‌، دست به جعل حدیث می‌زدند، لذا دانشمندان و متفكران اسلامی احساس خطر كردند و برای حفظ احادیث صحیح نبوی از دست برد مغرضین و دشمنان و پیروان باطل‌، دست به تاليف و جمع‌آوری احادیث نبوی زدند، برای نمونه می‌توان از كتاب صحیح بخاری و صجیح مسلم و سنن ابی‌داود و سنن ترمذی و سنن نسائی و سنن ابن ماجه و موطای امام مالك و امثال آن نام برد. 

برای شرح لغات مشكله و بیان مقاصد و شناخت رجال و راویان احادیث‌، این كتب‌، صدها كتاب با ارزش تالیف یافت‌، از جمله می‌توان از رجال موطاء و الهدایه و الارشاد و شرح فتح الباری بر بخاری و ارشاد السناری‌، شرح بخاری و عمده القاری‌، شرح بخاری و شرح نووی بر صحیح مسلم و امثال آن مي‌توان نام برد و صدها كتاب در نقد حدیث چه از نظر راوی و چه از نظر متن حدیث نوشته شده است‌. 

اقسام حديث 
حدیث بمعنی خبر است و در اصطلاح اهل حدیث بر قول و فعل و تقریر،‌گفتار و كردار و سكوت پیامبر، در برابر اعمال و گفتار و كردار دیگران‌، اطلاق می‌شود. 

حدیث خود دو قسم است‌: 
الف‌: حدیث قدسی‌ كه معنی و مفهوم آن از طرف پروردگار به پیامبر صلي الله عليه و سلم الهام  می‌گردد و پیامبر صلي الله عليه و سلم با الفاظ و عبارات خود، آن را بیان می‌كنند و روایت پیامبر  صلي الله عليه و سلم ا‌ز خداوند می‌باشد. 

ب‌: حدیث نبوی‌ كه از نظر زنجیره و سلسله سند بدو قسم متواتر و آحاد تقسیم می شود: 

1-‌متواتر: حدیثی ‌كه ‌گروهی از راویان آن را روایت ‌كنند كه عادتاً محال باشد كه چنین ‌گروهی با هم توافق ‌كنند بر اینكه دروغ بگویند و این نسبت از ابتداء تا بانتهاء‌ محفوظ باشد و برای شنونده‌، آگاهی قطعی حاصل‌ كند و نقطه ابهامی در آن نباشد. 

٢-‌حدیث آحاد: حدیثی‌كه بحد تواتر نرسد، خواه راوی یك نفر یا بیش از یك نفر باشد، خبر و حدیث آحاد نامیده می‌شود. نووی‌ گوید جمهور اصحاب و تابعین و طبقات بعدی از محدثین و فقها و اصحاب اصول‌، بر آن هستند كه خبر واحد كه موثوق به باشد، می‌تواند حجت و دلیل شرعی واقع شود و مفید ظن است و عمل  بدان لازم و واجب می‌باشد. 

خبر واحد نیز به اقسام مختلف تقسیم می‌شود: 

1-‌حديث صحیح‌: آنست ‌كه زنجیره راویان آن پیوسته و به شخص عادل و ضابط و با كیاست برسد، تا اینكه به پیامبر صلي الله عليه و سلم یا صحابی یا تابعی منتهی‌گردد و از مخالفت با اصول و عیب و نقص و انتقاد، سالم باشد. استدلال بدان درست است‌. 

2-‌حدیب حسن‌: حدیثی ‌كه بررسی ‌كننده و تنظم‌كننده آن‌، شناخته شده باشد  كه حجازی یا شامی یا عراقی یا مكی یا كوفی و... است و در دیار خود، روایت او مشهور باشد، مانند قتاده در میان بصریان‌. البته راویان حدیث حسن‌، به نسبت حدیث صحیح از شهرت‌ كمتری برخوردارند. حدیث حسن نیز بمانند حدیث صحیح مورد استدلال شرعی واقع مي‌شود. 

٣-‌حديث ضعیف‌: آنست‌كه درآن خلل و نقصی به شرطی یا شرایطی ‌كه در صحیح و حسن معتبر است‌، وارد شده باشد. و منزلت پایینتر از «‌صحيح‌» و «‌حسن‌» دارد هر اندازه آن راویت از شرایط «‌صحیح‌» دورتر باشد ضعف آن شدیدتر و هر اندازه به شرایط «‌صحیح‌» نزدیكتر باشد به «‌حسن‌» نزدیكتر است‌. 

هریك ازاین سه قسم فوق خود بفروع و شاخه‌های متعددی‌، تقسیم مي‌شوند از جمله حدیث ضعیف‌، خود به‌: موضوع‌، مقلوب‌، شاذ، منكر، و معلل و مضطرب و  مرسل و منقطع و مفضّل و موقوف و معلق و مدلّس ومُدْرَج تقسيم مي‌شود، اینك بطور مطلق اقسام احادیث صحیح و حسن و ضعیف بیان مي‌شود: 

1-موصول و متصل‌: زنجیره سند در چنین روايتی پیوسته است‌ كه هر راوی از راوی مافوق خود، روایت می‌نماید، تا به صحابی یا تابعی برسد كه شامل مقطوع و و موقوف و مرفوع می‌شود. 

