  هستم‌،  سرنوشتم  در دست  تو  است‌،  حکم  تو  درباره  من  نافذ  است  و  قضای  تو  درباره‌ام  عدالت  است‌.  ترا  بهر  نامی‌که  داری  و  خود  را  بدان  نامیده‌ای  یا  آن  نام  را  در  قرآن  ذکرکرده  یا  بکسی  آموخته‌ای‌،  یا  نزد  خود،  خود  را  بدان  نامیده‌ای‌،  قرآن  را  بهار  دلم  و  نور  سینه‌ام  و  مایه  زدودن  غم  و  اندوهم‌گردان‌،  خداوند  ببرکت  این  نیایش  غم  و  اندوه  او  را  بشادی  تبدیل  می‌کند]"‌.ذکر بهنگا‌م  برخورد  با  دشمن  و بهنگا‌م  ترس‌ از  حاکم  و فرمانروا

ابوداود  و  نسائی  از  ابوموسی  نقل‌کرده‌اندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    هرگاه  از  قومی  خوف  داشت‌،  می‌گفت‌: " اللهم إنا نجعلك في نحورهم، ونعوذ بك من شرورهم   [‌خداوندا  خوف  ترا  در  سینه‌شان  می‌اندازیم  ‌و  از  شرشان  بتو  پناه  می‌آور‌یم‌]"‌.
ابن  السنی  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  یکی  ازجنگهاگفت‌:" يا مالك يوم الدين إياك أعبد وإياك أستعين [ای  مالک  روز  جزا،  تنها  ترا  می‌پرستم  و  تنها  از  تو  استعانت  و  یاری  می‌جویم‌]"‌.  ا‌نس‌گوید:  بدرستی  من  دیدم‌که  فرشتگان  از  پس  و  از پیش  مردان  -‌دشمن  -‌را  به  زمین  می‌زدند.  از  ابن  عمرروایت  شده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌: " إذا خفت سلطانا أو غيره فقل لا إله إلا الله الحكيم الكريم سبحان الله ربي، سبحان الله رب السموات السبع ورب العرش العظيم، لا إله إلا أنت عز جارك، وجل ثناؤك     [هرگاه  از  پادشاهی  یا  دیگری  خوف  داشتی‌،  بگو:  بجز  خدای  حلیم  وکریم  هیچ  معبود  بحقی  نیست‌.  پروردگارخود  را  به  پاکی  ومنزهی  وصف  می‌کنم‌.  وپروردگار  آسمانهای  هفتگانه  را  و  پروردگار  عرش  عظیم  را  به  پاکی  ومنزهی  وصف  می‌کنم‌.  خدایا  بجز  تو  خدائی  نیست  و  هرکس  به  تو  پناه  بیاورد  عزیزاست  و  باشکوه  است  ثنای  تو]"‌.  بخاری  از  ابن  عباس  روایت  کرده  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" حسبنا الله ونعم الوكيل  [خداوند  ما  راکافی  وبس  است  و  بهترین  ضامن  می‌باشد]‌".  حضرت  ابراهیم  بدانوقت‌که  در  آتش  انداخته  شدآن‌کلمات  را  بر  زبان  آورد  و  حضرت  محمد  هم  وقتی‌که  مردم  به  وی‌گفتند:  مردم  در  برابرتو  جمع  شده‌اند،  همین‌کلمات  راگفت‌.  از  عوف  بن  مالک  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    وام  و  دین  دو  نفررا  بازپرداخت‌،‌کسی‌که  وام  برای  وی  پرداخته  شده  بود،  برگشت  وگفت‌:"  حسبنا الله ونعم الوكيل"  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  إن الله يلوم على العجز، ولكن عليك بالكيس   فإذا غلبك أمر فقل: حسبي الله ونعم الوكيل    [بیگمان  خداوند  ناتوانی  و  بیکاری  را  نکوهش  می‌کند.  بروکارکن  نگو  چیست‌کار.  هرگاه  چیزی  بر  تو  غلبه‌کرد  و  از  عهده‌اش  برنیامدی‌،  بگو:  حسبی  الله‌]"‌.چیزیکه  بهنگا‌م ‌کا‌ر دشوار گفته  می‌شود

ابن  السنی  از  انس  روایت‌کرده‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" اللهم لا سهل إلا ما جعلته سهلا.وانت تجعل الحزن   سهلا     [خداوندا  هیچ‌کارآسانی  نیست  مگر  اینکه  تو  آن  را  آسان  کرده‌ای  و  تنها  تو  هستی‌که  بلندیها  و  بدیها  و  ناهمواریها  را  پست  می‌کنی‌]‌".چیزیکه  بهنگا‌م  تنگی  و سختی  و معیشت‌ گفته  می‌شود

