یم‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌این  اختلاف  از  اختلاف  آنان  درباره  حج  پیامبر « در  حجه  الوداع  ناشی  شده  است  و  صحـیح  آنست‌که  حج  او  بصورت  “‌قران‌“  بوده  است  چون  با  خود  "هدی‌"  آورده  بود.انواع  احرام  

احرام  سه  نوع  است‌:  “‌قران‌”  و  “‌تمتع‌”  و  “‌افراد”  باجماع  علما،  هر  سه  نوع  جایز  است‌.  عایشه‌گوید:  “‌در  سال  حجه  الوداع  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ما  هم - ‌از  مدینه  -‌بیرون  آمدیم‌،  برخی  احرام  بعمره  وبرخی  احرام  به  حج  وبعضی  احرام  به  حج  و  عمره  هر  دو  بسته  بودند  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  ‌؛  احرام  به  حج  بست‌”‌.  هرکس  احرام  به  عمره  بسته  بود،  پس  از  طواف  القدوم  احرام  را  شکست‌.  و  هرکس  احرام‌،  به  حج  یا  احرام  به  حج  و  عمره  بسته  بود،  تا  روز  قربانی  احرام  را  نشکست‌.  بروایت  احمد  و  بخاری  و  مسلم  و  مالک‌.می‌توان  بطور مطلق  احرام  بست  

هرکس  بطور  مطلق  احرام  بست  وگفت‌:  نویت  الاحرام  -‌و  قصد  اداء  فریضه  خدا  داشت‌،  بدون  اینکه  یکی  از  این  انواع  ثلاثه  -‌قران‌،  تمتع‌،  افراد  -‌را  تعیین‌کند،  بعلت  اینکه  از  تفصیل  آن  خبرنداشت‌،  جایز  است  و  احرام  او  صحیح  می‌باشد.

علما گفته‌اند:  اگر کسی  بقصد  نسک  و  عبادت‌،  تهلیل  و  تلبیه‌گفت  و  نام  هیچیک  ازآن  انوع  سه‌گانه  را  نبرد  و  به  دلش  نیت  قران  و  یا  تمتع  و  یا  افراد  خطورنکرد،  حج  وی  صحیح  می‌باشد  و  به  انتخاب  خویش  یکی  ازآن  سه  نوع  را  انجام  می‌دهد.طواف  قران  و  تمتع  و  سعی  صفا  ومروه  درآن  دو،  برای  اهل  حرم  مکی  جز  ا‌فراد درست  نیست‌:

از  ابن  عباس  درباره  متعه  الحج  سوال  شد.  گفت‌:  مهاجرین  و  انصار  و  زنان   پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  حجه  الوداع  احرام  بستند  و  نیت  احرام‌کردند  و  ما  نیز  چنان‌کردیم‌.  چون  به  مکه  وارد  شدیم‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  احرام  خود  را،‌که  برای  حج  بسته‌اید،  به  عمره  تبدیل‌کنید  مگرکسی‌که  هدی  قربانی  را  همراه  خود  آورده  باشد،  ما  طواف  کعبه  و  سعی  بین  صفا  و  مروه  راکردیم  و  احرام  خود  را  شکستیم  وبا  زنان  خود  همخوابه  شدیم  و  لباس  و  جامه  دوخته  پوشیدیم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  هرکس  هدی  قربانی  با  خود  آورده  است‌،  برای  او  حلال  نیست‌که  احرام  را  بشکند  تا  اینکه  قربانی را  به  جای  خود  رساند  -‌یعنی  تا  روز  عیدکه  در  ‌“‌منی‌‌“  قربانی  می‌کند  -‌سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم   به  ماکه  احرام  به  حج  را،  به  احرام  به  عمره  تبدیل‌کرده  بودیم‌،  درشب  روز  هشتم  ذی‌الحجه  -  یوم  الترویه  -‌به  ما  دستوردادکه  درروزهشتم  ذی‌الحجه  احرام  به  حج  ببندیم‌.  یعنی  به  نیت  انجام  فریضه  حج  احرام  ببندیم‌.  چون  مناسک  را  انجام  دادیم‌،  آنگاه  به  خانه‌کعبه  آمدیم  و  طواف  -‌طواف  الافاضه  -کردیم  وسعی  بین  صفا  ومروه  را  هم  انجام  دادیم‌که  بدینگونه  حج  ما  بپایان  رسید  و  برما  واجب  بودکه  فدیه  بدهیم  و  حیوانی  ذبح  کنیم‌،  خداوند  گوید: " فمن تمتع بالعمرة إلى الحج فما استيسر من الهدي فمن لم يجد فصيام ثلاثة أيام في الحج وسبعة إذا رجعتم إلى أمصاركم    [هرکس  در  ماههای  حج‌  نخست  عمره  را  انجام  دهد  سپس  حج  را  -‌هردو  را  در  یک  سفرانجام  دهد  -‌.بر  وی  است  که  بشکرانه  این  دو  عبادت  که  انجام  داده  است‌،  آنچه  از  هد‌ی  قربانی  میسر  است  ذبح‌کند،  اگرکسی  قربانی  نداشته  باشد  سه  روز  در  حج  روزه  بگیرد  وچون  به  وطن  خویش  برگشت  هفت  روزرا  روزه  بگیردکه  جمعاً‌ ده  روزکامل  می‌شود]"‌.  ذبح  یک‌گوسفندکافی  است‌.  آنان  دونسک  و  عبادت  را  -‌حج  و  عمره  -  دریک  سال  انجام  دادندکه  خداوند  آن  را  درکتاب  خویش  و  سنت  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بدان  امرفرموده  است  وآن  را  برای  غیراهل  مکه  مباح  داشته  است‌:"  ذلك لمن لم يكن أهله حاضري المسجد الحرام"  این  بهره‌مندی  از  -‌متعه  حج  -‌برای‌کسانی  است‌که  اهل  مکه  نباشند  و  خانواده  وکاشانه‌شان  در  مکه  نباشد  و  ماههای  حج  که  خداوند  نام  برده  است‌:  شوال  و  ذوالقعده  و  ذوالحجه  می‌باشد.  هرکس  دراین  ماهها  متعه  حج  بگزارد،  باید  یا  قربانی  دهد  یا  روزه  بگیرد.  بروایت  بخاری‌.

