وجعل لكم من أزواجكم بنين وحفدة، ورزقكم من الطيبات     [خداوند  برایتان  از  جنس  خودتان  همسران  و  فرزندان  و  نوه‌ها  قرار  داده  است  و  روزی  پاکیزه  و  حلال  روزیتان‌کرده  است‌]‌"‌.  وگاهی  از  ازدواج  بعنوان  اینکه  یکی  ازآیات  خداوند  می‌باشد  سخن  می‌گوید:"  ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها، وجعل بينكم مودة ورحمة، إن في ذلك لايات لقوم يتفكرون     [‌از  جمله  آیات  خداوند  آنست ‌که  زنان  و  همسران  را  از جنس  خودتان  برایتان  آفریده  است  تا  بدانان  آرام‌ گیرید  و  در بین  شما  مهر و  محبت  و  رحم  و  شفقت  قرار  داده  است  همانا  در  این‌ کار  نشانه‌ها  و  محبتها  است  برای‌ کسانی‌ که  تفکر  کنند  و  بیندیشند]‌".  گاهی  انسان  در  پذیرش  همسر  و  ازدواج  دچار  شک  و  تردید  می‌شود  و  برای  فرار  از  بدوش‌کشیدن  بار  تکالیف  ازدواج‌،  و  تحمل  سختیهای  آن‌،  از  آن  منصرف  می‌گردد  و  ازبارمسئولیت  شانه  خالی  می‌کند،  اسلام  به  وی  می‌گویدکه  خداوند  ازدواج  را  وسیله  بی‌نیازی  و  غنا  قرا  داده  است  و  خداوند  این  بارسنگین  را  از  روی  دوش  او  برمی‌دارد  واو  را  قادرو  توانا  خواهد  ساخت  وبه  وی  آن  چنان  نیروئی  می‌بخشد،  که  بر  اسباب  و  وسایل  فقر  و  تنگدستی‌،  چیره  شود  که  می‌فرماید:" وأنكحوا الايامى   منكم والصالحين من عبادكم وإمائكم   ، إن يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله، والله واسع عليم  [و  بشوی  دهید،  بیوگان  خویش  را  یعنی  برای  زنان  بیوه  و  مردان  بیوه  خویش  همسر  اختیارکنید  و  همچنین  برای  بندگان  وکنیزان  پارسا  و  پاکدامن  خود  نیز،  جفت  بگیرید،  اگرفقیر  و  درویش  و  بی‌چیزباشند،  خدای  تعالی  از  روی  فضل  و  بخشش  خویش  آنان  را  غنی  و  بی‌نیاز  می‌گرداند.  بخشش  و  فضل  خداوند  فراوان  است  و  او  از  حال  بندگان  خود  آگاه  است‌]‌".

در  حدیث  ترمذی  بروایت  از  ابوهریره  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  ثلاثة حق على الله عونهم، المجاهد في سبيل الله، والمكاتب الذي يريد الاداء، والناكح الذي يريد العفاف  [سه‌ کس  هستندکه  خدا را  سزد که  یاریشان ‌کند:  مجاهد  فی  سبیل  الله  و کسی که  با  وی  عقد  به‌کتابت  شده  و می‌خواهد  تعهد  خود  را  انجام  دهد  وکسی‌که  بقصد  عفاف  و  پاکدامنی  ازدواج‌کند  و  همسرگیرد]"‌.  براستی  زن  بهترین‌ گنجی  است ‌که  به  پس‌انداز  و  پشتوانه  مرد  افزوده  می‌شود.  ترمذی  و  ابن  ماجه  بروایت  از  ثوبان‌گویند:  چون  این  آیه  نازل  شد:" والذين يكنزون الذهب والفضة، ولا ينفقونها في سبيل الله، فبشرهم بعذاب أليم    [کسانی‌که  طلا  و  نقره  می‌اندوزند  و  آن  را  در  راه  خدا  انفاق  و  هزینه  نمی‌کنند،  بدانان  مژده  عذاب  دردناک  خد‌اوند  را  بدهید]‌"‌.

اوگفت‌:  ما  در  یکی  از  سفرها  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بودیم‌،  یکی  از  یارانش  بوی‌گفت‌: این  آیه  درباره  طلا  و  نقره  نازل  شده  است‌،  ای  کاش  می‌دانستیم  که  چه  مالی  نیکو  است  تا  آنرا  پس‌اندازکنیم  و  بدان  بپرداز‌یم‌؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  " لسان ذاكر، وقلب شاكر، وزوجة مؤمنة تعينه على إيمانه    [زبان  ذکرگوی  و  قلب  شکرگزار وزن  وهمسرمومنی  که  شوی  خود  را  برایمان  یاری‌کند  و  فراغت  خاطررا  برایش  فراهم  آورد]"‌.

