له ص في سفر، وکان رسول الله ص لايأتي البراز حتي يتغيب فلايري)[5] «با پيامبر ص در سفري خارج شديم، پيامبر ص براي قضاي حاجت طوري دور مي‌رفت که ديده نشود».

5- مستحب است تا به زمين نزديک نشده، لباسش را بالا نبرد :
از ابن عمر(رض) روايت است : (أن النبي ص کان إذا أراد الحاجة لايرفع توبه حتي يدنومن الأرض)[6] «هرگاه پيامبر ص مي‌خواست قضاي حاجت کند تا نزديک شدن به زمين لباسش را بالا نمي‌برد».

6- هنگام قضاي حاجت در صحرا يا ساختمان، رو و پشت کردن به قبله جايز نيست :
از ابوايوب انصاري رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا أتيتم الغائط فاستقبلوا القبلة ولاتستدبروها، ولکن شرقوا، أو غربوا)[7]. «هرگاه خواستيد قضاي حاجت کنيد رو يا پشت به قبله نکنيد بلکه به جهت شرق يا غرب بنشينيد».

ابوايوب گفت : (فقدمنا الشام فوجدنا مراحيض قدبنيت نحو الکعبة، فننحرف عنها و نستغفرالله تعالي)[8] «به شام رفتيم، دستشويي‌هايي را ديديم رو به قبله بنا شده بود، (هنگام قضاي حاجت خود را به طرف غيرقبله کج مي‌کرديم و از خدا طلب آمرزش مي‌نموديم».

7- قضاي حاجت در محل عبور مردم و در (سايه‌ي) جاي استراحتشان حرام است :
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (اتقوا اللاعنين، قالوا :  ا اللاعنان يا رسول الله؟ قال : الذي يتخلي في طريق الناس أو في ظلهم)[9]. «از دو چيز که باعث لعنت مي‌شوند بپرهيزيد، گفتند : اي رسول خدا آن دو کدامند؟ فرمود : آن دو راه مردم يا در سايه‌اي که مي‌نشيننند قضاي حاجت مي‌کند».

8- ادرار کردن در محل استحمام مکروه است :
از حميد حميري روايت است که گفت : مردي را که همانند ابوهريره درمصاحبت پيامبر ص بود ديدم گفت : (نهي رسول الله ص أن يمتشط أحدنا کل يوم، أو يبول في مغتسله)[10]. «پيامبر ص از اينکه هر روز موهايمان را شانه زده و يا در محل استحمام ادرار کنيم نهي کرده است».

9- ادرار کردن در آب راکد حرام است :
جابر از پيامبر ص روايت کره که فرمود : (أنه نهي أن يبال في الماء الراکد)[11] «پيامبر ص از ادرار کردن در آب راکد نهي کرده است».

10- ايستاده ادرار کردن جايز است ولي نشسته بهتر است :
از حذيفه رض روايت است که : (أن النبي ص انتهي إلي سباطة قوم فبال قائما، فتنحيت فقال ادنه، فدنوت حتي قمت عند عقبيه، فتوضا و مسح علي خفيه)[12] «پيامبر ص به محل ريختن زباله (سباطه)[13] قومي آمد و ايستاده ادرار کرد، خودم را کنار کشيدم، فرمود : نزديک شو، نزديک شدم تا جايي که پشت سرش قرار گرفتم، سپس وضو گرفت و بر خفهايش مسح کشيد».

و اينکه گفتيم به حالت نشسته بهتر است بدان جهت است که پيامبر غالباً نشسته ادرار مي‌کرده تا جايي که عايشه(رض) مي‌گويد : (من حدثکم أن رسول الله ص بال قائما فلاتصدقوه، ما کان يبول إلا جالسا)[14]. «هرکس به شما گفت که پيامبر ص به حالت ايستاده ادرار کرده است، سخن او را باور نکنيد، چون پيامبر ص تنها به حالت نشسته ادرار مي‌کرد».

اين سخن عايشه، حديث حذيفه رانفي نمي‌کند؛ چون عايشه از چيزي که ديده سخن گفته و حذيفه هم از مشاهدات خود خبر داده است و معلوم است که اثبات کننده مقدم بر نفي‌کننده است چون با او (اثبات کننده) خبري اضافه است.

11- پرهيز از قطرات ادرار واجب است :
از ابن عباس(رض) روايت است که پيامبر ص از کنار دو قبر عبور کرده و فرمود : (إنهما ليعذبان، وما يعذبان في کبير، أما أحدهما فکان لايستنزه من بوله، و أما الآخر فکان يمشي بين الناس بالنميمة)[15] «صاحب اين دو قبر در عذابند البته بخاطر ارتکاب گناهي کبيره نيست بلکه به اين دليل است که يکي از آنها از ادرارش پرهيز نمي‌کرد و ديگري بين مردم سخن‌چيني مي‌کرد».

12- در حال ادرار کردن از گرفتن آلت تناسلي با دست راست و استنجا کردن با آن خودداري شود: 
از ابوقتاده رض روايت است که : پيامبر ص فرمود :
(إذا بال أحدکم فلايمس ذکره بيمينه، ولايستنج بيمينه)[16] «هرگاه، يکي از شما ادرار کرد از گرفتن آلت تناسبي با دست راست و استنجا با آن خودداري کند».