1-‌از  این  حدیث  برمی‌آیدکه  اهل  مکه  نمی‌توانند  متعه  حج  و  قران  بجای  آورند.  (‌شافعی  و  مالک  و  احمد  می‌گویند  اهل  مکه  می‌توانند  آنها  را  بدون‌کراهت  انجام  دهند)‌.  بلکه  باید  حج  تنها  وعمره  تنها،  انجام  دهند  واین  رای  ابن  عباس  و ابوحنیفه  است  .  

بعلت  همین  آیه‌:" ذلك لمن لم يكن أهله حاضري المسجد الحرام  ".  درباره‌کسانی‌که  در  مسجدالحرام  هستند،  اختلاف  است‌.  مالک  می‌گوید: مردم  خود  مکه  مراد  است‌،  که  اعرج  هم  چنین‌گفته  و  طحاوی  آن  را  اختیارنموده  است  و  ترجیح  داده  است  و  ابن  عباس  و  طاووس  و گروهی ‌گفته‌اند:  اهل  حرم  مراد  است‌.  و  حافظ  گفته  از  ظاهر  آیه  چنین  پیدا  است‌.  شافعی‌گوید:  مرادکسانی  است‌که  تا  حداقل  مسافه  قصرنماز،  در  پیرامون  مکه  سکونت  دارند  و  ابن  جریر  هم  آن  را  اختیارکرده  است‌.

حنفیه‌گفته‌اند:  مراد  از  اهل  حرم‌،‌کسانی  است‌که  میقات  مکانی  احرامشان  حرم  است  یا  نزدیکتر  می‌باشند.  آنچه‌که  مورد  اعتبار  است  سکونت  و  اقامت  است‌،  نه  نشات  و  پیدایش  -‌بنابراین  اگر  یکنفرایرانی  هم  آنجا  سکونت  داشته  باشد،  اهل  حرم  است  . 

  ٢-‌از  این  حدیث  برمی‌آیدکه  اگرکسی  متمتع  باشد  باید  نخست  طواف  -‌طواف  القدوم  -‌و  سعی  بین  صفا  و  مروه  را  برای  عمره  انجام  دهد.  سپس  طواف  الافاضه  را  بعد  ازوقوف  در  عرفات  و  سعی  بین  صفا  و  مروه  برای  فریضه  حج  انجام  دهد.  اما  کسی‌که  به  قران  احرام  بسته  است‌،  جمهور  علماگویند  اعمال  حج  برای  اوکافی  است  پس  برای  حج  و  عمره  یکبار  طواف  -‌طواف  الافاضه  -‌را  بعد  ازوقوف  در  عرفات  و  سعی  بین  صفا  و  مروه  را  انجام  می‌دهد،  مثل‌کسی‌که  نیت  افراد  می‌کند  با  این  تفاوت‌که  در  قران  برای  هر  دو  احرام  می‌بندد،  ولی  درافراد  تنها  یکی  را  قصد  می کند.

1-‌جابر  بن  عبدالله‌گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    با  یک  نیت  و  احرام‌،  حج  و  عمره  هر  دو  را،  اراده  و  قصدکرد  و  برای  هر  دو  یک  طواف  -‌و  یک  سعی  -‌انجام  داد  بروایت  ترمذی  که  آن  را  حدیث  حسن  دانسته  است‌.  پس  بصورت  قران  حج‌گزارد.

2-‌ابن  عمرگوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" من أهل بالحج والعمرة، أجزأه طواف واحد وسعي واحد [هرکس  احرام  به  حج  وعمره  بست  وبا  صدای  بلند  برای  آنها  تلبیه‌گفت  یک  طواف  و  یک  سعی  برای  اوکفایت  می‌کند]‌"‌.  ترمذی  آن  را  روایت‌کرده  و  “‌حسن  صحیح‌‌“  و  “‌غریب‌“  دانسته  و  دارقطنی  آن  را  نقل‌کرده  و  بدان  افزوده  است‌