اخل  بهشت  نمي‌شود]‌".  و  درباره  خودکشي  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة  ‌ بقره/195   [با  دست  خود،  خود  را  به  هلاکت  مياندازد]"  و  باز  هم  مي‌فرمايد:" ولا تقتلوا أنفسكم إن الله كان بكم رحيما     [با  دست  خود،  خود  را  مکشيد  براستي  خداوند  با  شما  مهربان  است‌]"‌.

بخاري  و  مسلم  از  ابوهريره  روايت ‌کرده‌اند که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  من تردى   من جبل فقتل نفسه فهو في نار جهنم يتردى فيها خالدا مخلدا فيها أبدا، ومن تحسى سما فقتل نفسه فسمه في يده يتحساه في نار جهنم خالدا مخلدا فيها أبدا، ومن قتل نفسه بحديدة فحديدته في يده يتوجأ    بها في نار جهنم خالدا مخلدا فيها أبدا     [هرکس  خود  را  از کوهي  بيندازد  و  خويشتن  را  بکشد  او  در  آتش  دوزخ  جاي  دارد  و  جاويدان  در  آن  مي‌ماند  و  هلاک  مي‌شود  و هرکس  سمّي  بنوشد  و  خود  را  بکشد  او با  اين  سم که  خود  آن را  مي ‌نوشد،  خود  را  به  آتش  ابدي  دوزخ ‌گرفتار  مي‌نمايد  و  هرکس  خود  را  با  ابزار آهنين،‌که  در  دست  دارد  برخود  بزند  و  خود  را  بکشد  بدست  خود  نفس  خود  را  بآتش  جا‌ويدان  جهنم  گرفتار  مي‌سازد  ]‌’‌’‌.

بخاري  از  ابوهريره  روايت  کرده  که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  الذي يخنق نفسه يخنقها في النار، والذي يطعن نفسه يطعن نفسه في النار     [هرکس‌ که  خود  را  خفه  مي‌کند  او  خود  را  با  آتش  دوزخ  خفه ‌کرده  است  و  هر کس‌ که  خود  را  مورد  طعنه  و ضربت  قرار دهد  او نفس  خود  را  با  آتش  دوزخ  مي‌کشد  و گرفتار مي‌کند  و  هر کس  خود  را  از جاي  بلندي  پرت‌ کند،  خود  را  بميان  آتش  دوزخ  پرت  مي‌کند]"‌.  جندب  بن  عبدالله  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    روايت ‌کرده  است‌ که ‌گفت‌:" كان فيمن قبلكم رجل به جرح، فجزع، فأخذ سكينا فحز بها يده فما رقأ الدم حتى مات  قال الله تعالى: " بادرني عبدي بنفسه: حرمت عليه الجنة       [‌پيش  از شما  مردي  بود که  مجروح  بود  و  بي‌تابي  و جزع‌کرد  و کاردي  برداشت  و دست  خود  را  با  آن  بريد  همينکه  خون  از وي  جاري  شد  و  بند نيامد،  او  مرد،  خداوند  مي‌فرمايد:  بنده  من  بر  شتافتن  بحضور من  شتاب  نمود  و  من  در  برابر  اين  عمل  بد  او  بهشت  را  بر  او  حرام ‌کردم‌]"‌.  بروايت  بخاري‌.  و  درحديث  به  اثبات  رسيده  است‌که  " من قتل نفسه بشئ عذب به يوم القيامة    [هرکس  خود  را  با  هر  چيزي  بکشد  در روز قيامت  به  وسيله  همان  چيز شکنجه  و  عذاب  خواهد  شد]"‌.  تا  آنجا که  اسلام  قتل  را  شنيع  و  زشت  مي‌داند که  علاوه  برآنچه‌ که ‌گفتيم کسي‌که  به  قتل  فردي  از  افراد  مبادرت‌کند  او  را  بمنزله  آن  مي‌داند که  او  همه  مردم  را  بقتل رسانده  است  بديهي  است‌که  اين  مطلب  نهايت  شناعت  و  قبح  قتل  را از  نظر  اسلام  مي‌رساند  و  آن  را  جرم  بسيار  ناپسند  مي‌داند  خداوند  مي‌فرمايد:"... أنه من قتل نفسا بغير نفس أو فساد في الارض فكأنما قتل الناس جميعا.ومن أحياها فكأنما أحيا الناس جميعا  مائده/32   [...  براستي  بيگمان  هرکس  نفسي  را  بکشد،  بدون  اينکه  او  مرتکب  قتل  شده  باشد،  يا  بدون  اينکه  در  زمين  فساد  و  تباهي  بپاکرده  باشد،  آنقدر جرمش بزرگ است‌که‌گوئي  همه  مردم  راکشته  است  وهرکس  نفسي  را  زنده‌کند  و  زندگي  او  را  نجات  دهد،  آنقدر  پاداش  اين  عمل  او  بزرگ  است‌که‌گوئي  همه  مردم  را  زنده‌کرده  است‌]‌".  چون  مسئله  خون  ريزي  و  حفظ  جان  از  نظر  اسلام  بسيار  بااهميت  است  

