از  خواند  و  شتري  از  شتران  غنايم‌،  در  پيش  روي  ما  قرار  داشت‌،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نماز  را  بپايان  برد  و سلام  داد،  از  پهلوي  شتر موئي ‌كند  و گفت‌:  " لا يحل لي من غنائكم مثل هذا إلا الخمس، والخمس مردود فيكم   [از  غنايم  شما  باندازه  اين  موي  شتر  برايم  حلال  نيست  مگر  خمس  آن  و آن  خمس  نيز بشما  برمي‌گردد  و  برشماها  تقسيم  مي‌گردد  و  سودش  و  نفعش  بشما  برمي‌گردد]"‌.  چون  خمس  نيز  براي  فقيران  و  تهيه  سازو  برگ  جنگي  و  جهاد،  هزينه  مي‌گردد،  و اما  هزينه‌هاي  پيامبر صلي الله عليه و سلم   از اموالي  بود  كه  در  جنگ  بني‌نضير از اموال  آنان‌،  خداوند  نصب  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نمود.  مسلم  از  عمر  بن  خطاب  روايت‌كرده  است‌:  “‌اموال  بني‌نضير  از  جمله  چيزهائي  بودكه  خداوند  آن  را  نصيب  و  بهره  پيامبرش‌گردانيد  و  مسلمانان  درآن  هيچگونه  دخالتي  نداشتند  و اسب  خويش  را  درآن  خسته  نكرده  بودند  و بدون  جنگ  بدست  آمده  بود  و ويژه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   بود كه  هزينه  يك  سال  خانواده  خويش  را  ازآن  تامين‌كرد  و  بقيه  را  براي  خريدن اسبان  و  ابزار  و  وسايل  جنگي  در  راه  خدا  بمصرف  رسانيد”‌.  

 سهم  ذوي  القربي‌:  مخصوص  خويشاوندان  پيامبر  از  بني‌هاشم  و  بني‌المطلب  بود  كه  همواره  پشتيبان  و  مدافع  و  يار  و  ياور  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بودند  نه  ديگر  خويشاوندان  او كه  همواره  در  پي  شكست  و  دشمني  و  عناد  با  وي  بودند.

بخاري  و  احمد  از  جبير  بن  مطعم  روايت‌‌ كرده‌اند كه‌ گفت‌:  چون  روز  جنگ  خيبر  و  پيروزي  درآن  فرا  رسيد  پيامبر صلي الله عليه و سلم    سهم  ذوي  القربي  از  خمس  غنايم  آن  را  بر  بني‌هاشم  و  بني‌مطلب  تقسيم‌كرد.  جبير گويد  من  و  عثمان  بن  عفان  پيش  پيامبر  رفتيم  وگفتيم‌:  اي  رسول  خدا  ما  منكر فضيلت  بني‌هاشم  نيستيم  چون  موقعيت  ترا  در  ميان  آنان  ميدانيم  و  خدمات  آنان  را  نيز  مي‌دانيم  ولي  برادران  ما  از  بني‌مطلب  را  چرا  بر  ما  ترجيح  دادي  و  بدانان  از  غنايم  سهم  ويژه  دادي  و  ما  را  محروم‌كردي  در  حالي‌كه  ما  نيز  نسبت  بدانان  در  برابر  شما  در  يك  منزلت  هستيم‌؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  " إنهم لم يفارقوني في جاهلية ولا إسلام.وإنما بنو هاشم وبنو المطلب شئ واحد    [‌براستي  بني  مطلب  هيچگاه  نه  در  دوره  جاهليت  و  نه  در  دوره  اسلام  از  من  جدا  نشدند  و  انگشتان  دستان  خويش  را  درميان  هم  قرار  داد  و گفت‌:  براستي  بنوهاشم  و  بنومطلب  يك  چيزند  و  يكي  هستند  وبا  هم  يك  حكم  دارند]"‌.

از  اين  سهم‌،  غني  و  فقير  و  دور  و  نزديك  اين  دو  طايفه  و  مذكر  و  مونث  آنان  مي‌توانند  بگيرند  و  براي  مذكر  دو  برابر  سهم  مونث  مي‌باشد.

و  اينست  مذهب  امام  شافعي  و  امام  احمد  و  از  ابن  عباس  و  زين‌العابدين  و  باقر  روايت  شده‌كه  در  اين  عطاء  فقير  و  غني  و  مذكر  و  مونث  و كوچك  و  بزرگ  با  هم  برابرند  و  استحقاق  دريافت  سهم  مساوي  دارند،  چون  همگي  يك  سان  مشمول مفهوم  قرابت  و  خويشاوندي  پيامبرند  و  اين  سهم  از  خمس  مي‌تواند  محروم  شدن  بني‌هاشم  و  بني‌مطلب  را  از  زكات  جبران‌كند.  زيرا  خداوند  اين  سهم  را  بدانان  بخشيده  است  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نيز  در  تقسيم‌،  سهم  آنان  را  مراعات‌ كرده  است  و  در  حديث  نيز نيامده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بعضي  را  بر  بعضي  ديگر برتري  داده  باشد.  امام  شافعي‌گفته  است  سهمي  راكه  بوسيله  قرابت  و  خويشاوندي‌،  استحقاق  دريافت  آن را  پيدا  مي‌كنند،  بميراث  شباهت  پيدا  مي‌كند،  پس  بايد  بمانند  آن  تقسيم  شود.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  سهم  ذوي‌القربي  هم  بعمويش  عباس‌كه  ثروتمند  بود  و  هم  به  عمه‌اش  صفيه  بهر  دو  اعطاء  مي‌فرمود.

