شود  
كارهای  زیر  موجب  ابطال  اعتكاف  است‌:  
1-‌بیرون  رفتن  از  مسجد  به  عمد  و  بدون  نیازاگرچه  اندك  هم  باشد.  زیرا  در  این  حال  به  عمد  یكی  ازاركان  آن  راكه  مكث  و  توقف  درمسجد  است  ازبین  برده  است‌.  
2-‌ارتداد،  چون  ارتداد  با  عبادت  خداوند  منافات  دارد  و  خداوند  نیز  فرموده  است‌:" لئن أشركت ليحبطن عملك    [‌اگر  بخدا  شرك  ورزی‌،  عملت  باطل  می‌شود]"‌.
٣-‌٤-5-‌از  بین  رفتن  عقل  با  دیوانگی  یا  مستی‌،  حیض  و  نفاس  (‌زچگی‌)  زیرا  هوشیاری  و  تمییزو  پاك  بودن  ازآلودگی  حیض  و  نفاس  ازشروط  اعتكاف  می‌باشند. 
6-‌همخوابگی  و  جماع  چون  خداوند گفته  است‌:"  ولا تقربوهن وأنتم عاكفون في المساجد، تلك حدود الله فلا تقربوها      [در  حالیكه  در  مساجد  اعتكاف  كرده‌اید،  به  زنان  نزدیك  مشوید  (‌همخوابگی  نكنید)  اینها  حدود  خدا  است‌،  بدانها  نزدیك  مشوید  از  آنها  تجاوز  نكنید)‌]"‌.  دست  زدن  به  زن  بدون  شهوت  اشكالی  ندارد.  زیرا پیش  آمده  است‌كه  یكی  از  زنان  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  حال  اعتكاف  موی  وی  را  شانه‌كرده  است‌.  درباره  بوسه  و  دست  زدن  با  شهوت‌،  امام  ابوحنیفه  و  امام  احمدگفته‌اند:‌كار  بدی  است  زیرا  آنها  بروی  حرام  هستند  ولیكن  اعتكافش  فاسد  نمی‌شود  مگراینكه  انزال  پیش  آید.  امام  مالك‌گفته  است‌:  بوسه  و  دست  زدن  با  شهوت  همچون  انزال كاری  است  حرام  و  اعتكاف  را  تباه  می‌سازد.

هر  دو  روایت  از  شافعی  نیز  روایت  شده  است‌.  ابن  رشد  گفته  است‌:  علت  اختلاف  اینست‌كه  مباشرت  بین  جماع  ودست  زدن  مشترك  است  آیا  اسم  مشترك  بین  حقیقت  و  مجاز  عام  است  یا  خیر  بعضی‌گویند.‌كلمه  “‌مباشره‌“  درآیه ولا تباشروهن وأنتم عاكفون في المساجد،‌   "  مشترك  بین  جماع  و  غیرجماع  است‌.  بعضی  گفته‌اند:  مباشرت  دراین  آیه  عام  نیست  و  این  قول  مشهورو  قول  اكثریت  است‌.  اینها  می‌گویند  ‌“‌مباشره‌‌“  یا  بر  جماع  دلالت  می‌كند  یا  بر  مباشرت  غیرجماع‌.  اگر  بگوئیم  باجماع  برجماع  دلالت  می‌كند،  پس  بر  غیرجماع  دلالت  نمی‌كند.كسی‌كه  انزال  را  بمنزلت  جماع  دانسته  است‌كه  درمعنی  آنست‌،  آن  را  نیزمبطل  می‌داند  وكسی‌كه  آن  را  مبطل  نمی‌داند  می‌گوید،  مباشرت  بطورحقیقت  بر  انزال  دلالت  نمی‌كند  و  همچنین  جماع  نیز  در  معنی  انزال  استعمال  حقیقی  ندارد. 

