديدند كه  او  عبائي  را  از  غنايم  دزديده  بود.

ابوداود  روايت  كرده  است‌كه  “‌در  روز  جنگ  خيبر  يكي  از  ياران  پيامبر  فوت‌كرد  خبر فوت  وي  به  پيامبر صلي الله عليه و سلم    رسيد  فرمود:  “‌برويد  بر  يارتان  نماز  بخوانيد”  مردم  ازاين  سخن  چهره  درهم‌ كشيدند  و  ناراحت  شدند،‌كه  چرا  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بر  وي  نماز  نمي‌خواند.  لذا  فرمود:  “‌اين  يار  شما  در  راه  خدا  مرتكب  خيانت  در  غنيمت  شده  است‌”‌. كالاي  وي  را گشتند  در  ميان  آن  مهره‌اي  از  مهره‌هاي  يهوديان  يافتندكه  ارزش  دو  درهم  نداشت‌.  

بهره ‌گرفتن  از  مواد  خوراكي  پيش  از  تقسيم  غنايم
مواد  خوراكي  و  علوفه  چهارپايان  از مساله  غلول  مستثني  است‌،  زيرا  تا  زماني‌ كه   جنگجويان  در  سرزمين  دشمن  هستند،  مي‌توانند  از آنها  استفاده‌ كنند  ولو  اينكه  بر  آنان  تقسيم  نشده  باشد.
1-  بخاري  و  مسلم  از  عبدالله  بن  مغفل  روايت‌كرده‌اند  كه  گفت‌:  “‌در  روز  جنگ  خيبر  يك‌ كيسه  پيه  پيداكردم  و  آن  را  برداشتم  وگفتم  امروز  از  اين  چيزي  بكسي  نمي‌دهم‌،  برگشتم  و  ديدم‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌خنديد  -  يعني  چيزي  نگفت  و  سكوت  كرد  و  سكوت  پيامبر صلي الله عليه و سلم    دليل  بر رضايت  است  -‌”‌.
٢-‌ابوداود  و  حاكم  و  بيهقي  از ابن  اوفي  آورده‌اند كه ‌گفت‌:  در  جنگ  خيبر،  طعامي  را  يافتيم‌كه  هركس  مي‌آمد  باندازه‌ كفايت  خويش  از  آن  برمي‌داشت  و  مي‌رفت‌.
٣-  بخاري  از  ابن  عمر  روايت‌كرده ‌كه  گفت‌:  ما  در  جنگهايمان  عسل  و  انگور  مي‌يافتيم‌كه  آن  را  مي‌خورديم  و  بر نمي‌داشتيم‌.

در  برخي  روايات  از  ابوداود  آمده  است‌كه  از  آن‌ها  خمس‌ گرفته  نمي‌شود.  مالك  در  “‌موطاء‌” ‌گفته‌:  من  اشكالي  نمي‌بينم‌ كه  مسلمانان  وقتي ‌كه  بسرزمين  دشمن  وارد  شدند،  هر طعامي  را  بيابند  بخورند  پيش  از آنكه  تقسيم  شود  و  اگر  همه  را  بخورند  هيچ  اشكالي  در  آن  نمي‌بينم  و گفته  است‌:  بنظر  من  شتر  و گاو  و گوسفند  نيز  بمنزله  طعام  هستند  و  مسلمانان  همينكه  بسرزمين  دشمن  داخل  شدند،  از  آنها  نيز  مي‌خورند  همانگونه ‌كه  از  خوراك  و  مواد  خوراكي  مي‌خورند.  يعني  مي‌توانند  ذبح كنند  و  شيرشان  را  بخورند.  

وگفت‌:  اگر  سپاهيان  از  مواد  و  اشياء  نخورند  و  صبركنند  تا  همه  مردم  حاضر  تقسيم  مي‌شوند،  سپاهيان  را  زيان  دارد  و  اگر همه  آن  را  بشيوه  نيكو  و  بدون  اجحاف  بخورند  و  بدان  نياز  داشته  باشند،  در آن  اشكالي  نمي‌بينيم‌،  ولي  بنظر  من  جنگجو  نبايد  از  آن  ذخيره  و  پس‌انداز كنند  براي  خانواده‌اش‌،  بهنگا