تهمت  وگمان  نبود،  قول  قاتل  پذيرفته  نمي‌شود  و  اگر  مقتول  معروف  به  فجور  وفسق  بوده  باشد  و  قاتل  معرو‌ف  به  نيكي  وخوبي  باشد،  قول  قاتل  پذيرفته  مي‌شود،  مشروط  بر  آنكه  قسم  بخورد  بويژه  اگر  مقتول  سابقه  تعرض  بقاتل  را  داشته  و  اين‌كار معروف بوده  باشد.ضمانت  چيزي‌كه  به  وسيله  آتش  تلف  شود 

كسيكه  بطور  عادي  در  خانه  خويش  آتش  روشن‌كند  و  بادي  وزيدن‌گرفت  و  شراره‌هائي  ازآن  آتش  بهوا  پريد  و  موجب  سوختن  شخصي  يا  مالي‌گرديد،  هيچگونه ضمانت  بر  او  نيست‌.  وكيع  از  عبدالعزيز  بن  حصين  و  او  از  يحيي  بن  يحيي  غساني  نقل‌كرده‌كه‌گفت‌:  مردي  براي  خود  آتش  افروخت  و  از  آن  آتش  شراره‌اي  جهيد  و  چيزي  راكه  مربوط  به  همسايه‌اش  بود  سوزاند  و  دراين  باره  به  عبدالعزيز  بن  حصين  نوشت‌كه  چنين  جواب  داد:  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفته  است‌: " ’ العجماء جبار  [‌چيزي‌كه  به  وسيله زبان  بسته  تلف  شود  هدر  است‌]"‌.  و  من‌گمان  مي‌كنم‌كه  آتش  نيز  حكم  “‌عجماء‌”  داشته  باشد.تباه‌كردن ‌كشت  و  زرع  ديگري

اگركسي  زمين  خود  را  بيش  ازحد  معمول  آبياري‌كرد  وكشت  و زرع  ديگري  را  تباه  ساخت  ضامن  مي‌باشد  و  اگر آب  از جائي  جوشيد  و  بيرون  آمدكه  ازآن  اطلاع  نداشت  ضامن  نيست‌،  چون  تعدي  و  تجاوزي  از  او  سر  نزده  است‌.غرق  شدن ‌كشتي 

كسي‌كه‌كشتي  داشته  باشد  و  با  آن  مردم  و  چهار پايانشان  را  عبور  دهد.  اگر  بدون  دخالت  او،‌كشتي  غرق  شد  و  خود  سبب  غرق  شدن  آن  نشده  بود،  صاحب‌كشتي  در  قبال  تلفات  آن  ضمانتي  ندارد  و  اگر  در  غرق  شدن  آن  دخالت  داشته  باشد  و  مقصر  باشد  ضامن  تلفات  آن  است‌.ضمانت  طبيب  و پزشك  

همه  علما  اتفاق  نظر  دارند  در  اينكه  اگر  انساني  فهم  و  درايت  و  تجربت  پزشكي  نداشته  باشد  و  بيماري  را  مداوا  و  معالجه‌كند،  و  اين  مداوا  و  معالجه  او  موجب  رساندن  آسيبي  به  بيمارگردد،  بدرستي  او  مسئول  اين  جنايت  خود  مي‌باشد  و  ضامن  است  و  بايد  ضرري  راكه  وارد  آورده  است  جبران‌كند،  چون  اين  عمل  او  در  اين  شرايط  تعدي  و  ظلم  بحساب  مي‌آيد،  و  بايد  از  مال  خود  غرامت  بپردازد  و  ضمانت  در  مال  است‌.  زيرا  عمرو  بن  شعيب  از  پدرش  و  او  از  جدش  روايت‌كرده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:"  من تطبب، ولم يعلم منه قبل ذلك الطب، فهو ضامن  [كسي‌كه  طبابت  كند  و قبلا  طبابت  او  معلوم  نباشد  اگر  موجب  زيان  و  ضرري‌گردد  ضامن  مي‌باشد]‌".  بروايت  ابوداود  و  نسائي  و  ابن  ماجه‌.  عبدالعزيز  پسرعمربن  عبدالعزيز گفت‌:  يكي  از  هياتهايي‌كه  پيش  پدرم  آمده  بود  برايم  نقل‌كردكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" أيما طبيب تطبب على قوم لا يعرف له تطبب قبل ذلك فأعنت فهو ضامن  [هرطبيبي ‌كه  براي  قومي  طبابت‌كند  وطبابت  او  پيش  ازآن  معروف  وشناخته  شده  نباشد  و  او  به  بيمارضرري رساند  او  ضامن  مي‌باشد]‌’‌’‌.  بروايت  ابوداود.

