
همچنين از انس روايت است : (أن رسول الله ص نهي عن بيع الثمار حتي تزهي، فقيل له : و ما تزهي؟ قال : حتي تحمر، فقال رسول الله ص : أرأيت إذا منع الله الثمرة، بما يأخذ أحدکم مال أخيه)[6] «پيامبر ص زا فروش محصول قبل از رنگ گرفتن، نهي کرد به او گفته شد : رنگ گرفتن چگونه است؟ فرمود اينکه سرخ شود، سپس فرود : بگو آنگاه که خداوند محصول را ندهد، شما در برابر چه چيزي مال (پول) برادرتان را مي‌گيريد؟!».

6- حبوبات قبل از سفت شدن دانه :
از ابن عمر روايت است : (أن رسول الله ص نهي عن بيع النخل حتي يزهو، و عن السنبل حتي يبيض، و يأمن العاهة، نهي البائع و المشتري)[7] «پيامبر ص فروشنده و خريدار را از خريد و فروش خرما قبل از رنگ گرفتن، و از خريد و فروش خوشه، قبل از آنکه سفيد شود، و از آفات درامان ماند، نهي کرده است».
...........................
[1]) متفق عليه : خ [2226/417/4]، م(1508/1206/3)، د (3473/380/9)، نس (3.8/7).
[2]) متفق عليه : خ (2236/424/4)، م (1581/1207/3)، ت (1315/281/2)، د (3469/377/9)، جه (2167/737/2)، نس (309/7).
[3]) متفق عليه : خ (2237/426/4)، م (1567/1198/3)، د (3464/474/9)، ت (1293/372/2)، جه (2159/730/2)، نس (309/7).
[4]) متفق عليه : خ (2225/416/4)، لفظ حديث روايت بخاري است. م (2110/1670/3)، نس (215/8) نسائي اين حديث را بصورت مختصر روايت کرده است.
[5]) صحيح : [ص. ج 6928]، خ (2167/397/4).
[6]) متفق عليه : خ (2198/398/4)، لفظ حديث روايت بخاري است (1555/1190/3)، نس (264/7).
[7]) صحيح : [مختصر م 917]، م (1535/1165/3)، د (3352/222/9)، ت(1245/348/2)، نس (270/7).خيار (داشتن حق اختيار)
تعريف آن:
درخواست حق اختيار در تثبيت يا فسخ معامله.

اقسام آن:
1- خيار المجلس (حق اختيار در مجلس) :
هر يک از فروشنده و خريدار از هنگام انعقاد معامله تا وقتيکه از هم جدا نشده‌اند، حقدارند معامله را فسخ، يا آنرا تثبيت کنند، به شرط اينکه هنگام معامله عدم حق اختيار را قيد نکرده و يا اينکه پس از انعقاد قرارداد حق اختيار را بي‌اعتبار نکنند و يا يکي از طرفين حق خود را بي‌اعتبار نکرده باشد که در اين صورت حق او بي‌اعتبار و حق طرف مقابل محفوظ مي‌ماند.

از ابن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا تبايع الرجلان فکل واحد منهما بالخيار ما لم يتفرقا و کانا جميعا، أو يخير أحدهما الآخر، فإنخير أحدهما الآخر فتبايعا علي ذلک فقدوجب البيع، و إن تفرقا بعد أن تبايعا و لم يترک واحد منهما البيع فقد وجب البيع)[1] «هرگاه دو نفر با هم معامله کردند تا زماني که در مجلس باشند هر دو حق اختيار را دارند يا يکي از آنها ديگري را مخير نگردانيده باشد؛ اما اگر يکي از آنها ديگري را مخير گردانيد و بر اين اساس معامله کردند در اين صورت معامله آنها (براساس مدتي که به شرط گرفته‌اند) منعقد مي‌شود و اگر بعد از اتمام معامله از هم جدا شدند و هيچکدام از آنها در آن مجلس از معامله دست برنداشتند، در اينصورت معامله آنها منعقد مي‌شود».

ترک مجلس از بيم فسخ معامله، حرام است :
از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که پيامبر ص فرمود : (البيعان بالخيار مالم يتفرقا إلا أنتکون صفقة خيار، فلا يحل له أن يفارق صاحبه خشية أن يستقيله)[2] «خريدار و فروشنده تا زمانيکه از هم جدا نشده باشند حق اختيار دارند، مگر آنکه معامله را (تا مدتي معلوم) مشروط به داشتن حق اختيار کنند، (که در اين حالت تا پايان مدت تعيين شده حق اختيار دارند) و حلال نيست خريدار يا فروشنده از بيم اينکه طرف مقابلش معامله را فسخ کند، از او جدا شود».