13- استنجاء با آب يا سنگ و مثل آن جايز است؛ ولي آب بهتر است: از انس رض روايت است که گفت : (کان رسول الله ص يدخل الخلاء، فأحمل أنا و غلام نحوي اداوة من ماء و عنرة، فيستنجي بالماء)[17]  «پيامبرr داخل دستشويي مي‌شد من و پسر بچه همانند من ظرفي کوچک از آب و نيزه اي کوچک را براي پيامبر بر مي داشتيم، پيامبر -صلي الله عليه وسلم- با آب استنجا ميکرد. 

از عايشه(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(إذ ذهب أحدکم إلي الغائط فليذهب معه بثلاثة أحجار فليستطب بها فإنها تجزي عنه)[18]. «هرگاه يکي از شما خواست قضاي حاجت کند، با خود سه سنگ ببرد و خود را با آن پاک کند؛ چون سنگ (در استنجاء) جايگزين آب مي‌شود».

14- بسنده کرن به کمتر از سه سنگ جايز نيست : 
به سلمان فارسي رض گفته شد : پيامبرتان ص همه چيز حتي قضاي حاجت را به شما آموزش داده است، سلمان گفت (أجل لقد نهانا أن نستقبل القبله لغائط أوبول، أو أن نستنجي باليمين، أو أن نستنجي بأقل من ثلاثة أحجار، أو أن نستنجي يرجيع أو بعظم)[19]. «بله ما را از رو کردن به قبله هنام قضاي حاجت نهي کرده، و اينکه با دست راست يا با کمتر از سه سنگ يا با مدفوع حيوان يا استخوان، استنجاء کنيم نيز، نهي کرده است».

15- استنجاء با استخوان و سرگين جايز نيست :
از جابر رض روايت است که گفت : (نهي النبي ص أن يتمسح بعظم أوببعر)[20] «پيامبر ص از استنجاءبا استخوان و سرگين نهي کرده است».
.....................
[1]) صحيح : [ص. ح 3611]، ت (603/59/2)، و اين عبارت ترمذي است، جه (297/109/1)، ابن ماجه بجاي «إذا دخل الخلاء» عبارت «اذا دخل الکنيف» را ذکر کرده است.
[2]) متفق عليه : خ (142/242/1)، م (375/275/1)، د (4/21/1)، جه (298/109/1)، ت (6/7/1)، نس (20/1).
[3]) صحيح : [ص. ج 4714]، د (30/52/1)، ت (7/117)، جه (300/110/1).
[4]) السيل الجرار (64/1).
[5]) صحيح : [ص. جه 268]، جه (335/121/1)، د (2/19/1)، بنحوه.
[6]) صحيح : [ص. ج 4652]، د (14/31/1)، ت (14/11/1)، از حديث أنسو
[7]) صحيح : [مختصر. م109]، [ص. د 7].
[8]) متفق عليه : خ (394/498/1)، م (264/224/1)، ت (8/8/1).
[9]) صحيح : [ص. ج 110]، د (25/47/1)، م (269/226/1)، و عبارت مسلم بصورت «اللعانين، قالوا : و ما اللعانان» است.
[10]) صحيح : [ص. نس 232]، نس (130/1)، د (28/50/1).
[11]) صحيح : [ص. ج 6814]، م (281/235/1)، نس (34/1)
[12]) م (273/228/1)، ت (13/11/1)، خ (225/3296/1)، نس (19/1)، د (23/44/1)، جه (305/111 / 1).
[13]) سُباطه : گودالي بود که هرخانه يا چند خانه باهم زباله‌هايشان را آنجا مي‌ريختند. فتح الباري (1/428). «مترجم».
[14]) صحيح : [ص نس 29]، نس (26/1)، ت (12/10/1)، ترمذي به جاي «إلا جالساً» عبارت «ذلا قاعداً» را ذکر کرده است.
[15]) متفق عليه : خ (216/317/1)، م (293/240/1)، ت (70/47/1)، د (20/40/ )، نس (28/1).
[16]) صحيح : [ص. جه 250]، جه (310/113/1)، اين لفظ ابن ماجه است، ورواه : خ (154/254/1)، 267/225/1)، د (31/53/1)، ت (15/12/1)، نس (25/1) نسائي هم آن را بصورت مطول و مختصر روايت کرده است.
[17]) متفق عليه : خ (152/252/1)، م (271/227/1)، نس (42/1) نسائي لفظ «العنزه» را در حديث ذکر نکرده است.
[18]) صحيح : [ص. نس 43]، نس (42/1)، د (40/61/1).
[19]) صحيح : [ص. جه 255]، م (262/223/1)، ت (16/13/1)، د (7/24/1)، جه (316/115/1)، نس (38/1).
[20]) صحيح : [ص./ ج 6827]، م (263/224/1)، د (38/60/1).وقت نماز دو عيد

از يزيد بن خمير