قضای  اعتكا‌ف
اگر كسی  اعتكاف  سنت  را  آغازنمود،  سپس  آن  را  قطع ‌كرد،  مستحب  است‌ كه  آن  را  قضاكند.  بعضی ‌گفته‌اند:  قضای  آن  واجب  است‌.  ترمذی‌گفته  است‌:  اهل  علم  درباره‌كسیكه  نیت  اعتكاف  كرده‌،  سپس  پیش  از  اینكه  آن  را  تمام‌كند،  آن  را  قطع  نماید،  اختلاف‌كرده‌اند:  امام  مالك‌گفته  است‌:  اگر اعتكاف  را  قطع‌كرد  بروی  واجب  است‌كه  آن  را  قضاكند،  و  استدلال  نموده‌اند  باینكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از اعتكاف  (‌دهه  آخر  رمضان‌)  بیرون  آمد،  سپس  ده  روز  از  شوال  بجای  آنها  اعتكاف‌كرد.  امام  شافعی ‌گفته  است‌:  اگر اعتكاف  نذری  یا  اعتكاف  واجبی  نباشد،  بلكه  اعتكاف  سنت  باشد  وازآن  بیرون  آمد،  قضای  آن  واجب  نیست  مگراینكه  او  ازروی  اختیارآن  را  قضاكند.  امام  شافعی ‌گفته  است‌:  “‌هر  عملی‌كه  بتوانی  در  آن  داخل  نشوی  (‌هر  عملی‌كه  واجب  نباشد)‌.چون  بدان  داخل  شدی  (‌آن  را  شروع  كردی‌)  و  بعداً  آن  را  ناتمام‌گذاشتی  بر  تو  واجب  نیست‌كه  آن  را  قضاكنی  مگرحج  و  عمره‌كه  قضای  آنها  واجب  است‌“‌.  اماكسی‌كه  نذركردكه  یك  روزیا  چند  روزی  اعتكاف‌كند  و  بدان  شروع  نمود  و  آن  را  تباه  ساخت‌،  باتفاق  همه  پیشوایان  فقه  بروی  واجب  است‌كه  هروقت  توانست  آن  را  قضاكند.  اگرپیش  ازقضای  آن  مرد،  لازم  نیست‌كسی  بجای  وی  آن  را  قضاكند.  امام  احمد  می‌گوید:  واجب  است‌كه  ولی  او  آن  را  قضا  كند.  عبدالرزاق  از  عبدالكریم  بن  امیه  روایت‌كرده  است‌كه‌گفت‌:  از  عبدالله  بن  عبدالله  بن  عتبه  شنیدم  كه  می‌گفت‌:  مادرم  مرده  بود  و  بر  وی  قضای  اعتكاف  بود،  در  این  باره  از  ابن  عباس  پرسیدم‌گفت‌:  بجای  او  اعتكاف‌كن  و  روزه  بگیر  از  سعید  بن  منصور  روایت  شده  است‌كه  حضرت  عایشه  بجای  برادرش‌كه  مرده  بود،  اعتكاف‌كرد.

اعتكاف‌كننده  محلی  را  در  مسجد  انتخاب كرده  و  درآنجا  خیمه  می‌زند:
1-‌ابن  ماجه  از  ابن  عمر  روایت‌كرده  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   دهه  آخر  رمضان  را  به اعتكاف  می‌نشست‌.  نافع‌گفته  است‌:  عبدالله  بن  عمرهمان  محلی  راكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   در  آنجا  اعتكاف  می‌كرد،  بمن  نشان  داده  است‌.
٢-‌از  او  روایت  شده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   هر  وقت  اعتكاف  می‌كرد  فرشی  یا  تختی را  در  پشت  “‌اسطوانه‌“  توبه  برایش  می‌نهادند.  (‌اسطوانه‌ای  كه  یكی  از  اصحاب خویشتن  را  بدان  بست  تا  اینكه  خداوند  توبه  وی  را  پذیرفت‌)
 ٣-‌ازابوسعید  خدری  روایت  است‌ كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  ‌“‌قبه  تركیه‌“  اعتكاف ‌كرده  و  حصیری  را  بردرآن  آویزان‌كرده  بود  تاكسی  به  وی  ننگرد.

نذركردن  اعتكا‌ف  در  مسجد  معینی
اگركسی نذركردكه  درمسجدالنبی  یا  مسجد  الاقصی  اعتكاف‌كند  بروی  واجب  است‌كه  بنذر  خویش  وفاكند.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرموده  است‌:" لا تشد الرجال إلا إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام والمسجد الاقصى ومسجدي هذا     [‌كوچ‌كردن  جزبه  سوی  سه  مسجد  جایز  نیست‌:  مسجدالحرام  در  مكه  و  مسجدالاقصی  در  بیت‌المقدس  و  مسجدالنبی  در  مدینه‌)‌]"‌.  اما  اگركسی  نذركردكه  در  غیر  این  سه  مسجد  اعتكاف‌كند  وفای  بنذر  واجب  نیست  و  لازم  نیست‌كه  اعتكافش  را  درآن  مسجد  انجام  دهد،  بلكه  در  هر  مسجدی  كه  بخواهد  اعتكافش  را  انجام  دهد،  صحیح  است‌،  چون  خداوند  برای  عبادتش  مكانی  را  تعیین  نكرده  است  و  بعلاوه  جز  مساجد  سه‌گانه  هیچ  مسجدی  را  برمسجد  دیگرفضیلتی  نیست‌،  چون  به  ثبوت  رسیده‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفته  است‌:"  صلاة في مسجدي هذا أفضل من ألف صلاة فيما سواه من المساجد إلا المسجد الحرام، وصلاة في المسجد الحرام أفضل من صلاز في مسجدي هذا بمائة صلاة   [خواندن نمازی  در  مسجد  من  (‌مسجدالنبی  در  مدینه‌)  ثوابش  بیشتر  است  از  یكهزار  نماز  در  مساجد  دیگر،  مگر  مسجدالحرام‌كه  خواندن  یك  نماز  در  آن  ثوابش  بیشتر  است  از  یكصد  نماز  در  مسجدالنبی صلی الله علیه و سلم   ]"‌.
اگركسی  نذركرد  كه  در  مسجدالنبی  اعتكاف  كند  جایز  است  كه  بجای  آن  در مسجدالحرام  اعتكاف  نماید،  زیرا  مسجدالحرام  فضیلتش  بیش  از  مسجدالنبی  است‌.

پایان  مبحث  روزه  از  فقه  السنه  
 و الصلاه و السلام علی محمد صلی الله علیه و سلم  وعلی آله و اصحابه الی یوم الدین 
-------------------------------------------------------------------------------