ت‌]‌"‌.گویند:‌کالای  او  را  بررسی‌کردیم‌،  در  میان  آن  مهره‌ای  یافتیم‌که  دو  درهم  نمی‌ارزید.                                 

در  روایت  صحیح  از  عطاء  آمده  است‌که  او  بر  میت  ولد  الزنا  و  بر  مادرش  و  بر  کسانی‌که  ملاعنه  می‌کردند  و  برکسی‌که  از  او  قصاص‌گرفته  می‌شد  و  برکسی‌که  سنگسارمی‌شد  و  برکسی‌که  ازمیدان  جنگ  می‌گریخت  وکشته  می‌شد،  برهمه  آنها  نماز  میت  می‌خواند  و  می‌گفت‌:  هرکس " لا إله إلا الله"  ،  را  بگوید،  من  نماز  بر  وی  را  ترک  نمی‌کنم  و  خداوندگفته  است‌:" من بعد ما تبين لهم أنهم أصحاب الجحيم   [‌یعنی  وقتی  طلب  استغفار  برای  آنان  صحیح  نیست‌که  مشخص‌گرددکه  آنان  اهل  دوزخند  و  تا  زمانی‌که  مشخص  نشده  است  ما  باید  برایشان  طلب  استغفارکنیم‌.  پس  بر  آنان  نماز  می‌خوانیم‌]"‌.  ابراهیم  نخعی  گفته  است‌:  “‌ما  از  نماز  خواندن  بر  اهل  قبله  منع  نشده‌ایم  وهرکس  خودکشی‌کند  بروی  نمازخوانده  می‌شود.  و  سنت  آن  است‌که  برسنگسار  شده  نماز  خوانده  شود”‌.  بروایت  صحیح  از  قتاده  آمده  است‌که‌گفته  است‌:  من‌کسی  از  اهل  علم  را  سراغ  ندارم‌که  از  نمازخواندن  برگوینده " لا إله إلا الله "‌،  امتناع  کرده  باشد.  و  بروایت  صحیح  ازابن  سیرین  آمده  است‌که‌گفته  است‌:‌کسی  را  نیافته‌ام  که  از  نماز  خواندن  بر  اهل  قبله  گناهکار  شود.  ابوغالب  گوید:  از  ابوامامه  باهلی  پرسیدم‌:  آیا  بر  می‌خواره  نماز  خوانده  شود؟‌گفت‌:  آری‌.  چون  امکان  داردکه  یکبار  بر  رختخواب  درازکشیده  و" لا إله إلا الله "‌گفته  و  مورد  آمرزش  قرارگرفته  باشد.  در  روایت  صحیحی  از  حسن  بصری  آمده  است‌که‌گفته  است‌:  هرکس  " لا إله إلا الله "‌،  را گفته  و  رو  بقبله  نماز  خوانده  باشد،  بر  وی  نماز  خوانده  می‌شود.  زیرا  نماز  دعا  و شفاعت  برای  او  است‌.نماز  خواندن  بر کا‌فر  

برای  مسلمان  جایزنیست‌که  برکافرنماز  بخواند.  چون  خداوندگفته  است‌:" ولا تصل على أحد منهم مات أبدا، ولا تقم على قبره، إنهم كفروا بالله ورسوله     [هرگز  بریکی  از  منافقین‌که  می‌میرد  نماز  مخوان  و  برگور  او  حاضر  مشو،  زیرا  آنان  بیگمان  به  خدا  و رسولش  کفر  ورزیده‌اند  ]"‌. و" ما كان للنبي والذين آمنوا أن يستغفروا للمشركين ولو كانوا أولي قربى من بعد ما تبين لهم أنهم أصحاب الجحيم.وما كان استغفار إبراهيم لابيه إلا عن موعدة وعدها إياه فلما تبين له أنه عدو الله تبرأ منه   [شایسته  نیست‌که  پیامبر  و  مومنان  برای  مشرکانی‌که  مشخص  شده  است  (‌اهل  دوزخ  می باشند  طلب  آمرزش‌کنند،  حتی  اگرآن  مشرکان  خویشاوندانشان  باشند.  ابراهیم  خلیل  هم  بدان  سبب  برای  پدرش  طلب  آمرزش‌کرد  که  به  وی  وعده  داده  بود.  اما  هنگامیکه  برایش  آشکارگردیدکه  پدرش  دشمن  خدااست  از  او  بیزاری  جست‌]‌"‌.  همچنین  بر  اطفال  مشرکان  نیز  نماز  خوانده  نمی‌شود،  زیرا  آنان  حکم  پدران  خود  را  دارند،  مگرکسانی‌که  به  اسلام  آوردنشان  حکم‌کرده  باشیم‌،  بدینگونه‌که  یکی  از  والدینش  اسلام  آورده  باشد  یا  جدا  از  پدر  و  مادرش  یا  جدا  از  یکی  ازآنان  مرده  یا  اسیر  شده  باشد.  در  این  صورت  بر  وی  نماز  خوانده می‌شود.نما‌ز خواندن  بر گور  

