ر  ازدواج  با  زن  مجوسی  را  حلال  می‌داند  بدلیل  اینكه  درباره  اجازه  اعطای  آزادی  دین  و  پرداخت  جزیه  بمانند  یهود  و  نصاری  با  آن‌ها  رفتار  می‌شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌ آتش‌پرستان‌.  مولف‌.  ولی  مجوس  عبارت  است  از  زردشتیان  و  آنان  آتش  را  نمی‌پرستند  و  آن  را  یكی  از  مظاهر  پاكی  می‌دانند.  مترجمازدواج  با  زنا‌ن  صا‌بئی 

صابئون  قومی  هستند  بین  مجوس  و  یهود  و  نصاری  و  خود  دین  خاصی  ندارند.  مجاهدگفته  است‌:  آنان  فرقه‌ای  از  اهل‌كتابند  و  پیرو زبور  هستند.  و  حسن  بصری  گفته‌:  قومی  هستندكه  فرشتگان  را  عبادت  می‌كنند.

عبدالرحمن  بن  زیدگفته  است‌:  آنان  قومی  هستندكه  از  یكی  از  ادیان‌،  در  جزیره  مو‌صل  پیروی  می‌كنند،  توحید  را  باور  دارند  -‌لااله‌الا  الله‌-‌ولی  اعمال  دینی  وكتاب  دینی  و  پیامبری  ندارند،  فقط  به "‌لااله  الا  الله"  قائلند  و  بهیچ  پیامبری  ایمان  نیاورده‌اند.  لذا  مشركان  به  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    می‌گفتند:  اینان  بمانند  “‌صابئون‌”  لااله  الا  الله  می‌گویند.  قرطبی  گوید:  آنچه  كه  از  قول  علما  درباره  مذهب  صابئین  برمی‌آید،  آنست‌كه  آنان  موحد  هستند  و  بتاثیرستارگان  و  عمل  آنها  درسرنوشت  انسان‌،  عقیده  دارند.  امام  فخر  رازی  این  نظر  را  برگزیده‌كه  آنان  ستاره  -‌پرستند  بدینمعنی‌كه  خداوند،  ستارگان  را  قبله  عبادت  و  دعا  قرار  داده  است  و  از  طریق  توجه  بدانها،  خدا را  می‌پرستند  یا  بدینمعنی‌كه  خداوند  تدبیر  و  اداره  كار  جهان  را  بدین  ستارگان‌،  محول  و  واگذار  نموده  است‌.  بنابراین  نظر  فقهاء  درباره  حكم  ازدواج  با  زنان  آن  قوم  مختلف  است‌:  بعضی  گویند:  اهل  كتاب  می‌باشند  كه  كتاب  آسمانیشان  دچار تحریف  و  تبدیل  شده  و  با  یهود  و  نصاری  فرقی  ندارند،  بنابراین  ازدواج  با  زنانشان  جایز  است‌،  چون  خداوند  می‌فرماید:  " اليوم أجل لكم الطيبات، وطعام الذين أوتوا الكتاب حل لكم، وطعامكم حل لهم، والمحصنات من المؤمنات والمحصنات من الذين أوتوا الكتاب من قبلكم  ".  تا  آخر  آیه‌كه‌گذشت‌.  اینست  مذهب  ابوحنیفه  و  دو  نفر  از  یاران  بزرگ  او  -‌محمد  و  ابویوسف  -گروهی  درباره  آنان  متردد  هستند  چون  ازحقیقت‌كارایشان  اطلاع  ندارند  وگفته‌اند:  اگر  در  اصول  دین  و  تصدیق  پیامبران  و  ایمان  بكتب  آسمانی  موافق  با  یهود  ونصاری  باشند  جزء  آنها  هستند  واگربا  آنان  مخالف  باشند،  جزء  آنان  نیستند  و  حكم  بت‌پرستان  را  دارند  و  این  رای  از  شافعیه  و  حنابله  روایت  شده  است‌.ازدواج  با  صا‌حبا‌ن‌ كتا‌ب  غیر از  یهود  و نصا‌ری

حنفی‌ها  براین  عقیده  می‌باشندكه  هركس  بیك  دین  آسمانی  معتقد  بوده  وكتاب  آسمانی  داشته  باشد  مانند  صحف  ابراهیم  و  شیث  وزبور  داودعلیه السلام،  ازدواج  با  آن  و  خوردن‌گوشت  ذبیحه‌اش  صحیح  است  مادام  اینكه  مشرك  نباشد  و  حنابله  نیز  بقولی‌،  بدان  توجه  كرده‌اند.  چون  اینگونه  اشخاص  نیز  بیكی  ازكتب  خدا  تمسك كرده  و  درست  مانند  یهود  و  نصاری  هستند.
بمذهب  شافعیه  و  بقولی  نزد  حنابله‌،  نكاح  با  زنان  مجوسی  و  خوردن‌گوشت  ذبیحه‌شان  حلال  نیست‌،  چون  خداوند  می‌فرماید:" أن تقولوا انما أنزل الكتاب على طائفتين من قبلنا وان‌كنا  عن  دراستهم  لغافلیق  [ما  این‌كتاب  را  -‌قرآن  -‌با  این  همه  امتیازات  نازل‌كردیم  تا  نگوئیدكتاب  آسمانی  تنها  بر  دو  طایفه  پیش  از  ما  (‌یهود  و  نصاری‌)  نازل  شده  بود  وما  ازبحث  و  بررسی  آنها  بی‌خبربودیم‌]"‌.  یعنی  تنها  این  دو  طایفه  صاحب  كتابند.