2- خيارالشرط (شرط کردن حق اختيار) : 
و آن عبارت است از اينکه خريدار و فروشنده يا يکي از آنها معامله را مشروط کند به داشتن حق اختيار، که در اينصورت حق اختيار معتبر است هرچند مدت طولاني باشد: 

از ابن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (إن المتبايعين بالخيار في بيعهما مالم يتفرقا أو يکون البيع خيارا)[3] «خريدار و فروشنده تا زمانيکه از هم جدا نشده‌اند و نيز زمانيکه معامله مشروط برداشتن حق اختيار باشد، حق اختيار دارند».

3- خيارالعيب (حق اختيار به سبب عيب) : 
پيشتر درباره نهي از پنهان کردن عيب بحث شد؛ پس هرگاه کسي کالاي معيوبي را خريد و تا بعد از جدا شدن از عيب آن آگاه نشد، مي‌تواند کالا را به فروشنده برگرداند : 

از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (من اشتري غنما مصراة فاحتلبها فإن رضيها أمسکها، و إن سخطها ففي حلبتها صاع من تمر)[4] «هر کس گوسفندي را خريد که چند روز آنرا ندوشيده بودند، تا شير در پستانش جمع شود، پس از دوشيدن، اگر آن حيوان را پسنديد نگه دارد، و اگر نپسنديد، در عوض شيري که از آن دوشيده يک صاع خرما (به صاحبش) بدهد، و گوسفند را برگرداند».

همچنين از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (لاتصروا الإبل والغنم،، فمن ابتاعها بعد فإنه بخيرالنظرين بعد أن يحتلبها، إن شاء أمسک و إن شاء ردها و صاع تمر)[5] «شير در پستان شتر و گوسفند جمع کرده نشود، (دوشيدنش را چند روز ترک نکند تا شيرجمع شود) و اگر کسي چنين حيواني را خريد، پس از دوشيدن، مي‌تواند يکي از اين دو کار را انجام دهد، اگر خواست آنرا نگه دارد و اگر نخواست آنرا به همراه يک صاع خرما (در عوض شيري که از آن دوشيده) به صاحبش برگرداند».
..........................
[1]) متفق عليه : خ [2112/332/4]، م (1531 – 44/1163/3)، نس (249/7).
[2]) صحيح : [ص. ج 2895]، د (3439/324/9)، ت (1265/360/2)، نس (251/7).
[3]) متفق عليه : خ [2107/326/4]، م (1531/1163/3)، نس (248/7).
[4]) متفق عليه : خ (2151/368/4)، اين لفظ بخاري است، م (1524/1158/3)، د (3428/312/9)، نس (253/7).
[5]) صحيح : [ص. ج 7347]، خ (2148/361/4)، د (3426/310/9)، ابوداود و نسائي در اول اين حديث چيزي را اضافه روايت کرده‌اند : نس (253/7).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:265.txt">تعريف ربا</a><a class="text" href="w:text:266.txt">حکم ربا</a><a class="text" href="w:text:267.txt">انواع ربا</a><a class="text" href="w:text:268.txt">چيزهايي که ربا در آنها حرام است</a></body></html>تعريف ربا:
ربا با ألف مقصوره از (ربا، يربو) است و با الف نوشته مي‌شود.
ربا در اصل يعني : افزودن که اين افزايش يا در ذات آن چيز است مانند فرموده خداوند متعال : 
) إهتَزَّت وَ رَبَت (  (حج : 5)
«(وقتيکه باران را بر زمين مي‌ريزيم) به حرکت درمي‌آيد و زياد مي‌شود».
يا در مقابل آن است مانند يک درهم و به دو درهم.حکم ربا

ربا به دليل قرآن، سنت و اجماع امت حرام است : 

خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا مَا بَقِيَ مِنْ الرِّبَا إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِينَ. فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأَذَنُوا بِحَرْبٍ مِنْ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِکُمْ لاَتَظْلِمُونَ وَلاَتُظْلَمُونَ ( (بقره : 279 - 278)

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد از خدا پروا کنيد و آنچه از (مطالبات) ربا (ر پيش مردم) باقي مانده است، فروگذاريد اگر مؤمن هستيد؛ پس اگر چنن نکرديد، بدانيد که به جنگ خدا و پيامبرش برخواسته‌ايد و اگر توبه کرديد اصل سرمايه‌هايتان از آن شما است نه ستم مي‌کنيد و نه ستم مي‌بينيد».

و مي‌فرمايد : 

) الَّذِينَ يَأکُلُونَ الرِّبَا لاَيَقُومُونَ إلاَّکَمَا يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُه