 غلاه است و در دعای جامعه ذکر شده که «لا مؤمن صالح و لا فاجر طالح و لا جبّار عنید و لا شیطان مرید و لا خلق فیما بین ذلک شهید إلّا عرّفهم جلاله أمرکم و عظم خطرکم و کبر شأنکم». یعنی هیچ فرد مؤمن صالح و فاجر بدرکار و هیچ سلطان جبّار و با عناد و شیطان متمردّی و خلائق دیگری نیست مگر آنکه تمام، به جلالت امر شما آل محمّد(ص) و بزرگی مقام شما عارفند. حال ما می‌پرسیم آقای نم که زیارت جامعه را صحیح می‌داند جواب دهد که جملات فوق از این دعا صحیح است یا نه؟ آیا چنگیزها و پهلویها و استالین‌ها به مقام آل محمد(ص) عارف و مقرّند؟ و اگر جوابی ندارند دست از عناد بردارند. آقای نم در ص 35 می نویسد آیة { تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء}  سورة آل عمران(26)
این است که سلطنتی خدا به آل محمّد داده و چنین پادشاهی شریک خدا نمی‌شود. جواب این است که اصلاً در اسلام سلطان و پادشاهی و سلطنت نیست بلکه جمهوری است به اقرار تمام علمای شیعه در زمان ما. 
ثانیاً این سلطنت آل محمّد تشریعی است یا تکوینی، اگر تکوینی است آنان چه چیز را تکوین کرده‌اند شما بما نشان دهید، خدا که در سورة لقمان آیة 11 فرموده :
(هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)	(لقمان / 11)
«یعنی این جهان تمام خلق خدا است، پس نشان دهید چه چیز را خلق کرده اند آنانکه غیر خدایند بلکه ستمگرانند در گمراهی آشکار».
خدا شما را از ستمگران گمراه خوانده. آیا آل محمّد(ص) این آیه را قبول ندارند. در ص 126 معجزات را فعل امام خوانده و در مقابل صریح آیات قرآن که خدا فرموده معجزه فقط کار خدا است فتوی داده، آیا آیات:{قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ} سورة الأنبياء(69)، و آیة {إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ} سورة ص(18)، را نخوانده، و حضرت رضا(ع) صریحاً می‌فرماید معجزه کار خدا است نه امام، این چه مجتهدی است که مقابل نصّ فتوی داده. در ص 138 گوید : علی(رض) فرموده عقل و قدرت من تمام از محمّد(ص) است، معلوم می‌شود این دشمن علی معتقد است که علی(ع) که در نماز می‌خوانده:«بحول الله و قوّته أقوم و أقعد» دروغ گفته و نعوذ بالله باید بگوید: «بحول محمّد و قوّته أقوم و أقعد». و در ص 152 گوید : شتر صالح و ایجاد آن کار صالح بوده در صورتی که صریح قرآن می‌گوید : {وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ}  سورة الإسراء(59)،
 یعنی ما که خدائیم شتر را به قوم ثمود دادیم . آیا ضدّ قرآن کفر نیست؟ و در ص 152 گوید امام سنگ را طلا کرد، و در ص 162 گوید آب را امام جواهر کرد، در صورتی که امام صادق(ع) همة اینها را تکذیب کرده، و در توحید صدوق و بحار سوم جلد 4 ص 148 جدید فرموده «فی الرّبوبیّة العظمی و الإلهیّة الکبری لا یکوین الشّیء لا من شیء إلّا الله  لا ینقل الشّیء من جوهریّته إلی جوهر آخر إلّا الله». دراینجا می‌فرماید ایجاد شیء از نیستی و تغییر جوهر هر چیزی مخصوص خدا است. معلوم می‌شود آقای نم تکذیب را ندیده و به اضافه اخباریکه آقای نم آورده تماماً از مجعولات غلاه و خدانشناسان است. در ص 47 می‌گوید مقصود از آیة {وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ} سورة يــس(12) ، دوازده امامند. جواب ایشانرا ما در سابق گفته‌ایم، به اضافه این تطویلات چه ربطی به ولایت تکوینی دارد.بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
و لا حول و لا قوّه إلّا بالله