٢-‌موقوف‌: عبارت است از گفتار و رفتاری كه به یك نفر از اصحاب پیامبر صلي الله عليه و سلم منسوب باشد. مانند اینكه بگویند: فلانی از اصحاب پیامبر صلي الله عليه و سلم می‌گفت‌: ما چنان می‌كردیم‌. 

٣-‌مقطوع‌: عبارت است از گفتار وكرداری‌كه به یك نفر تابعی نسبت داده شود كه بر او موقوف است و حجت نیست‌. 

٤-‌موقوف‌: عبارت است از گفتار و كردار و تقریری ‌كه به پیامبر  صلي الله عليه و سلم نسبت داده شود، خواه سند راویان آن پیوسته یا گسسته باشد،‌ كه حدیث مرسل و ضعیف را نیز شامل می‌شود. بعضی بدان مسند نیز گفته‌اند. 

٥-‌مسند: عبارت است از حدیثی‌كه زنجیره راویان آن‌، بهم پیوسته باشد و بقول حاكم‌، باید به پیامبر  صلي الله عليه و سلم نسبت داده شود. 

6-حدیث مرسل: حدیثی كه در زنجیره آن انقطاعی باشد، مانند اینكه تابعی مستقیماً از پیامبر  صلي الله عليه و سلم نقل قول كند و نام راوی صحابی را نگوید. بمذهب امام  شافعی‌، استدلال بدان درست نیست، مگر اینكه از طریق دیگر تقویب شود، امام ابوحنیفه و مالك و احمد بدان احتجاج را جایز می‌دانند. و روایت مرسل صحابی مورد احتجاج قرار می‌گیرد، مانند احادیث حضرت عایشه‌، مربوط بدورانی ‌كه هنوز بعقد ازدواج پیامبر  صلي الله عليه و سلم درنیامده بود.

٧-‌حدیث منقطع‌: حدیثی‌كه در یك مورد یا بیشتر، راوی غیر صحابی‌، از زنجیره آن ساقط شده باشد،‌كه معلق و مرسل و مفضل و مدلّس را دربر می‌گیرد. 

٨- معلق‌: حدیثی‌كه از اول اسناد آن‌، حذفی روی داده باشد، یك‌، یا چند راوی‌، متوالی افتاده باشد. 

٩-‌مفضل‌: حدیثی‌كه دونفر یا بیشتر، پشت سرهم‌، از زنجیره راویان آن‌، پیش از اینكه به صحابی برسد، افتاده باشد مانند اینكه راوی بگوید: قال رسول الله ... در صورتیكه راوی خود با صحابی ٢ نفر یا بیشتر فاصله دارد. 

١٠-‌مُدَلّس‌: سه نوع است‌: اول آنكه راوی نام استاد خود كه حدیث را از او آموخته است‌، نگوید، بلكه نام استاد استاد خود یا بالاتر از آن را می‏‎گوید، تا بر 

اعتبار خویش بیفزاید. دوم‌: آنكه در میان دو نفر از استادان او، شخص ضعیفی وجود دارد كه او را حذف می‌كند، تا وانمود كند كه همه راویان موثوق به هستند. كه این نوع تدلیس‌، بسیار خطرناك است‌. سوم‌: آنكه استاد خود را با نام غیرمعروف و  مشهورش‌، ذكر می‌كند تا بخوبی شناخته نشود. 

١١-‌مُدْرَج‌: آنست‌ كه راوی در پایان حدیث‌، چیزی بدان بیفزاید تا پنداشته شود كه حدیث متصل است و سخن او جزو حدیث است یا تصور شود او دو متن از این حدیث را در اختیار دارد با دو زنجیره از راویان وجود دارد كه او می‌خواهد یكی را روایت كند. 

١٢-‌مسلسل‌: حدیثی‌كه راویان آن یكی بعد ازدیگری مرتب و منظم تا بآخر ذكر شده باشند. 

١٣-‌غریب‌: حدیثی‌ كه زنجیره راوی در تمام طبقات یكنفر باشد یا تنها یكنفر در میان جامعین حدیث‌، یك قسمت مهم آن را، روایت‌ كند. آن را فرد نیز گفته‌اند. 

١٤-فرد: فرد مطلق حدیثی است‌ كه از راویان موثوق به تنها یكنفر آن را روایت كرده باشد. 

١٥-‌عزيز: حدیثی كه در میان راویان حدیث‌، دو نفر یا سه نفر آن را روایت ‌كرده باشند، یا در یك طبقه‌، دو نفر و در طبقه بعدی بیشتر، آن را روایت ‌