علوم و وزن معلوم إلي أجل معلوم)[2] «پيامبر ص به مدينه آمد در حاليکه مردم خرما را تا دو الي سه سال آينده بصورت سلم (پيش‌فروش) مي‌کردند پيامبر ص فرمود : هر کس چيزي را پيش‌فروش کرد، بايد پيمانه، وزن و مدت آن معلوم باشد».

(سلم) پيش‌فروش چيزي که اصل آن موجود نيست
در سلم شرط نيست که جنس (مورد معامله) موجود باشد:
از محمد بن ابومجالد روايت است : (بعثني عبدالله بن شداد و أبوبردة إلي عبدالله ابن أبي أوفي رضي الله عنها فقالا : سله، هل کان أصحاب النبي ص في عهد النبي ص يسلفون في الحنطة؟ قال عبدالله : کنا نسلف نبيط أهل الشام في الحنطة والشعير والزيت في کيل معلوم إلي أجل معلوم، قلت : إلي من کان أصله عنده، قال : ما کنا نسألهم عن ذلک، ثم بعثاني إلي عبدالرحمن بن أبزي فسألته : فقال : کان أصحاب النبي ص يسلفون علي عهد النبي ص ولم نسألهم ألهم حرث أم لا)[3] «عبدالله ابن شداد و ابوبرده مرا نزد عبدالله بن أبي أوفي(رض) فرستادند و گفتند : از او سؤال کن آيا در زمان پيامبر ص اصحاب او گندم را سلم (پيش فروش) مي‌کردند؟ عبدالله گفت : ما با کشاورزان شام گندم، جو و روغن را با وزني معلوم وتا مدتي معلوم سلم مي‌کرديم، گفتم : آيا با کساني که اصل جنس را در اختيار داشتند، سلم مي‌کرديد؟ گفت : ما از آنان در اين باره سؤال نمي‌کرديم، سپس آن دو مرا نزد عبدالرحمن بن أبزي فرستادند و در اين باره از او سؤال کردم گفت : اصحاب پيامبر ص در زمان او ص سلم مي‌کردند و از آنان سؤال نمي‌کرديم آيا صاحب زراعت هستند يا خير».
..........................
  *) فقه السنة (171/3).
[1]) صحيح : [الإرواء 1369]، کم (286/2)، هق (18/6).
[2]) متفق عليه : خ (2240/429/4)، م (1604/1226/3)، ت (1325/387/2)، د (3446/348/9)، جه (2280/765/2)، نس (290/7).
[3]) صحيح : [الإرواء 1370]، خ (2244/430/4)، اين لفظ بخاري است، د (3447/349/9)، نس (290/7)، جه (2282/766/2).قرض
 
فضيلت قرض:
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (من نفس عن مسلم کربة من کرب الدنيا نفس الله عنه کربة من کرب يوم القيامة، و من يسر علي معسر يسر الله عليه في الدنيا و الآخرة، والله فيعون العبد مادام العبد في عون أخيه)[1] «هرکس يک گرفتاري از گرفتاريهاي دنيا را از مسلماني بردارد، خداوند يکي از گرفتاريهاي قيامت را از او برمي‌دارد، و کسي که بر تنگدستي آسان بگيرد، خداوند در دنيا و آخرت بر او آسان مي‌گيرد، و خداوند يار و ياور بنده است تا آن وقت که بنده ياور برادرش باشد».

از ابن مسعود روايت است که پيامبر ص فرمود : (ما من مسلم يقرض مسلما قرضا مرتين إلا کان کصدقتها مرة)[2] «هر مسلماني که دوبار به مسلماني قرض بدهد، مانند اين است که يکبار به او صدقه داده باشد».

تأکيد بر بازپرداخت قرض:
از ثوبان مولاي پيامبر ص روايت است که پيامبر ص فرمود : (من فارق الروح الجسد و هو بري من ثلاث دخل الجنة : من الکبر و الغلول والدين)[3] «کسي که روح از جسدش در حالي جدا شود که از سه چيز بري باشد، داخل بهشت مي‌شود : از کبر، خيانت در غنيمت و قرض».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (نفس المؤمن معلقة بدينه حتي يقضي عنه)[4] «روح مؤمن به سبب قرضش معلق است تا وقتي که بجاي او پرداخت شود».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (من مات وعليه دينار أو درهم قضي من حسناته، وليس ثم دينار ولادرهم)[5] «هرکس در حالي بميرد که دينار يادرهمي بدهکار باشد، از حسناتش پرداخت مي‌شود، چراکه در روز قيامت دينار ودرهمي وجود ندارد».

