نبع  درآمد  اشخاص  واقع  می‌شود،  دو  نوع  می‌باشند: 
1-‌نوع ‌اول‌، ‌کار  فکری  و  جسمی‌که  شخص  مستقیما  آن  را  انجام  می‌دهد،  بدون  اینکه  در  استخدام  دیگران  باشد،  در  اینصورت  درآمد  او  از  راه  حرفه  و  پیشه‌اش‌،  حاصل  می‌گردد  مانند:  پزشکی‌،  مهندسی‌،  وکالت‌،  هنرمندی‌،  خیاطی‌،  نجاری  و  شغلهای  آزاد  دیگر  از  این  قبیل‌.

2-‌نوع  دوم‌،‌ کارهای  فکری  و  جسمانی‌که  شخص  انجام  می‌دهد  و  در  استخدام  دیگران  است‌،  خواه  دولت  یا  شرکت  یا  افراد  باشد.  در  این  صورت  درآمد  وی  شکل حقوق  و  مزد  و  پاداش  بخود  می‌گیرد.  

آیا  از  هر  دو  نوع  مشاغل  بالا  زکات  واجب  است‌؟  و  حدنصاب  و  مقدارآن  چقدر  است‌؟  و  نظر  فقه  اسلامی  در  این  باره  چیست‌؟
اینها  سوالاتی  است‌که  امروز  برای  مسلمانان  مطرح  است  و  اینگونه  درآمدهاکه  گاهی  بسیارکلان  نیز  می‌باشد،  برای  فقهای  پیشین  شناخته  شده  نبوده  است‌.  

اینک  سعی  خواهیم‌کرد  با  استفاده  از  سخنان  دکتر  یوسف  قرضاوی  به  اجمال بدانها  پاسخ  دهیم‌:
استادان  گرانقدر:  عبدالرحمن  حسن‌،  و  محمد  ابوزهره  و  عبدالوهاب  خلاف  گفته‌اند:  زکات  از  حقوق  و  مزد  و  پاداش  و  درآمدکسب  واجب  است‌،  مشروط  بر  اینکه  به  حدنصاب  رسیده  و  یکسال  ازآن  بگذرد.  ولی  آنچه‌که  ازسخنان  ابن  عباس  و  ابن  مسعود  و  معاویه  و  امام  جعفر  صادق  و  امام  باقر  و  ناصر  و  داود  و  عمر  بن  عبدالعزیز  و  حسن  بصری  و  زهری  و  اوزاعی‌،  درباره  مال  مستفاد،  استنباط  می‌گردد  آنست‌ که‌ گذشت  یکسال  برآن  لازم  نیست‌،  بلکه  هر  وقت  بدست  شخص  رسید،  باید  ازآن  زکات  بدهد.  دکتر  قرضاوی  به  تفصیل  و  جداگانه  رای  هریک  از  اشخاص  فوق  را  بررسی‌کرده  وگفته  است  صاحبان  این  مشاغل  وکارها،  باید  همینکه  صافی  مجموع  مزد  و  حقوق  و  پاداششان  در  طی  سال  بعد  ازکسر  هزینه  زندگی  خود  و  خانواده  و  احتیاجات  اصلی  به  حدنصاب  زکات  برسد،‌که  ارزش  ٨٥گرم  طلا  است‌،  باید  زکات  خود  را  پرداخت‌کنند  وگذشت  یکسال  هم  لازم  نیست  و  مقدارآن  5/2%می باشد [1].    

زکا‌ت  سها‌م  و اوراق  قرضه =  اسنا‌د  
در  دنیای  امروز،  سهام  و  اوراق  قرضه‌،  در  معاملات  تجارتی  نقش  عمده‌ای  دارند  و  بنام  ‌“‌بورسهای  اوراق  مالی‌“  مشهور  می‌باشند  و  بنام  دارائی  منقول  نامیده  می‌شوند  و  مالیات  بر  درآمد  دارائی  منقول‌،  از  آنها  وصول  می‌شود.

فرق  بین  سهام  و  اوراق  قرضه  مالی  و  اسناد  مالی‌:  
سهام  عبارت  است  از  ملکیت  جزئی  از  سرمایه  مالی  شرکتهای  سهامی  بزرگ که  هر  سهمی  جزئی  از  اجزاء  متساوی  سرمایه  آن  شرکت  می‌باشد.

اوراق  قرضه  و  اسناد  مالی  عبارتند  از  تعهدنامه  و  تضمین‌کتبی‌که  بانک  یا  شرکت  یا  حکومت  به  حامل  آن  می‌سپارد،‌که  مبلغ  مندرج  درآن  را  برابر  سود  ویژه‌ای  در  مدت  معینی  بازپرداخت  نماید.