طبری  با  سندی  نیکو  از  ابن  عباس  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  ‌،‌گفت‌:" أربع من أصابهن فقد أعطي خير الدنيا والاخرة: قلبا شاكرا، ولسانا ذاكرا، وبدنا على البلاء صابرا، وزوجة لا تبغيه حوبا في نفسها وماله     [‌هرکس  به  چهار چیزدست  یابد  بی‌شک  خیر  دنیا  و  آخرت  بوی  داده  شده  است‌:  دل  شکرگزار  و  زبان  ذکرگوی  و  بدن  و  تن صابر  و  بردبار  بر  بلایا  و  محنتها،  و  زن  مومنی‌که  در  ناموس  و  مال  شوی  مرتکب  خیانت  نمی‌شود]"‌.  مسلم  بروایت  از  عبدالله  بن  عمرو  عاص  گویدکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" الدنیا متاع، وخير متاعها المرأة الصالحة     [دنیا  یک‌کالای  زندگی  است  و  بهترین  کالای  این  دنیا  زن  درستکار  می‌باشد]‌".

گاهی  و  لحظه‌ای  از  لحظات  بیداری  روحی‌،  این  پندار  برای  انسان  پیش  می‌آید،  که  عزلت  و  انزوا،  پیشه‌کند  و  از  تمام‌کارهای  دنیائی‌،  دست  بکشد  و  بعبادت  پردازد  و  شب  بیداری‌کند  و  روزها  را  روزه‌گیرد  و  از  زنان‌کناره‌گیری  اختیارکند  و  شیوه  و  طریقه  رهبانیت  را  برگزیند،‌که  با  سرشت  انسان  منافات  دارد.  اسلام  بدو  می‌آموزدکه  این  شیوه  وطریقه  زندگی‌،  با  سرشت  وفطرت  پاک  انسانی  وبا  دین  اسلام  منافات  و  مغایرت  دارد  و  پیامبر  اسلامیه  برترین  پیامبران  خدای  است  و  متقی‌ترین  و  پرهیزگارترین  و  خداترس‌ترین‌،  انسان  می‌باشد،  روزه  می‌گرفت  و  افطار  هم  می‌کرد  و  نماز  شب  را  هم  می‌خواند  و  بموقع  از  خواب  نیز  بهره  می‌گرفت  و  با  زنان  نیز  ازدواج  می‌کرد.  بدیهی  است‌که  هرکس  خارج  از  رهنمودهای  او،  عمل‌کند  نمی‌تواند  شرف  و  افتخار  انتساب  به  وی  را  داشته  باشد.  بخاری  و  مسلم  از  انس  روایت‌کرده‌اند  که   پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت:" جاء ثلاثة رهط إلى بيوت أزواج النبي صلى الله عليه وسلم يسألون عن عبادة النبي صلى الله عليه وسلم، فلما أخبروا - كأنهم تقالوها   - فقالوا: وأين نحن من النبي صلى الله عليه وسلم، قد غفر له ما تقدم من ذنبه وما تأخر.قال أحدهم: أما أنا فإني أصلي الليل أبدا، وقال آخر: أنا أصوم الدهر ولا أفطر، وقال آخر: أنا أعتزل النساء فلا أتزوج أبدا.فجاء رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: (أنتم الذين قلتم كذا وكذا؟ أما والله إني لاخشاكم لله، وأتقاكم له، لكني أصوم وأفطر، وأصلي وأرقد، وأتزوج النساء، فمن رغب عن سنتي فليس مني [‌گروهی  سه  نفری  به  منزل  همسران  پیامبر صلی الله علیه و سلم   مراجعه  کرده  و  درباره  چگونگی  وکمیت  عبادت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    پرسش  نمودند،  چون  بدانان  پاسخ‌کافی  داده  شد،‌گوئی‌که  آن  مقدار  عبادت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  برای  خود  اندک  می‌دانستند،  لذاگفتند:  ماکجا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم   کجا؟  خداوندگناهان‌گذشته  و  آینده  او  را  آمرزیده  است‌،  یعنی  این  مقدار  برای  ما  بسیار  اندک  است  چون‌گناهان  ما  بسیار  است‌.  یکی از  آنان‌گفت‌:  من  تمام  شب  را  نماز  می‌خوانم  و  همیشه  آن  را  ادامه  می‌دهم‌،  یکی  دیگرگفت‌:  من  همیشه  روزه  می‌گیرم  و  افطار  نمی‌کنم  یعنی  تمام  روزهای  سال  را  بدون  فاصله  روزه  می‌گیرم‌.  سومی‌گفت‌:  من  درطول  عمرخویش  از  زنان‌کناره  می‌گیرم  و  هرگزازدواج  نمی‌کنم‌.  سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  وگفت‌:  شما  هستید  که  چنین  و  چنان‌گفته‌اید؟  هان  آگاه  باشید  و  بدانیدکه  به  خدای  سوگند،  من  بیش  ازشما  از  خداوند  و  خشم  وی  می‌ترسم  و  از  شما  خدا  ترس‌تر  و  پرهی