بروايت  مسلم  نخستين  چيزي‌که  در  روز  قيامت  مورد  بازخواست  و  بررسي  و  محاسبه  قرار  مي‌گيرد،  مسئله  خونها  و  جانها  است  يعني  در  ميان  حقوق  عباد  اين نخستين  حق  است  و  در  ميان  حقوق  بين  خدا  و  مردم  نمازنخستين  چيز  است ‌که  بررسي  ومحاسبه  مي‌گردد،  پس  هردو  حديث  صحيح  هستند.  خداوند  بدان  جهت  قصاص  قتل  را،  اعدام  قاتل  قرار داده  است  تا  از او  انتقام‌گرفته  شود  و  ديگران  عبرت  و  پند گيرند  و  جامعه  از آلودگي  و  پليدي  جرمهائي  پاک  شود،‌که  نظم  عمومي  و  امنيت  عمومي  را  مضطرب  و  پريشان  و  مختل  مي‌سازند.  لذا  خداوند  مي‌فرمايد:"  ولكم في القصاص حياة يا أولي الالباب، لعلكم تتقون   ‌ بقره/179  [بدون  شک  قصاص  و  انتقام‌گرفتن  ازقاتل  موجب  حفظ  جان  و  ادامه  زندگي  شماست  اي  خردمندان  و  آن  گاه  هرکس  بخود  جرئت  نمي‌دهدکه  بکشتن  ديگران  مبادرت  ورزد  چون  مي‌داند خود  نيزکشته  مي‌شود  و  اين  فلسفه  بر  خردمندان  و  دانايان  پوشيده  نيست  شايد  اين  قصاص  سبب‌گردد  شما  ازکشتار  همديگر  پرهيز  نمائيد]"‌.  اين  مجازات  و  عقوبت قصاص  در  همه  شريعتهاي  اديان  الهي  پيشين  مقرر  و  ثابت  بوده  است  در  شريعت حضرت  موسي  در  فصل  بيست  و  يکم  از  سفرخروج  آمده  است‌:  “‌هرکس  انساني  را  بزند  و او بميرد  هر آينه ‌کشته  شود”  و  “ليکن  اگرشخصي  عمداً  برهمسايه  خود  آيد  تا  او  را  بمکر  بکشد،  آنگاه  او  را  از  مذبح  من‌کشيده  بقتل  برسان‌”  و  “‌و  هرکه  پدر  يا  مادر  خود  را  زند  هرآينه‌کشته  شود”‌.  و  “‌و اگر  اذيتي  ديگر  حاصل  شود  آنگاه  جان  بعوض جان  بده  و  چشم  بعوض  چشم  و  دندان  بعوض  دندان  و  دست  بعوض  دست  و  پا  بعوض  پا  و داغ  بعوض  داغ  و زخم  بعوض  زخم  و لطمه  بعوض  لطمه‌”‌.

و  در  شريعت  مسيح  بعضي  مي‌گويند  برابر  مبادي  دين  مسيح  نبايد  قاتل‌کشته  شود  و  بگفته  “‌اصحاح  پنجم  انجيل  متي  بنقل  از  حضرت  عيسي عليه السلام  استدلال مي‌کنند که  مي‌گويد:  “‌ليکن  من  بشما  مي‌گويم  با  شرير  مقاومت  مکنيد  بلک‌،  هرکه  برخساره  راست  تو طپانچه  زند  ديگري  را  نيزبسوي  او  بگردان‌.  و اگرکسي  خواهد  با تو  دعوي‌کند  و  قباي  ترا  بگيرد  عباي  خود  را  نيز  بدو  واگذار.  و  هرگاه‌کسي  ترا  براي يک  ميل  مجبور سازد  دو  ميل  همراه  او  برو”‌.

وگروهي  ديگر  مي‌گويند  شريعت  مسيح  نيز  براي  قاتل  عقوبت  اعدام  قرار  داده  است  و  بدين‌گفته  حضرت  مسيح‌ عليه السلام  استدلال مي ‌کنندکه  فرمود:  “‌من  نيامده‌ام‌ که  ناموس  و  قانون  خدائي  را  -‌احکام  تورات  -‌برهم  زنم  بلکه  براي  آن  آمده‌ام  تا  آن  را  بکمال  و  باتمام  برسانم‌”‌.  و  قرآن  نيز  اين  مطلب  را  تاييد  مي‌کندکه  از  قول  حضرت  عيسي  نقل  مي‌کند: " ومصدقا لما بين يدي من التوراة    [‌من  احکام  پيش  از خود  راکه  در  تورات  آمده  است  تاييد  و  تصديق  مي‌کنم‌]"‌.  و  قرآن  نيز  به  حکم  تورات  درباره  قصاص  اشاره  مي‌کند:" وكتبنا عليهم فيها أن النفس بالنفس، والعين بالعين، والانف بالانف، والاذن بالاذن، والسن بالسن، والجروح قصاص   مائده/45  [‌و  ما  در  تورات  بر  آنان  فرض  کرديم‌که  جان  بعوض  جان  وچشم  بعوض  چشم  و بيني  بعوض  بيني  وگوش  بعوض  گوش  و  دندان  بعوض  دندان  و  زخمها  قصاص  دارند]‌’‌’‌.

شريعت  بين  جان  انسانها  با  يک  ديگر  تفاوت  ننهاده  است  و  جان  را  بعوض  جان  گفته  است  پس  ق