بعلاوه  این  صحف  وكتب  تنها  مواعظ  و  پند  و  اندرز هستند،‌ كتب  احكام  نیستند  پس  حكم‌ كتب  آسمانی  مشتمل  بر  احكام  را،  ندارند.ازدواج ‌زن  مسلما‌ن  با  غیرمسلما‌ن

باجماع  علمای  اسلام  ازدواج  زن  مسلمان  با  غیرمسلمان  حلال  نیست‌،  خواه  این  غیر  مسلمان  مشرك  باشد  یا  از  اهل‌كتاب‌.  بدلیل  اینكه  خداوند  می‌فرماید:" يأيها الذين آمنوا إذا جاءكم المؤمنات مهاجرات فامتحنوهن، الله أعلم بإيمانهن، فإن علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن إلى الكفار، لاهن حل لهم ولاهم يحلون لهن [‌ای  مومنان  هرگاه  زنان  مومن  از  دیاركفر  هجرت‌كرده  و  بسوی  شما  آمدند  آنان  را  امتحان‌كنید  و  از  ایشان  بپرسیدكه  آیا  تنها  حب  خدا  ورسول  و  محافظت  بردین  اسلام‌،  شما  را  به  هجرت  واداشته  است  و  آنان‌گفتند:  بلی  چنین  است  از  آنان  بپذیرید،  و  خداوند  داناتر  است  بایمان  آنها،  چون  بایمان  آنان علم  و  آگاهی  پیدا  كردید،  آنان  را  بسوی  كافران  برنگردانید،  چون  آنان  برای  مردان‌كافر  حلال  نیستند  و  نه  مردان  كافر  برای  آنان  حلالند]"‌.  

فلسفه  این‌كار  اینست‌كه  مرد  حق  سرپرستی  و  قیمی  برهمسرش  دارد  و  بر  زن  واجب  است‌كه  دركارهای  نیكو،  از  او  اطاعت‌كند  و  مردكافر  ولایت  و  تسلط  بر  زن  مسلمان  پیدا  می‌كند  درصورتیكه  نبایدكافربرمرد  وزن  مسلمان  تسلط  وولایت  پیدا  كند.  چون  خداوند  می‌فرماید:" ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا    [خداوند  بهیچ  وجه  و  هرگزبرای‌كفران  نسبت  به  مومنان  راه  تسلطی  قرارنداده  است‌]"‌.  بعلاوه  شوهركافردین  زن  مسلمان  را  قبول  ندارد  وكتاب  آسمانی  او  را  دروغ  می‌داند  ومنكر  رسالت  و  نبوت  پیامبر  اسلام  است‌،  چگونه  خانواده‌ای  با  این  اختلاف  آشكار  و  گسترده  می‌تواند،  زندگی  آرام  و  قابل  دوامی  داشته  باشد.  ولی  برعكس  اگر  یك  مرد  مسلمان  با  یك  زن‌كتابی  ازدواج‌كند،  دین  او  را  قبول  دارد  وایمان  به كتاب  آسمانی  او  و  ایمان  به  پیامبر  او  را  جزء  ایمان  خود  می‌داند  و  تا  بدان  ایمان  نداشته  باشد  ایمانش  كامل  نیست‌.ازدواج  با  بیش  از  چهار  زن كه  در  عقد  نكاح  او هستند  در  یك  زمان

برای  هیچكس  حلال  نیست‌كه  در  یك  زمان  بیش  از  چهار  زن  را  در  عقد  نكاح  داشته  باشد،  چون  چهار  زن  برای  هركس‌كافی  است‌.  و  بیش  ازآن‌،  سبب  می‌گردد كه  آنگونه‌كه  خداوند  فرموده  است  زندگی  زناشوئی  بسامان  نباشد  و  نیكو  اداره  نشود،  بدلیل  اینكه  می‌فرماید:" وان خفتم   ألا تقسطوا  في اليتامى فانكحوا ما   طاب لكم من النساء، مثنى وثلاث ورباع، فان خفتم ألا تعدلوا فواحدة أو ما ملكت أيمانكم، ذلك أدنى ألا تعولوا   [و  اگرمی‌ترسید  ازاینكه  (‌به  هنگام  ازدواج  با  دختران  یتیم‌)  رعایت  عدالت  درباره  آنها  را  نكنید  (‌از  ازدواج  با  آنان  صرف  نظر  نمائید)  و  با  زنان  دیگركه  پاك  و  مورد  توجهتان  می‌باشند  ازدواج‌كنید.  دو،  یا  سه‌،  یا  چهار  همسر،  و  اگر  می‌ترسید  عدالت  را  (‌درباره  همسران  متعدد)  رعایت  نكنید  تنها  به  یك  همسرقناعت  نمائید  و یا  از  زنان‌كنیزی‌كه  مالك  آنها  هستید،  استفاده‌كنید.  این‌كار  بهترشما  را  از  ظل