از ابوقتاده رض روايت است : «پيامبر ص در ميان آنان برخاست و فرمود : ايمان به خدا و جهاد در راه خدا بهترين اعمال هستند، مردي بلند شد و گفت : اي رسول خدا! اگر در راه خدا کشته شوم، آيا گناهانم محو مي‌شود؟ پيامبر ص فرمود : (نعم، إن قتلت في سبيل الله و أنت صابر محتسب، مقبل غيرمدبر) «آري، اگر در راه خدا کشته شوي در حالي که صابر و در پي کسب رضاي خدا و رو به دشمن بوده و به آن پشت نکني» سپس پيامبرr فرمود : چي گفتي؟ آن مرد گفت : به من بگو اگر در راه خدا کشته شوم آيا گناهانم محو مي‌شود؟ پيامبر ص فرمود : آري، اگر در راه خدا کشته شوي در حالي که صابر و در پي کسب رضاي خدا و رو به دشمن بوده و به آن پشت نکني، مگر قرض که اکنون جبرئيلu اين را به من گفت».[6]

گرفتن مال مردم به قصد پس دادن يا پس ندادن آن:
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (من أخذ أموال الناس يريد أداءها أدي الله عنه، و من أخذ يريد إتلافها أتلفه الله)[7] «کسي که مال مردم را با نيت پس دادن، قرض بگيرد، خداوند در اداي آن به او کمک مي‌کند و کسي که مالي را با نيت تلف کردن، قرض بگيرد، خداوند آن مال را تلف مي‌کند».

از شعيب بن عمرو روايت است که : صهيب الخير براي ما از پيامبر ص نقل کرد که : (أيما رجل يدين دينا و هو مجمع أن لايوفيه إياه لقي الله سارقا)[8] «هر کس قرضي را بگيرد و قصد پس دادن آنرا به (صاحبش) نداشته باشد، روز قيامت بعنوان سارق به درگاه خدا پيش مي‌شود».

امر به پس دادن قرض:
خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) إنَّ اللهَ يَأمُرُکُم أن تؤَدُّوا الأمَانَاتِ إلَي أهلِهَا وَ إذَا حَکَمتُم بَينَ النَّاسِ أن تَحکُمُوا بِالعَدلِ إنَّ اللهَ يَعِظُکُم بِهِ، إنَّ اللهَ کَانَ سَمِيعاً بَصِيراً ( (نساء : 58)
«بي‌گمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور مي‌دهد که امانتها را به صاحبان امانت برسانيد، و هنگامي که در ميان مردم به داوري نشستيد، دادگرانه داوري کنيد. خداوند شما را به بهترين اندرز پند مي‌دهد. بيگمان خداوند دائماً شنوا و بينا بوده و مي‌باشد».

اداي قرض به نيکي:
از ابوهريره روايت است : (کان لرجل علي النبي ص سن من الإبل، فجاءه يتقاضاه فقال النبي ص أعطوه، فطلبوا سنه، فلم يجدوا إلا سنا فوقها فقال : أعطوه فقال : أوفيتني أوفي الله بک، قال النبي ص إن خيارکم أحسنکم قضاء)[9] «پيامبر ص شتري به مردي بدهکار بود. آن مرد نزد پيامبر آمد و شترش را خواست. پيامبر فرمود : (شتر را) به او بدهيد، لذا دنبال شتري مثل شتر او گشتند ولي نيافتند، شتري بزرگتر پيدا کردند. پيامبر ص فرمود : (اين شتر را) به او بدهيد، مرد گفت : حق مرا به صورت کامل ادا کردي خداوند حق شما را ادا کند. پيامبر ص فرمود : بهترين شما کسي است که به بهترين وجه قرضش را ادا کند».

از جابر بن عبدالله(رض) روايت است : (أتيت النبي ص و هو في المسجد – قال مسعر أراه قال ضحي – فقال : صل رکعتين، وکان لي عليه دين فقضاني و زادني)[10] «پيامبر ص در مسجد نشسته بود نزد او رفتم، - مسعر – گويد : به نظرم جابر گفت : هنگام ضحي بود، که پيامبر ص فرمود : دو رکعت نماز بخوان، پيامبر به من بدهکار بود، آن بدهي و چيزي بيشتر از آن را به من داد».

از اسماعيل بن ابراهيم بن عبدالله ابن أبي ربيعه مخزومي از پدرش از جدش روايت است : (أن النبي ص إستلف منه حين غزا حنينا ثلاثين أوأربعين ألفا، فلما قدم قضاها إياه، ثم قال له النبي ص بارک الله لک في أهلک و مالک، إنما جزاء السلف الوفاء والحمد)[11] «پيامبر ص هنگام غزوه حنين سي يا چهل هزار از من قرض گرفت وقتي برگشت آنرا به من پس داد و فرمود : خداوند 