سهام  جزء  سرمایه  شرکت  یا  بانک  می‌باشد  در  صورتیکه  اوراق  قرضه  و  اوراق  بهادار  وامی  هستند،  بر  عهده  شرکت  یا  بانک  یا  حکومت‌.  سهام  در  سود  و  زیان  شرکت  یا  بانک  سهیم  می‌باشند،  در  حالیکه  اوراق  قرضه  و  بهادار،  وام  ثابت  هستند  و  تابع  سود  و  زیان  شرکت  یا  بانک  نیستند.  اوراق  تاریخ  بازپرداخت  معین  و  محدودی  دارند،  در  صورتیکه  سهام  چنین  نیستند  و  نرخ  آنها  تابع  بازار  روز  و  سود  و  زیان  شرکت  یا  بانک  می‌باشد.  چنین  پیداست‌که  معامله  و  داد  و  ستد  با  سهام  حلال  می‌باشد.  ولی  اوراق  قرضه  و  سندهای  مالی  درست  منطبق  با  معاملات  ربوی  است  و  حلال  نیست‌.  بهرحال  باید  زکات  سهام  و  اوراق‌،  برابر  زکات  اموال  تجارتی  گرفته شود [2]‌.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -ر.ک.فقه الزکاه ج 1/502-487.
[2] -ر.ک.فقه الزکاه ،ج1/533-521.زکات  و  مالیات  
دکتر  یوسف  قرضاوی  درکتاب  پرارج  خویش  “‌فقه  الزکاه‌“‌ ج  ٢،  ص  ٩٩٥  به  بعد،  به  تفصیل  درباره  مقایسه  مالیات  و  زکات  و  حقیقت  آنها  و  فرق  بین  آنها  و  موارد  اجتماع  و  افتراق  آنها  به  تفصیل  سخن ‌گفته  است‌.  دریغم  آمد که  نکاتی  از آن  را  در  اختیار  خوانندگان  قرار  ندهم‌.

حقیقت  زکا‌ت  و حقیقت ما‌لیا‌ت
مالیات‌:  فریضه‌ای  مالی  است  که  صاحب  مال  بر  حسب  توانائی  مالی  خویش‌،  ملزم  به  پرداخت  آن  به  دولت  می‌گردد،  تا  برای ‌کارهای  عام  المنفعه  وتحقق  هدفهای  اقتصادی  و  اجتماعی  و  سیاسی‌ کشور  بمصرف برسد.  

زکات‌:  حقی  معین  و  مشخص  است‌که  خداوند  در  اموال  مسلمانان  فرض  نموده  است‌،  تا  بعنوان  سپاس  نعمت  الهی  وتقرب  به  خدا  و  تزکیه  و  تطهیرروح  ونفس  از  زنگ  گناهان  و  آلودگی‌های  روحی‌،  بین  فقراء  و  مساکین  و  دیگر  مستحقان  زکات  تقسیم  و  توزیع‌ گردد.

هم  زکات  و  هم  مالیات‌،  هر  دو  اجباری  می‌باشند  و  دولت  موظف  است‌که مانعین  را،  مجبور  به  پرداخت‌کند  و  صاحبان  اموال  بعنوان  اینکه  فردی  از  جامعه  یا  جامعه  مسلمانان  می‌باشند،  باید  این  سهم  مالی  خویش  را  به  جامعه  بپردازند،  و  هردوی  زکات  و  مالیات  دارای  هدفهای  اقتصادی  و  اجتماعی  و  سیاسی  معینی  هستند،  از  این  بابت  با  هم  مشترک  می‌باشند.  موارد  افتراق  نیز  دارند:

زکات  عبادتی  است  که  از  جانب  خدا  واجب  و  فرض‌گردیده  است  و  پاداش  معنوی  و  اخروی  دارد  و  عدم  پرداخت  آن  مستوجب  عذاب  الهی  و  آلودگی  معنوی  است  و باید  پرداخت  آن  توام  با  نیت  انجام  عبادت  و  تقرب  به  خدا  باشد.  لیکن  مالیات  از  طرف  دولت  بر  همه  مردم  خواه  مسلمان  یا  غیرمسلمان  نهاده  می‌شود  و  همگی  ملزم  به  پرداخت  آن  می‌گردند  و  جنبه  عبادتی  ندارد.

مقدار  زکات  از  طرف  شارع  مقدس  تعیین‌گردیده  وکسی  درکم‌کردن  یا  زیادکردن  آن  نمی‌تواند  دخالت  کند  ولی  مقدارکمی  یا  زیادی  مالیات  بستگی  به  نظر  مقامات  دولتی  و  دستگاههای  مسئول  و  میزان  نیازهای  مالی  دولت  دارد.

زکات  فریضه‌ای  است  ثابت  و  تا  زمانی  که  در  روی  زمین‌،  اسلام  و  مسلمانان وجود  دارند،  پابرجاست  که  با  ستم  ستمکاران  و  عدل  عادلان‌،  از  میان  نمی‌رود  و  ملغی  نمی‌گردد،  ولی  مالیات  فریضه‌ای  ثابت  و  دائمی  نیست‌،  نوع  و  اندازه  و  مقدار  آن  بستگی  به  میزان  نیازمندی  دولت  دارد  و  بر  حسب  آن  در  نوسان  است‌.

موارد  مصرف  زکات  از  طرف  خدا  و  پیامبر  خدا،  معین  و  مشخص‌گردیده  است  که  دارای  چهره  انسانی  و  اسلامی  ویژه‌ای  می‌باشند،  و  برای  همه  مردم  آشنا  هستند.  ولی  موارد  مصرف  مالیات  دراختیار  حکومت  است  و  حکومت  آن  را  تعیین  می‌کند.  

بنابراین  بودجه  زکات  جدا،  از  بودجه  عمومی  دولت  است  و  باید  به  موارد  مصرفی  برسد  که  از  طرف  خداوند  فرض‌گردیده  است‌.  

در  زکات  پیوندی  بین  خدا  و  بنده‌اش  برقرار  است‌.  ولی  در  مالیات  پیوندی  بین  شخص  و  حکومت  برقرار  است‌.

زکات  دارای 