و  اما  سهم  يتامي  و  يتيمان  را  به  اطفال  مسلمين  مي‌داد،  بعضي‌گفته‌اند  بايد  به  يتيمان  فقير  داد  و  بعضي‌ گفته‌اند  به  يتيمان  فقير  و  غني  بهر  دو  داده  مي‌شود،  چون يتيمان  ناتوان  و  ضعيفند  اگر چه  ثروتمند  هم  باشند.  بيهقي  با  اسناد  صحيح  از  عبدالله  بن  شقيق  و  او  از  مردي  روايت‌كرده  است‌كه‌گفت‌:  من  در  وادي  القري  بحضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم    رفتم  و  او  در  برابر  اسبي  ايستاده  بود،  بوي  گفتم‌:  اي  رسول  خدا  درباره  غنيمت  چه  مي‌گوئي‌؟‌...  او  فرمود  يك  پنجم  از آن  خدا  و  چهار  پنجم  باقي  از  آن  سپاهيان  و  مجاهدان  است‌.  گفتم‌:  كسي  استحقاق  بيشتري  ندارد؟‌...

" لا، ولا السهم تستخرجه من جيبك، ليس أنت أحق به من أخيك المسلم     [نخير،  حتي  سهمي‌كه  آن  را  از جيب  خود  بيرون  مي‌آوري  تو نسبت  بدان  از برادر مسلمانت  استحقاق  بيشتري  نداري‌]‌’‌’‌.  و  در  حديث  آمده  است‌:" وأيما قرية عصت الله ورسوله، فإن خمسها لله ورسوله ثم هي لكم     [هر دهي  و شهري ‌كه  خلاف  امرخدا  و  رسول  او  رفتاركند،  يك  پنجم  آن  از آن  خدا  و  رسول  او  است  و  بقيه  آن  از آن  شما  است‌]‌"‌.  و  اما  چهار  پنجم  باقيمانده  بر  سپاهيان  تقسيم  مي‌شود.كه  مردان  آزاده  بالغ  عاقل  بدان  اختصاص  دارند،  بنابراين  زنان  و  بندگان  وكودكان  غيربالغ  و  ديوانگان  از  سهم سپاه  نصيبي  نمي‌برند  وسهمي  ندارند  چون  شرط  بردن  سهم  غنايم  عبارت  است  از  مرد  بودن  و آزادي  و  حريت  و  بلوغ  و عقل‌.  و در ميان  جنگجويان‌،  قوي  و  ضعيف  و  كسي‌كه  جنگ‌كرده  و  عملا  در  جنگ  بوده  و  باكساني ‌كه  در  جنگ  عملا  شركت  نداشته‌اند،  يكسان  سهم  مي‌گيرند.

احمد  ازسعد  بن  مالك  روايت‌ كرده  است ‌كه ‌گفت‌:‌گفتم  اي  رسول  خدا  مردي ‌كه  حامي  قوم  خويش  است  با  ديگران  سهمش  يكسان  است‌؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  اي  پسر  ام  سعد  مادرت  بعزايت  بنشيند،  مگر  نمي‌داني  كه  شماها  را  بخاطر  ضعيفانتان خداوند  روزي  مي‌دهد  و  پيروزتان  مي‌گرداند؟‌.

دركتاب  “‌حجه  الله  البالغه‌”  آمده  است‌:  “‌كساني  را كه  امير  و  فرمانده  سپاه  آنان  را  براي  مصلحت  سپاه  بكارهائي  و  ماموريت‌هايي ‌گسيل  مي‌دارد  مانند  پيكها  وگشتيها  و  پيشگامان  و  جاسوسان‌،  اگر چه  عملا  در  نبرد  شركت  نداشته  باشند،  باز  هم  سهم  خود  را  مي‌گيرند،  همانگونه‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  غنايم  جنگ  “‌بدر”  سهمي  به  عثمان  نيز  داد  چون  او  برابر  دستور  پيامبر صلي الله عليه و سلم   براي  پرستاري  از  همسرش  رقيه  دخت  پيامبر  در  جنگ  شركت  نكرد  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  وي‌گفت‌:" إن لك أجر رجل ممن شهد بدرا وسهمه    [براستي  تو  با  اين‌كارت  پاداش  مردي  را  داري‌كه  در  جنگ  بدر  شركت‌كرده  است  و  از  غنايم  به  وي  سهمي  داد]"‌.  اين  روايت  را  بخاري  از  ابن  عمر  نقل‌كرده  است‌.  

نحوه  تقسيم  سهام  غنايم  بدين  منوال  است‌كه  پياده  يك  سهم  و  سواره  س