g political ideas, but adopting the true total vision of Islam .
* Tolerance and Moderation towards events and issues.نواقص ‌وضو  -  چیزهايی که  وضو  را  تبا‌ه  می‌سا‌زد:

چیزهايی  هست‌ که  وضو  را  باطل  کنند  و  سبب  می‌گردند کـه  مقصود  از آن  حاصل  نشود‌،  آنها  بشرح  زير  می‌باشند:

1-‌خارج  شدن  هر  چیزی‌ که  از شرمگاه پیش  یا  از عقب  انسان ‌که ‌اشیاء  زیر را  در بر  مي‌گيـرد:

الف- ادرار   

ب‌-‌ مدفوع‌.  

زیرا  قول  خدا: (...أو جاء أحد منكم من الغائط..)[1]  [‌یا  اگر  یکی  از  شما  از  قضای  حاجت  برگشت‌]‌. که ‌کنایه  از  قضای  حـاجت  است‌،  و  قضای  حاجت  ادرار  و  مدفوع  هر  دو  را  شامل می‌شود.

ج-‌بادی ‌که  از  شرمگاه  پسین  بیرون  آيد:  

زیرا  ابوهریره رضي الله عنه‌، گفته ‌که  پیامبر صلي الله عليه و سلم   فرموده  است‌:  (لا يقبل الله صلاة أحدكم إذا أحدث حتى يتوضأ) فقال رجل من حضرموت: ما الحدث يا أبا هريرة؟ قال: (فساء أو ضراط). [‌هرگاه  برای  یکی  از  شما  حدث  پیش  آمد،  خداوند  نماز  وی  را  نمـی‌یذیرد  مگر اینکه  وضو  بگیرد،  مردی  از  حضرموت  از  ابوهریره پرسيد که‌:  مراد  از “‌حدث‌“  چیـست‌؟  ابوهریره‌ گفت‌:  مقصود باد  بیصدا  و  باد  با صدا  است  - ‌چسیدن  یا گوزیدن  -]. این  حدیث  متفق  علیه  است‌.  باز  هم  از  او  روایت  شده  است  که‌،  پیامبر صلي الله عليه و سلم   فـرمود:  (إذا وجد أحدكم في بطنه شيئا فأشكل عليه أخرج منه شئ أم لا؟ فلا يخرجن من المسجد حتى يسمع صوتا أو يجد ريحا)  [‌هرکسی  از شما  صدائی  را  از شکـم  خود  شنید  و  امر بر وی  مشتبه  شد، ‌که‌:  آیا  بادی  از ا‌و  خارج  شده  است  یا  خیر؟  از  نماز  خود  خارج  نشود  مگر  اینکه  صدائی  بشنود  یا  بوئی  احساس  کند]‌.  مسلم  آنرا  روایت  کرده  است‌.  البته  شنیدن  صدا  یا  احساس  کردن  بو،  شرط  نیست‌،  بلکه  مراد  از آن  حصول  یقین  است  مبنی  بر اینکه  چیزی  از او  خارج  شده  است‌.

د،  هـ،  و  -‌منی‌،  و  مذی،  و  و‌دی‌:  زیرا  پیامبر صلي الله عليه و سلم  درباره‌ي مذی فرموده  است‌:  ‌‌فیه  الوضوء  [‌مذی  موجب  وضو  است‌]‌‌.  و  ابن  عباس  رضی  الله  عنهما گفته  است‌: (أما المني فهو الذي منه الغسل، وأما المذي و الودي فقال: (أغسل ذكرك أو مذاكيرك، وتوضأ وضوءك للصلاة)  [‌اما  منی‌،  موجب  غسل  است  و  اما  مذی  و  ودی‌،  پیامبر  فرمود:  آلت  خود  را  یا  لباس  آلوده  از  آن  را  از  آنها  بشوی  و  همانطوریکه  برای  نماز  وضو  می‌گیرید،  بهنگام  خروج  آنها  نيز  وضو  بگیر  یعنی  موجب  غسل  نیست‌]‌‌‌.  بیهقی  آنرا  درکتاب  "السنن‌“،  روایت‌ کرده  است‌.