بدانکه ولایت در لغت به معنی دوستی آمده چنانکه خدا فرموده : {وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ }  سورة التوبة(71)یعنی مؤمنین و مؤمنات برخی از ایشان دوست برخی دیگرند. طبق این آیات باید هر کس را که ایمان بخدا و رسول(ص)
 دارد ما دوست داشته باشیم. و به طریق أولی بزرگان و مؤمنین را چه حضرت علی(ع) باشد و چه سلمان رضى الله عنه و چه دیگری ما دوست داریم و از دستور دین خود می‌دانیم، و طبق آیة :
(لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِينَ أَوْلِيَاء )	(نساء / 144)
از کفار و دشمنان خدا و رسول بیزاریم. و نیز ولایت به معنی یاور و ناصر و سرپرست و قیمّ به امور آمد همچنانکه در شرع پدر ولایت بر طفل صغیر خود دارد. پس ولایت معانی متعدده دارد و باید هر کجا در کلامی لفظ ولایت وارد شده از قرائن کلامی فهمید کدام معنی اراده شده است. اکنون در این کتاب بحثی در ولایت به معنی اخیر است که سرپرستی و زعامت و قیّم بأمور باشد. و می‌خواهیم بررسی کنیم که ولایت انبیا و اولیاء به معنی زعامت و سرپرستی ایشان چه مقدار و در چه اموری است. آیا سرپرست و زمامدار از امور تشریعی و قانونی است، و یا آنکه آنان ولایت و سرپرستی بر تمام جهان دارند از عرش و فرش و حتّی در خلقت و دادن هستی و رزق و حیات و موت نیز ولایت دارند و این را ولایت تکوینی می‌گوئیم.
پس ولایت دو قسم شد : تشریعی و تکوینی. سپس باید گفت شکّ نیست که خدای تعالی خود ولایت تکوینی و تشریعی دارد بر بشر و بر سایر مخلوقات، و خود او قیّم و سرپرست جهانست و احتیاج به شریک و وزیر و شریک و مدیر دیگری ندارد و عاجز و خسته از ارادة جهان نمی‌شود حال آیا ولایت انبیاء و اولیا آیا مانند ولایت خدا است یا خیر؟ ما معتقدیم ولایت انبیا و اولیاء مانند خدا نیست، بلکه طبق قرآن ولایت آنان تشریعی است و به قدری است که خدا در قرآن معین کرده، و قول به ولایت تکوینی برای ایشان مخالف قرآن و نوعی از شرک و ضدّ قوانین اسلامی است. امّا عدّه‌ای مانند غلاه و مفوّضه و شیخیّه و عدّه‌ای مانند مدّاحان و شعراء و مقلّدین ایشان می‌گویند ولایت رسول و امام مانند ولایت خدا تکوینی و تشریعی است که اداره و سرپرستی تمام جهان به اذن و مدد خدای سبحان با ایشان است. ما أدلّة خود را ذکر نموده، سپس بأدّله و شبهات ایشان پرداخته و با مدارک صحیحه می‌سنجیم تا خود خواننده قضاوت کند و در این مسئله که از عقائد است تقلید ننماید. ضمناً باید دانست ما آیات قرآن را در این کتاب فقط ترجمه کرده‌ایم و تفسیر نکرده‌ایم تا کسی نگوید به میل خود تفسیر کرد و هیچ آیه‌ای ترجمة متعدد ندارد.تناقض گوئی و مخالفت با قرآن

نم در ص 61 می نویسد أئمّه وارث أنبیاء می‌باشند و در ص 52 می نویسد امام از أنبیاء بالاتر است و در ص 81 می‌نویسد بعضی از آسمانها و زمینها ولایت امام را قبول کردند ولی خدا در آخر سوره احزاب فرموده قبول نکردند:«إنّا عرضنا الأمانه علی السّموات والأرض والجبال فأبین أن یحملنا»، یعنی ما امانت را بر آسمانها و زمین عرضه داشتیم از قبند، در تفسیر این آیه امام فرموده امانت ولایت است. حال شما بنگرید نم می‌گوید ولایت را قبول کردند ولی خدا می‌گوید قبول نکردند. باید گفت شما می‌گوئید آسمان و زمین مسخّر امامند بنابراین قبول کردند و یا قبول نکردند معنی ندارد. آقای نم در ص 31 و 56 می‌گوید خدا اطاعت امامان را بر تمام کائنات و همة موجودات واجب کرده و این ضدّ سخن سابق او است که گفت بعضی قبول کردند 