بعد  از  تدفین  هر  وقت  باشد  نماز  خواندن  بر  میت  جایز  است‌.  حتی  اگر  پیش  از  تدفین  بر  وی  نمازهم  خوانده  باشند.  قبلاگفتیم‌:‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بعد  ازگذشت  هشت  سال  برگور  شهیدان  “‌احد“  نمازگزارد.  اززید  بن  ثابت  روایت  شده  است‌که‌گفت‌:  “‌ما همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بیرون  رفته  بودیم‌،  هنگامیکه  به  “‌بقیع‌”  وارد  شدیم  با  یک‌گور  تازه  رو برو  شدیم‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ازآن  سئوال‌کرد  به  ایشان‌گفته  شدکه  این‌گور  تازه  مربوط  به  زنی  است‌که  تازه  وفات‌کرده  است‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    اورا  می‌شناخت  وگفت‌:  چرا  مرا  از  مرگ  اوآگاه  نساختید؟‌گفتند:  ای  رسول  خدا  تو  درخواب  نیمروزبودی‌.  چون  روزه  بودی  نخواستیم  ترا  بیدارکنیم‌،  مبادا  موجب  آزار  و  اذیت  شما  باشد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  از  اینکارها  نکنید.  هرگاه‌کسی  از  میان  شما  فوت‌کرد،  مرا  ازمرگ  او  آگاه‌کنید.  بیگمان  نماز  خواندن  من  بر  او  برای  او  رحمت  می‌باشد.  سپس  بر سر آن  قبر رفت  و  ما  را  پشت  سرخود  به  صف‌کرد  و  چهار بار بر وی  تکبیر زد [1]‌.  احمد  ونسائی  و  بیهقی  و  حاکم  و  ابن  حبان  آنرا  روایت‌ کرده  و  دو  نفر  اخیر  آن  را  تصحیح‌ کرده‌اند.

ترمذی‌گفته  است‌:  عمل  بیشتر  اهل  علم  از  اصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم   و  دیگران  چنین  است‌.  وامام  شافعی  و  احمد  و  اسحاق  نیز  چنین‌گفته‌اند.  و  در  حدیث  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برگوری  نماز  خواند  و  حال  آنکه  یارانش  پیش  از  دفن  بر  وی  نماز  خوانده بودند.  زیرا  اصحاب  او  هیچ‌کسی را  پیش  از  نماز  خواندن  بر  وی‌،  دفن  نمی‌کردند.  از  اینکه  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بر  قبری  نماز  خوانده‌اند  برمی‌آیدکه  این  کار  اختصاص  به  پیامبر  نداشته  است‌.  ولی  ابن  القیم  می‌گوید:  "‌این  سنن  محکم  و    آشکار  را  حدیث  متشابهی  رد  می‌کندکه  فرموده  است‌:" لا تجلسوا على القبور، ولا تصلوا إليها     [برگورها  منشینید  و  بسوی  آنها  نمازمخوانید]"‌.که  این  حدیث  هم  صحیح  است  و  آنرا  هم  همان‌کسی‌گفته  است‌که  خود  عملا  بر  قبر  نماز  خوانده  است‌.  این  است  سخن  او  و  اینست  عمل  او.  و  ظاهراً  منافاتی  با  هم  ندارند.  زیرا  نمازی‌که  ازآن  نهی  شده  است  نمازی  است‌،‌که  به  سوی  قبر  خوانده  می‌شود  و  آن غیر  از  نماز  خواندن  بر  قبر  می‌باشد.  چون  نماز  خواندن  بر  قبر  همان  نماز  میت  است  که  اختصاص  به  مکان  معینی  ندارد  و  خواندن  آن  در  غیر  مسجد  بهتر  است  نماز  خواندن  بر  قبر  میت  همان  نماز  خواندن  بر  جنازه  او  است‌.  نماز  خواندن  بر  جنازه  چه  جنازه  برروی  زمین  باشد  و  چه  در  بطن  زمین‌،  فرقی  نمی‌کند.  ولی  نمازهای  دیگررا  شرعاً  جایز  نیست  درگورستان  و  یا  به  سوی‌گورستان  خواند.  زیرا  این‌کارگورستان  را  به  صورت  مساجد  و  سجده‌گاه  مردم  درمی‌آورد  و  حال  آنکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از  آن  نهی  کرده  وکسانی  راکه  چنین‌کنند  نفرین‌کرده  است‌.  وآنان  را  بدترین  مردم  دانسته  است  که  می‌فرماید:" إن من شرار الناس من تدركهم الساعة وهم أحياء، والذين يتخذون القبور مساجد    [بیگمان  بدترین  مردم‌کسانی  هستندکه  به  هنگام  رستاخیز  هنوز  زنده  می‌باشند  وهمچنین‌کسانی‌که  به  سوی‌گورها  سجده  می‌کنند  وگورستان  را  بصورت  مساجد  درمی‌آورند]"‌.  بنابراین  نماز  خواندن  به  سوی‌گورکه  مورد  نفرت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  قرارگ