ردد  و  يابنده  مي‌تواند  بعد  از  آن‌،  از  آن  بهره‌مند  شود.  از  جابر  آمده  است  كه  گفت‌:  “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم  در‌باره  عصا  و  شلاق  و  طناب  و  امثال  آن  بما  رخصت  و  اجازه  داد،‌كه  هرگاه  آنها  را  يافتيم  ازآنها  استفاده‌كنيم =  هركس  آن  را  يافت  ازآنها  استفاده‌كند.  احمد  و  ابوداود  آن  را  بيرون  آورده‌اند.
از  علي  بن  ابيطالب  آمده  است‌كه  او  ديناري  را  در  بازار  يافته  بود  و  آن  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم   آورد.  پيامبر صلي الله عليه و سلم ‌گفت  آن  را  سه  روز معرفي‌كن  و اعلام  نما  تا  صاحبش  پيدا  شود  و  نشانه  آن  را  بدهد  و  اوكسي  را  نيافت‌كه  سراغ  آن  را  بگيرد.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  “‌آن  را  خودت  بخور”  عبدالرزاق  آن  را  از  ابوسعيد  نقل‌كرده  است‌.

گوسفند گمشده  و  يافته  شده
برداشتن  و  نگهداري  گوسفندگمشده  و  امثال  آن‌كه  ضعيف  است  و  در  معرض  هلاك  شدن  و  خوردن  حيوانات  درنده  وحشي  قراردارند  جايزاست  و  واجب  است  كه  آنها  را  معرفي  نمود،  اگرصاحب  آن  پيدا  نشد  يابنده  مي‌تواند،  آن  را  تصرف‌كند  و  غرامت  آن  را  هر  وقت  صاحبش  پيدا  شد  بپردازد.  مالكيه  مي‌گويند:  همينكه  آن  را  پيداكرد  آن  را  تصرف  مي‌كند  و ضمانتي  بعهده  ندارد،  حتي  اگر صاحبش  را  نيز بيابد  چون  بموجب حديثي ‌كه ‌گذشت  بين  خوردن‌ گرگ  و  يابنده  مساوات  قايل  شده  است  و  بر گرگ  غرامتي  نيست  پس  بر  يابنده  نيز  غرامتي  نيست‌.  و  اين  اختلاف  در  حالتي  است‌كه  بعد  از  خوردن  آن  صاحبش  پيدا  شود  والا  اگر گوسفند  موجود  باشد  و  صاحبش  پيدا  شود  و  آن  را  مطالبه ‌كند  باتفاق  نظر  جميع  علما  بايستي  بوي  برگردانده  شود.

گمشده  شتر  و گاو  و  اسب  و  استر  و  خر  
علما  اتفاق  نظر  دارند  بر  اينكه  گمشده  شتر  برداشته  نمي‌شود  و  نگهداري  آن  صحيح‌نيست‌.  
و  پيش  از آن  حديث  بخاري  و  مسلم  نقل  شدكه‌:"زيد  بن  خالد  از پيامبر صلي الله عليه و سلم   درباره  آن  پرسش  نمود  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم ‌گفت‌:  ترا  با  آن چه ‌كار است ‌؟ ‌كه  آن  خود  بقدركافي  آب  دارد  و  با  پاي  خود  بهرجا  مي‌رود  و  بموقع  به  آبشخور  مراجعه  مي‌كند  وگياهان  را  مي‌خورد  تا  اينكه  صاحبش  آن  را  پيدا كند"‌.  يعني  شترگمشده  نيازي  به  بردارنده  و  نگهدارنده  ندارد.  چون  آن  خود  قدرت  و  صبوري  و  تحمل  تشنگي  دارد  و  بدون  مشقت  با  داشتن  چنين‌گردن  بلندي  مي‌تواند  بچرد  پس  نيازي  به  نگهداري  يابنده  ندارد،  بعلاوه  اگر  در  جاي  خود  بماند كه ‌گمشده  است‌،  صاحبش  آسانتر  آن  را  پيدا  مي‌كند  تا  اينكه  آن  را  در  ميان  شتران  مردم  جستجو  نمايد.  و  تا  زمان  خلافت  عثمان  بن  عفان‌ كار بدينمنوال  بود  ولي  عثمان  نظرش  اين  بود كه  يابنده آن  را  تصرف ‌كند  و  بفروش  برساند  و  هر وقت  صاحبش  پيدا  شد،  بهاي  آن  را  بگيرد.
ابن  شهاب  زهري‌گفت‌:  در  زمان  عمر  بن  خطاب  شتران‌ گمشده‌،  فراوان  بودند  و  كسي  بدانها كاري  نداشت‌،  تا  اينكه  دوران  خلافت  عثمان  بن  عفان  فرا  رسيدكه  او  دستورداد  آنها  را  معرفي‌كنند،  سپس  اگر صاحبانشان  پيدا  نشوند،  آنها  را  بفروشند  و  هر  وقت  صاحبانشان  پيدا  شدند،  بهاي  آنها  بدانان  پرداخت ‌گردد.  مالك  آن  را  در  موطاء  ذكر كرده  است‌.
حضرت  علي  بعد  از  حضرت  عثمان  دستور  داده  است‌كه  براي  شتران‌گمشده  خانه‌اي  ساخته  بودند  بدانها  آنقدر علف  داده  شود كه  نه  چاق  شوند  و  نه  لاغرسپس  هركس  اقامه  بينه  مي‌كرد كه  بعضي  از آنها  بوي  متعلق  هستند،  آن  را  بوي  مي‌دادند  و  الا  همچنان  مانده  بودندكه  آنها  را  نمي‌فروخت‌.  و  ابن  المسيب  آن  را  نيكو  شمرده  است‌.  
شافعي  و  احمد گويند كه‌ گاو  و  اسب  و  استر  و  خر  نيز  حكم  شتر  را  دارند.  -‌ولي  شافعي ‌گويد  اگر  آنها كوچك  باشند  چون  نيازي  به  نگهداري  دارند  برداشته  مي‌شوند  -   
 بيهقي  روايت‌ كرده  است ‌كه  منذر  بن  جرير گفت‌:  با  پدرم  در  شهر  بوازيج  عراق  بودم‌كه  ديدم ‌گاوي  را كه ‌گاوان  ما  آن  را  از  خود  مي‌راندند  پدرم ‌گفت‌:  اين‌گاو  چيست  و  چرا  چنين  است‌؟‌گفتند: ‌گاوي  است‌كه  به‌گاوان  ما  ملحق  شده  است‌،  پدرم‌گفت‌:  آن  را  برانيد  و  آن  را  راندند  تا  اينكه  از ديد  ما  پنهان  شد  سپس‌ گفت‌:  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   شنيده‌ام  كه  مي گفت: " لا يأوي الضالة إلا ضال [شتر  و گاو گمشده  و  امثال آن  را كه  خود  مي‌توانند  بچرند  و  از  خود  حمايت‌ كنند  و در  طلب  آب  مي‌ايستند  برنمي‌دارد و  تصرف ‌نمي‌كند مگركسي‌ كه ‌گمراه ‌باشد]"‌. 
ابوحنيفه  مي‌گويد:  برداشتن  آنها  نيز  جايز  است‌.  مالك ‌گويد:  وقتي‌ آنها  برداشته  مي‌شوند كه  خوف  حيوانات  وحشي  و  درنده  دركار  باشد  و  در  غير  اينصورت  جايز  نيست  .  

