ينرا کاشته باشد، هزينه کشت را بگيرد و محصول از آن مالک است : از رافع بن خديج روايت است که پيامبر ص فرمود : (من زرع من أرض قوم بغير إذنهم فليس له من الزرع شي وله نفقته)[9] «هر کس در زمين ديگران بدون اجازه آنان زراعت کرد، ازمحصول چيزي به او نمي‌رسد ولي مخارج زمين به او داده مي‌شود».
.......................
[1]) صحيح : [ص. ج 2068].
[2]) متفق عليه : (ص. ج 7707).
[3]) حسن : [ص. ج 7578]، د (4982/346/13)، اين لفظ ابوداود است، ت (2249/313/3)، در روايت ترمذي عبارت «لايأخذ أحدکم عصا أخيه» آمده است.
[4]) صحيح : [ص. ج 6511]، خ (2449/101/5)، ت (2534/36/4) بمعناه.
[5]) صحيح : [مختصر م 1086]، م (140/124/1)، نس (114/7).
[6]) متفق عليه : خ (2452/103/5)، م (1610/1230/3).
[7]) صحيح : [ص. ج 6385]، خ (2454/103/5).
[8]) صحيح : [ص. ت 1113]، ت (1394/419/2)، هق (142/6).
[9]) صحيح : [ص. ج 6272]، ت (1378/410/2)، جه (2466/824/2).شفعه

تعريف شفعه:
شفعه به ضم شين وسکون فاء از شفع به معناي زوج گرفته شده است.
و در اصطلاح شرع :انتقال سهم شريکي به شريکي ديگر است بطوريکه اگر شريکي سهم خود را به شخص ثالثي بفروشد، شريک او حق دارد به همان قيمت، سهم فروخته شده را به خود برگرداند.

آنچه شفعه در آن جايز است:
از جابر بن عبدالله(رض) روايت است : (قضي النبي ص بالشفعة في کل مالم يقسم، فإذا وقعت الحدودو صرفت الطرق فلاشفعة)[1] «پيامبر ص درهر چيز تا زماني که تقسيم نشده حکم به شفعه کر. پس هرگاه حدود معينو راهها مشخض شد شفعه‌اي نيست».

هر کس در زمين يا باغ و يا خانه‌اي و مانند آن با کسي ديگر شريک باشد، بايد قبل از آنکه سهم خودرا بفروشد، آنرا به شريکش پيشنهاد کند، اگر قبل از پيشنهاد به او آن را به شخص ديگري فروخت، شريکش به اين مال سزاوارتر است : 

از جابر روايت است که پيامبر ص فرمود : (من کانت له نخل أو أرض فلايبيعها حتي يعرضها علي شريکه)[2] «هرکس که باغ خرما يا زميني دارد آن را نفروشد تا اينکه آنرا به شريکش پيشنهاد کند».

از ابورافع روايت است که پيامبر ص فرمود : (الشريک أحق بسقبه ماکان)[3] «شريک (به دليل) نزديکي‌اش (به مال مشترک) هرچه باشد (به خريدن سهم شريکش) مستحق‌تراست».

شفعه به واسطه همسايگي، اگر بين آنان حق مشترکي باشد:
اگر دو همسايه حق مشترکي در راه يا آب داشته باشند براي هر کدام از آنها شفعه ثابت مي‌شود و هيچکدام از آنها حق ندارد چيزي را بفروشد مگر اينکه از همسايه‌اش اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه او آنرا فروخت، همسايه‌اش به مال فروخته شده مستحق‌‌تر است : 

از جابر روايت است که پيامبر ص فرمود : (الجار أحق بشفعة جاره، ينظر بها و إن کان غائبا إذا کان طريقهما واحدا)[4] «همسايه به شفعه همسايه‌اش مستحق‌تراست اگر در مسير راه منزل، مشترک باشند و اگر (در هنگام فروش مال، همسايه‌اش) حضور نداشته باشد، بايد منتظر او بماند».

از ابورافع روايت است که پيامبر ص فرمود : (الجار أحق بسقبه)[5] «همسايه بدليل نزديکي‌اش به مال مشترک، به خريدن سهم همسايه‌اش مستحق‌تر است».
........................
[1]) صحيح : [ص. جه 2028]، خ (2257/436/4)، اين لفظ بخاري است، د (3497/425/9)، جه (2499/835/2)، ت (1382/413/2)، ترمذي اين حديث را بدون جمله آخر «فإذا وقعت الحدود ...» روايت کرده است.
[2]) صحيح : [ص، جه 2021]، جه (2492/833/2)، نس (319/7).
[3]) صحيح : [ص، جه 2027]، جه (2498/834/2).
[4]) صحيح : [ص، جه 2023]، د (3501/429/9)، ت (1381/412/2)، جه (2494/833/2).
[5]) حسن صحيح : [ص، جه 2024]، خ (2258/437/4)، د (3499/428/9)، نس (320/7)، جه(2495/833/2).وکالت

تعريف وکالت:
وکالت به فتح واو که گاهي هم به کسر آن خوانده مي‌شود به معني واگذاري و حفظ کردن است، وقتي مي‌گويي (وکلت فلانا) يعني طلب محافظت کردم. و (وکلت الأمر اليه) يعني کار را به او واگذار کردم. و وکالت در شرع عبارت است از اينکه شخصي کسي ديگر را به طور مطلق يا مقيد نايب قرار دهد.