2-‌خواب‌:  
مشروط  بر  اینكه  شخص  چنان  به  خواب  فرو  رفته  باشد  که  ادراکی  برایش  باقی  نماند،  و  نشیمنگاهش  بر  جای  نشستنگاه  نچسبیده  باشد،  زیرا  صفوان  بن  عسال‌ رضي الله عنه  گفته  است  که‌: (كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يأمرنا إذا كنا سفرا ألا ننزع خفافنا ثلاثة أيام ولياليهن إلا من جنابة، لكن من غائط و بول و نوم)  [پیامبر صلي الله عليه و سلم  به  ما  دستور  مي‌داد که  هرگاه  به  مسافرت  رفتيم  تا  سه  شبانه‌روز  خف‌های  خویش  را  از  پا  بیرون  نیاوریم‌،  مگر  برای  غسل  جنابت‌،  لیکن  بعد  از  قضای  حاجت  و  خواب  که  وضو  می‌گرفتيم  تا  آن  مدت  آنها  را  از پا  بیرون  نمی‌آوردیم‌]‌‌.  احمد  و نسائی  و ترمذی  آن  را  روایت ‌کرده‌اند  و  ترمذی  آنرا  “‌‌صحیح‌“‌  دانسته  است‌.  هرگاه  شخصی  نشسته  بخواب  رود  و  نشیمنگاهش  به  زمین  چسبیده  باشد  وضوی  وی  باطل  نمی‌شود.  و  حدیث  انس  نیز  بر  این  معنی  حمل  می‌گردد  که  گفته  است‌:  ‌(كان أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ينتظرون العشاء الاخرة حتى تخفق رؤوسهم ثم يصلون ولا يتوضئون).  [‌یاران  پیامبر صلي الله عليه و سلم به انتظار  نماز  عشاء  دوم  می‌نشستند  و  خوابشان  می‌برد  تا  اینكه  سرشان  تکان  مي‌خورد،  سپس  نماز  می‌خواندند  بدون  اینکه  وضو  را  تجدید  نمایند] ‌.  شافعی  و  مسلم  و  ابوداود  و  ترمذی  آنرا  روایت  کرده‌اند.  و  متن  حدیث ‌که  ترمذی  از  شـعبه  روایت‌ کرده  است  چنین  است‌:  : (لقد رأيت أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم يوقظون للصلاة حتى لاسمع لاحدهم غطيطا، ثم يقومون فيصلون ولا يتوضئون)  [به تحقیق  یاران  پیامبر صلي الله عليه و سلم  را  دیده‌ام  که  بانتظار  نماز  بیدار  می‌ماندند،  تا  جایی که  صدای  خرناس  بعضی  از  آنان  را  مـی‌شنیدم‌،  سپس  بلند  می‌شدند  و  نـماز  مـی‌خواندند  و  وضوی  جـدیدی  نمی‌گرفتند]‌‌.  ابن  المبارک‌ گفته  است‌:  بنظر ما  آنان  نشسته  بخواب  رفته  بودند.

٣-‌زوا‌ل  عقل:  
خواه  از  راه  دیوانگی  یا  اغما،  یـا  مستی  یا  دارو  بـاشد،  و  فرق نمي‌کند که  این  زوال  عقل  زیاد  يا کم  بوده  باشد  و خواه  چنان  نشسته‌ که  نشیمـنگاهش  چسبیده  به  زمین  بوده  یا  چنین  نباشد،  در  همه‌ي  اين  احوال  ناقض  وضو  است‌.  زیرا  زوال  عقل  در هر یک  از این  حالات‌،  رساتر  از زوال  عقل  در  خواب  است  و  علماء  بر  آن  اتفاق  کلمه  دارند.

٤-‌دست  زدن  به  فرج‌:  شرمگاه  مرد  و  زن‌،  بدون  حائل:
زیرا  یسرة  بنت  صفوان  رضی الله  عنهما  روایت‌کرده  است ‌که‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود:  (من مس ذكره فلا يصل حتى يتوضأ) [کسی‌ که  به  آلت  تناسلی  خود  دست  زد  نماز  نگزارد  تا  اینکه  وضو  بگیرد] ‌.  هـر  پنج  نفر  آنـرا  روایت‌ کـرده‌اند  و  ترمذی  آن  را  “‌صحیح‌“  دانسته  است‌،  و  بخاری ‌گفته  است‌:  این  حدیث  صحیحترین  خبری  است  در  این  باره‌،  و  مالک  و  شافعی  و  احمد  و  دیگران  نیز آنرا  روایت‌ کرده‌اند.  ابوداود گفته است‌:  به  احمد گفتم‌:  حدیث  یسره  “‌‌صحیح‌”‌  نیست‌،  او گفت  آن  حدیث  “‌صحیح“  است‌.  و  در  روایت  دیگری‌ که  احمد  و  نسائی  از  یسره  نقل ‌کرده‌اند  آمده  است‌ که‌:  او  از پیامبر صلي الله عليه و سلم   شنیده‌ که  می‌گفت‌:  (ويتوضأ من مس الذكر)  [کسیکه  به  آلت  تناسلی  خود  دست  زد  وضو  می‌گیرد]‌.  فرق  نمی‌کند که  شخص  به  آلت  تناسلی  خود  یـا  آلت  تناسلی  دیگران  دست  بزند  حکمش  یک سـان  است‌.  ابــوهریره ‌گفته  است‌ که‌: پیامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود:  (من أفضى بيده إلى ذكر ليس دونه ستر، فقد وجب عليه الوضوء)  [کسی  که  بدون  پرده  به  آلت  تناسلی  خود  دست  زد،  بیگمان  وضو  بر  وی  واجب  است  = وضویش  باطل  شده‌]‌‌‌.  احمد  و  ابن  حبان  و  حاکم  آنرا  روایت ‌کرده‌اند.  حاکم  و  ابن  عبدالبر  آنرا  “‌‌صحیح‌“  دانسته‌اند.  و  ابن  السکن ‌گفته  است:  این  حدیت  بهترین  حدیثی  است‌ که  در  این  زمینه  روایت  شده  است‌.  و  متن  حدیث  در  روایت  شافعی  چنین  است‌:  ‌(إذا أفضى أحدكم بيده إلى ذكره، ليس بينها وبينه شئ فليتوضأ)،  [هرکس  از  شما  بدون  پوشش  دستش  به  آلت  تناسلی  خود  تماس  پیدا  کرد  وضویش  باطل می‌گردد]‌‌.

و  از  عمرو  بن  شعیب  از  پدرش  و  از  جدش  رضی الله عنهم  روایت  شده  است‌:  ‌(أيما رجل مس فرجه فليتوضأ، وأيم