هزينه گمشده  
هزينه‌اي‌ كه  يابنده  در  برابر گمشده  متحمل  شده  است‌،  آن  را  از  صاحبش استرداد  مي‌كند  مگر  اينكه  اين  هزينه  در  برابر  استفاده  از  آن  از  قبيل  سواري  و  دوشيدن  باشد  كه  در آنصورت  حق  مطالبه  ندارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌لقطه  برای  غیر  انسان  است  همانگونه ‌كه  لقیط  برای  انسان  است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1019.txt">اطمعه  و مواد  خوراكي</a><a class="text" href="w:text:1020.txt">ذبح‌ شرعي</a><a class="text" href="w:text:1021.txt">صيد</a></body></html>تکبیرهای  انتقال‌:

سنت  است‌ که  نمازگزار در هر بلند  شدن  و  فرود  آمدن  و قیام  و قعود  در نماز تکبیر  بگوید  مگر  در  موقع  برخاستن  از  رکوع ‌که  می‌گوید:" سمع الله لمن حمده"  ابن  مسعود  گفته  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  دیده‌ام که  در  هر  فرود  آمدن  و  بلند  شدن  و  قیام  و  قعودی  تکبیر  می‌گفت‌.  احمد  و  نسائی  و  ترمذی  آن  را  روایت‌ کرده‌اند  و  ترمذی  آن  را ‌“‌صحیح‌“  دانسته  است‌٠  سپس‌ گفته  است‌:  اصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  جمله  ابوبکر  و  عمر  و  عثمان  و  علی  و  دیگران  و  تابعین  چنین  می‌کردند.  و  عمل  فقهاء  نیز  چنین  است‌.  

پایان  سخن  ترمذی‌  از  ابوبکر  بن  عبدالرحمن  بن  الحارث  روایت  شده  است‌ که  او  از  ابوهریره  شنیده  است ‌که  می‌گفت‌: ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  هر  وقت  به  نماز  می‌ایستاد  تکبیر می‌گفت  (‌تکبیره‌ الاحرام‌)‌،  سپس‌ که  به  رکوع  می‌رفت  تکبیرمی‌گفت‌،  سپس  وقتی‌که  پشتش  را  راست  می‌کرد  و  از  رکوع  بلند  می‌شد  می‌گفت‌:" سمع الله لمن حمده،  چون  راست  می‌ایستاد  قبل  از اینکه  به  سجده  برود  می‌گفت‌:" ربنا لك الحمد.  سپس  چون  برای  سجده  فرود  می‌آمد  نیز  تکبیر می‌گفت‌،  سپس  چون  سر  از  سجده  برمی‌داشت  تکبیر می‌گفت  (‌برای  رفتن  به  سجده  دوم  نیز  تکبیر می‌گفت‌)  سپس  چون  پس  از دو  سجده  برمی‌خاست  نیز  تکبیر می‌گفت‌.  بعد  در  هر  رکعتی  چنین  می‌کرد  تا  نماز  به پایان