ولي  اگر  طبيب  عالم  بطبابت  درمعالجه  و  مداوا  اشتباه‌كرد،  فقهاء  مي‌گويند  بروي  لا‌زم  است  ديه  بيمار  را  بپردازد  و  اين  ديه  بر  عاقله  او  است  بنا  براي  اكثر  فقهاء‌.  -  چنانچه  بيمار  بميرد  قصاص  واجب  نمي‌شود  بلكه  ديه  واجب  است  چون  معالجه  با  اجازه  بيمار  بوده  است  -  

بعضي ‌گفته‌اند  ديه  از  مال  خود  پزشك  واجب  مي‌شود.  دراينكه  طبيب  را  ضامن  دانسته‌اند  براي  مواظبت  بر  حفظ  ارواح  مردم  و آگاه  ساختن  پزشكان  بوظايف‌شان  و  در  پيش‌گرفتن  احتياطات  لازم  دركارهايشان  كه  متعلق  بزندگي  مردم  است‌،  مي‌باشد.  از  امام  مالك  روايت  شده‌كه  چيزي  بر  طبيب  واجب  نمي‌شود.اگر کسی  خوابش  برد  تا  اینکه  وقت  نماز گذشت‌،  یا  اینکه  نمازش  را  فراموش ‌کرد،  تا  اینکه  وقت  آن  سپری  شد،  شرعا ًمی‌تواند  بوقت‌ بجای  آوردن  آن  نماز،  اذان  و  اقامه  بگوید،  در  روایت  ابوداود  در‌باره  داستان  خوابیدن  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  یارانش  که  بیدار نشدند،  تا  اینکه  خورشید  طلوع‌ کرد،  آمده  است ‌که‌:  ‌“‌ایشان  به  بلال  دستور  داد،  تا  اذان  و  اقامه ‌گوید،  و  نماز  را  بجای  آورد“‌.  اگر  نمازهای  فوت  شده  چند  تا  باشند، مستحب  است ‌که  به  آهستگی  برای  نماز  اول  اذان  و  اقامه  بگوید  و  بعد  برای  هر  نمازی  فقط  اقامه  گوید.  اثرم‌ گفته  است‌:  از  ابوعبدالله  سوال  شد:  اگر  مردی  بخواهد نمازش  را  قضا کند،  در‌باره  اذان  چه ‌کند؟  او  از  حدیث  هشیم  از  ابوالزبیر  از  نافع  بن  جبیر از  ابوعبیده  بن  عبدالله  از  پدرش  یاد کرد که‌: ‌“‌مشرکان  در  جنگ  خندق  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  مشغول  داشتند  و  نتوانست  چهار  نماز  را  بجای  آورد،  تا  اینکه  مدتی  از  شب  گذشت‌،‌ گفت‌:  پیامبر  به  بلال  دستور  داد که  اذان  و  اقامه‌،‌ گفت‌ ،  آنوقت  نماز  ظهر  را  گزارد،  سپس  دستور  داد  اقامه  را گفت‌،  و  نماز عصر را گزارد،  سپس  به  وی  دستور  داد  که  اقامه ‌گفت  و  نماز  مغرب  را گزارد،  سپس  به  وی  دستور  داد که  اقامه ‌گفت  و  نماز مغرب  را گزارد،  سپس  به  وی  دستور  داد که  اقامه ‌گفت  و  نماز  عشاء  را گزارد". مردي‌ كه  پرده  حايل  جلو  و  عقب  زنش  را  يكي‌ كند =‌افضاء 

هرگاه  مردي  با  زن  خود  جماع ‌كرد  و  منجر  به  افضاء  شد  يعني  پرده  فاصله  بين  سوراخ  جلو  و عقب  او را  از بين  برد  و  هر دو  مجري  را  يكي  ساخت‌.  اگرزنش  بزرگ  سال  باشد  و  معمولا  براي  جماع  و  همخوابگي  صلاحيت  داشته  باشد  و  براي  امثال  او  معمولي  باشد  مرد  ضامن  نيست  و  بر  او  چيزي  نمي‌باشد  ولي  اگر  زن  خردسال  باشد  و  معمولا  امثال  او  براي  همخوابگي  تناسب  نداشته  باشد،  بايد  ديه  آن  را بپردازد.  

كلمه  افضاء  از  ماده  “‌فضاء‌”‌گرفته  شده‌كه  بمعني  مكان  وسيع  مي‌باشد  و  بمعني  جماع  و  همخوابگي  نيزآ مده  است‌كه  خداوند  مي‌فرمايد:" ‌ وكيف تأخذونه وقد أفضى بعضكم إلى بعض.   [‌چگونه  مهريه  را  از زن  مطلقه‌تان  پس  مي‌گيريد  درحاليكه  با  وي  همخوابه  شده‌ايد]"‌.  و  بمعني  لمس  و  دست  زدن  نيز آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم مي‌فرمايد:" إذا أفضى أحدكم بيده إلى ذكره، فليتوضأ   [‌كسي‌كه  با  دست  خود  آلت  تناسلي  خود  را  لمس‌ كرد  و  دست  زد  وضويش  باطل  است  بايد  وضو  بگيرد  براي  چيزهايي‌ كه  نيازمند  وضو  است‌]‌’‌’‌.

و  در  اصطلاح  شرع  و  در  اين  فصل  افضاء  بمعني  ازاله  پرده‌اي  است‌كه  حايل  بين   سوراخ  جلو  و  عقب  زن  قرارگرفته  است‌[1]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌اینكه  درباره  افضاء‌گفته  شد  مذهب  ابوحنیفه  و  احمد  است  امام  شافعی  در  روایتی  از  امام  مالك  می‏‎گوید  برشوهراست‌كه  درصورت  افضاء  دیه  بپردازد  ولی  مشهوراز  مالك  آنست‌كه  غرامت  را  حكومت  عدل  تعیین‌می‌كندديوار  بركسي  خراب  شود  و  او  را  بكش