مشروعيت وکالت:
وکالت به دليل کتاب، سنت و اجماع امت مشروع است :

خداوند متعال مي‌فرمايد :
)وَکَذَلِکَ بَعَثنَاهُم لِيَتسَاءَلُوا بَينَهُم، قَالَ قَائِلٌ مِنهُم کَم لَبِثتُم؟ قَالُوا : لَبثنَا يَوماً أو بَعضَ يَومٍ، قَالُوا رَبُّکُم أعلَمُ بمَا لَبِثتُم فَابعَثُوا أحَدَکُم بوَرِقِکُم هَذِهِ إلَي المَدِينَةِ فَلِيَنظُر أيُّهَا أزکَي طَعَاماً فَلِيَأتِکَم بِرِزقٍ مِنهُ وَ لِيَتَلَطَّف وَلاَيُشعِرَنَّ بِکُم أحَداً((کهف : 19)
«همانگونه (که 309 سال آنان را خوابانديم) ايشان را برانگيختيم تا از يکديگر (مدت خواب خود را) بپرسند. يکي از آنان گفت چه مدتي (در خواب) مانده‌ايد؟ (دسته‌اي) گفتند : روزي يا بخشي از روز (در خواب) بوده‌ايم گروهي ديگر گفتند : پروردگارتان بهتر مي‌داند که چقدر (در خواب) مانده‌ايد. (يکي پيشنهاد کرد و گفت) سکه نقره‌اي را که با خود داريد به کسي از نفرات خود بدهيد واو را روانه شهر کنيد تا (برودو) ببيند کدامين (فروشنده) ايشان غذاي پاکتري دارد، روزي و طعامي از آن بياورد. اما بايد نهايت دقت را به خرج دهد و هيچکس را از حال شما آگاه نسازد».

از ابورافع روايت است : (تزوج رسول الله ص ميمونة حلالا، و بني بها حلالا و کنت الرسول بينهما)[1] «پيامبر ص در غير احرام ميمونه را به ازدواج خود در آورد و به خانه خود برد و من رابط بين آندو بودم». و پيامبر ص براي گرفتن قرضها[2] و اجراي حدود[3] و غيره، وکيل مي‌گرفت.

مسلمانان بر جايز بودن و حتي مستحب بودن وکالت اجماع کرده‌اند، چون اين کار نوعي از تعاون بر نيکي و تقوا است، چون هر انساني قادر نيست کارهاي خود را به تنهايي انجام دهد بلکه نياز دارد که ديگري را وکيل خود قرار دهد تا به نيابت از او کارهايش را انجام دهد.

آنچه وکالت در آن جايز است؟
هرکاري که انجام دادن آن براي انسان (مسلمان) جايز است، مي‌تواند براي انجام آن وکيل بگيرد، يا وکيل ديگران شود.

وکيل امانت‌دار است:
وکيل در آنچه مي‌گيرد و خرج مي‌کند، امانت‌دار است و ضامن نمي‌شود مگر در صورت تجاوز : به دليل فرموده پيامبر ص: (لاضمان علي مؤتمن)[4] «برامانتدار ضمانتي نيست».
......................
[1]) سند آن صحيح است : [الإرواء 252/6)، اخرجه الدارمي (2/38)، و احمد (6/392 – 393).
[2]) به حديث ابي‌هريرة در مبحث «اداي قرض به نيکي» مراجعه کنيد.
[3]) مانند فرموده پيامبر ص: (واغد يا أنيس إلي امراة هذا، فان اعترفت فارجمها) «اي انيس فردا نزد زن اين مرد برو. اگر اعتراف کرد او را رجم کن»، اين حديث در فصل حدود مي‌آيد.
[4]) حسن : [ص. ج 7518].<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:294.txt">تعريف أيمان</a><a class="text" href="w:text:295.txt">انعقاد سوگند</a><a class="text" href="w:text:296.txt">سوگند به غير خدا و غير دين اسلام؟</a><a class="text" href="w:text:297.txt">رضايت به كسي كه به خدا سوگند بخورد</a><a class="text" href="w:text:298.txt">انواع سوگند</a><a class="text" href="w:text:299.txt">ملاک در سوگند، نيت است</a><a class="text" href="w:text:300.txt">شکستن سوگند به خطا</a><a class="text" href="w:text:301.txt">استثناء در سوگند</a><a class="text" href="w:text:302.txt">نهي از اصرار بر سوگند</a><a class="text" href="w:text:303.txt">کفاره سوگند</a><a class="text" href="w:text:304.txt">سوگند به حرام</a><a class="folder" href="w:html:305.xml">نذور</a></body></html>تعريف أيمان:
أيمان به فتح همزه جمع يمين است و اصل يمين در لغت بمعني دست 