ابن  السنی  از  ابن  عمر  نقل‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت:"‌ ما يمنع أحدكم إذا عسر عليه أمر معيشته أن يقول إذا خرج من بيته: بسم الله على نفسي ومالي وديني، اللهم رضني بقضائك، وبارك لي فيما قدر حتى لا أحب تعجيل ما أخرت، ولا تأخير ما عجلت  [چه  چیز  مانع  می‌شود  شما  را،‌که  بهنگام  سختی  و  تنگی  معیشت  بوقت  خروج  از  منزل  بگوئی‌:  بنام  الله  بر  روح  و  مال  ودینم‌.  خداوندا  مرا  بقضای  خود  راضی‌کن  و  درآنچه  برایم  مقدر  شده  است‌،  برکت  وافزونی  ده‌،  تا  برای  چیزی‌که  برایم  بتاخیر  انداخته‌ای  شتاب  نکنم  و  برای  چیزی‌که  اکنون  داده‌ای  تاخیر  و  سستی  نکنم‌]"‌.ذکر  هنگا‌م  بدهکا‌ری  

1-‌ترمذی  بطریق  حسن  از  علی  بن  ابیطالب  روایت‌کرده  است‌که  بنده  “‌مکاتبی =  برده‌ای‌که  با  وی  عقد  به‌کتابت  شده  بود”  پیش  اوآمد  وگفت  ای  علی  من  از  عهده  عقد  به‌کتابت  خود،  برنمی‌آیم مراکمک  و  یاری‌کن‌.  علی  به  وی‌گفت‌:  دلت  می‌خواهدکلماتی  را  بتوبیاموزم‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آنها  را  به  من  آموخت‌.  اگرآنها  را  بگوئی  و  باندازه‌کوه  “‌صبر”  بدهکار  باشی  خداوند  ترا  ببازپرداخت  آن‌،  توفیق  می‌دهد؟  بگو:  "  اللهم اكفني بحلالك عن حرامك، وأغنني بفضلك عمن سواك   [‌خداوندا  مرا  با  روزی  حلال  از  حرام  بی‌نیازگردان  و  بجای  حرام  به  من  حلال  عطاکن‌.  و  بفضل  و  بزرگی  خودت  مرا  از  غیر  خودت  بی‌نیازکن‌]"‌.

٢-‌ابوسعیدگوید:  روزی  پیامبر صلی الله علیه و سلم    داخل  مسجد  شدکه  آنجا  با  یک  نفراز  انصار  بنام  ابوامامه  روبرو  شد  وگفت‌:: يا أبا أمامة مالي أراك جالسا في المسجد في غير وقت صلاة؟     [چرا  ترا  می‌بینم‌که  درغیروقت  نمازدرمسجد  هستی‌؟‌]‌" اوگفت‌:  ای  رسول  خدا  اندوهها  و  بدهیهائی‌که  دارم  مرا  رها  نمی‌کنند.  او  فرمود:" أفلا أعلمك كلاما إذا قلته أذهب الله همك وقضى عنك دينك؟ " قلت:بلى يا رسول الله.قال: " قل إذا أصبحت وأذا أمسيت: اللهم إني أعوذ بك من الهم والحزن، واعوذ بك من العجز والكسل، واعوذ بك من الجبن والبخل، واعوذ بك من غلبة الدين وقهر الرجال   [دلت  می‌خواهد  سخنی  را  بتو  بیاموزم‌که  هرگاه  آن  راگفتی  خداوند  غم  و  اندوه  ترا  برطرف‌کند  و  ترا  به  بازپرداخت  وام  موفق  دارد؟‌گفتم‌:  آری  ای  رسول  خدا.   گفت‌:    بامدادان  و  شامگاهان  بگو:  خداوندا  از  غم  و  اندوه  بتو  پناه  می‌برم‌،  و  از  ناتوانی  و  تنبلی  و  بی‌میلی  به‌کار بتو  پناه  می‌برم‌.  و  ازترس  و  بخل  و  غلبه  بدهکاری  و  قهر  مردان  بتو  پناه  می‌برم‌]"‌.  ابو  امامه  گوید:  چنین  کردم  و  خداوند غم  و  اندوه  مرا  برطرف‌کرد  و  مرا  به  پرداخت  وام  موفق  نمود.چیزیکه  بهنگا‌م  پیش‌آمد  نا‌خوشا‌یندی  یا  غلبه  چیزی‌گفته  می‌شود

ابن  السنی  گوید  ابوهریره‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:" ليسترجع احدكم في كل شئ حتى في شسع نعله فانها من المصائب    [هریک  ازشما  برای  هر  پیشامد  بدی‌،  حتی  اگراز  دست  دادن  بندکفش  باشد،  استرجاع  -‌انالله  وانا  ا‌لیه  راجعو‌ن  -‌کند]"‌.  استرجاع  بمعنی‌گفتن  “انا  لله...”  می‌باشد  وآن  لازم  است  برای  هرنوع  پیش‌آمد  ناخوشایندی‌،  که  استرجاع‌کند  حتی  اگر  بند کفشش  باشد.  مسلم  از  ابوهریره  روایت‌کرده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" المؤمن القوي خير وأحب إلى الله من المؤمن الضعيف، وفي كل خير، احرص على ما ينفعك، واستعن بالله ولا تعجز، وإذا أصابك شئ، فلا تقل: لو أني فعلت كذا كان كذا وكذا، ولكن قل: قدر الله، وما شاء فعل، فإن 