علم.

آيا بعد از پيامبر ص زکات به تأليف قلوب داده مي‌شود؟

ابن کثير مي‌گويد : در اين مسئله اختلاف‌نظر است : 

از عمر و عامر و شعبي و جماعتي روايت شده که بعد از پيامبر ص زکات بمنظور تأليف قلوب داده نمي‌شود؛ چون خداوند عزوجل اسلام و مسلمانان را عزت بخشيده و به آنها قدرت داده و ديگر مردم را مطيع آنان ساخته است.

گروهي ديگر مي‌گويند : به آنان داده مي‌شود؛ چون پيامبر ص بعد از فتح مکه و شکست هوازن به آنان (صدقه تأليف قلوب) داد و اين چيزي است که گاهي موردنياز است. پس در آن صورت بايد به آنها داده شود.

5- در راه آزاد کردن بردگان :
از حسن بصري و مقاتل بن حيان و عمر بن عبدالعزيز و سعيد بن جبير و نخعي و زهري و ابن زيد روايت است که مراد از «في الرقاب» : بردگان مکاتب است (بردگاني که با آنها کتابت شده تا در ازاي پرداخت مبلغي به اربابشان آزاد شوند). از ابوموسي اشعري نيز مانند اين قول روايت شده است و اين قول شافعي و ليث(رض) است، ابن عباس و حسن گويند : مي‌توان با مال زکات (برده‌اي را) آزاد کرد و اين مذهب احمد و مالک و اسحاق است، يعني همانطور که زکات به برده مکاتب داده مي‌شود، به طريق اولي مي‌توان با آن برده‌اي راخريداري و آزاد کرد.

درباره ثواب آزاد کردن بردگان، احاديث زيادي آمده مبني بر اينکه خداوند به ازاي هر عضوي از برده آزاد شده، عضوي از آزاد کننده را از آتش جهنم آزاد مي‌کند، حتي شرمگاه آزاد کننده را در مقابل شرمگاه برده آزاد شده از آتش جهنم نجات مي‌دهد[8] و اين بدان خاطر است که جزا از جنس عمل است ) و ما تجزون إلا ما کنتم تعلمون ( «و جزا داده نمي‌شويد مگر مانند آنچه که انجام داده‌ايد».

6- بدهکاران، که به چند دسته تقسيم مي‌شوند :
1- بدهکاراني که بمنظور اصلاح بين مردم مالي (ديه) را برعهده گرفته‌اند.
2- کساني که ضامن آنچنان قرضي شده‌اند که تمام دارائيهاي آنها را در برگرفته است.
3- کساني که مي‌خواهند بدهي خود را پرداخت کنند يا در مقابل گناهي که مرتکب شده و توبه کرده‌اند، جريمه شده‌اند. به همه اين بدهکاران دادن زکات جايز است : 
اصل در اين باره حديث قبيصه بن مخارق هلالي است که گويد : (تحملت حمالة، فأتيت رسول الله ص أسأله فيها فقال : أقم حتي تأتينا الصدقة فنأمر لک بها، قال، ثم قال : يا قبيصة، إن المسئلة لاتحل إلا لأحد ثلاثة : رجل تحمل حمالة فحلت له المسألة حتي يصيبها ثم يمسک، و رجل أصابته جائحة اجتاحت ماله فحلت له المسألة، حتي يصيب قواما من عيش، أو قال : سدادا من عيش، و رجل أصابه فاقة حتي يقوم ثلاثة من ذوي الحجا من قومه : لقد أصابت فلانا فاقة، فحلت له المسألة حتي يصيب قواما من عيش، أو قال سدادا من عيش، فما سواهن من المسألة يا قبيصة سحتا يأکلها صاحبها سحتا)[9] «به خاطر اصلاح، پرداخت مالي را بر عهده گرفتم. نزد پيامبر ص آمدم تا از او درخواست کمک کنم. پيامبر ص فرمود : نزد ما بمان تا برايمان صدقه برسد و دستور دهم تا از آن به تو بدهند، قبيصه گويد : سپس پيامبر ص فرمود : درخواست کمک جايز نيست مگر براي سه گروه : مردي که بمنظور اصلاح بين مردم، پرداخت مالي را بر عهده گرفته باشد که در اين حالت درخواست کمک براي او جايز است تا وقتي که آن را بدست آورد، سپس بايد از درخواست کمک خودداري کند. و مردي که به مصيبتي گرفتار شده، و مالش از بين رفته مي‌تواند طلب کمک کند تا وقتي که زندگيش سروسامان بگيرد، و مردي که به فقر و نداري گرفتار شده به طوري که سه نفر از خردمندان قومش بگويند فلاني دچار تنگدستي شده است، براي او هم درخواست کمک جايز است تا وقتي که زندگيش سروسامان بگيرد، سپس پيامبرr فرمود : اي قبيصه : درخواست کمک براي غير اينها حرام است و گيرنده آن حرام مي‌خورد».

7- در راه خدا :
به مجاهديني که از بيت‌المال حقوقي دريافت نمي‌کنند، دادن زکات جايز است. به نظر امام احمد و حسن و اسحاق، حج هم بنا بر حديثي که در اين باره وجود دارد در راه خدا محسوب مي‌گردد.

مي‌گويم : منظورش از حديث، حديث ابن عباس رض است که گفت : 
(أراد رسول الله ص الحج، فقالت امرأة لزوجها : أحجني مع رسول الله ص، فقال : ما عندي ما أحجک عليه. قالت : أحجني علي جملک فلان. قال ذاک حبيس في سبيل الله عزوجل، فأتي رسول الله ص فقال : إن امرأتي تقرأ عليک السلام و رحمة الله، و إنها سألتني الحج معک، قالت أحجني مع رسول الله ص، فقلت ما عندي ما أحجک عليه. قالت : أحجني علي جملک فلان. فقلت ذلک حبيس في سبيل الله. فقالr : أما إنک لو أحججتها عليه کان في سبيل الله)[10] «پيامبر ص خواست به حج برود، زني به شوهرش گفت با پيامبر ص مرا به حج بفرست. شوهرش گفت : چيزيندارم که با آن تو را به حج بفرستم. زن گفت : با فلان شترت مرا به حج بفرست. شوهرش گفت : آن شتر مخصوص جهاد در راه خدا است. آن مرد نزد پيامبرr رفت و به او گفت : همسرم براي شما سلام و رحمت خدا مي‌فرستد و از من خواست که او را با شما به حج بفرستم، و گفته مرا با پيامبر ص به حج بفرست، به او گفتم چيزي ندارم که با آن تو را به حج بفرستم، همسرم گفت مرا با فلان شتر به حج بفرست. گفتم آن شتر مخصوص جهاد در راه خدا است، پيامبرr فرمود : اگر تو او را با آن شتر به حج بفرستي (اين کارت جهاد) در راه خدا است».

8- ابن السبيل (در راه‌ماندگان) :
ابن السبيل مسافري است که گذرش به سرزميني افتاده و چيزي به همراه ندارد که در راه سفرش صرف کند، که در اين صورت مي‌توان از زکات آن مقداري را به او داد که بتواند به محل زندگي خود برگردد، اگرچه در شهر خودش صاحب مال و دارايي باشد. همچنين کسي که بدون اينکه پولي به همراه داشته باشد از شهرش عازم سفر شود، مي‌‌توان به اندازه‌ي هزينه رفت و برگشت از مال زکات به او داد، به دليل آيه مذکور و نيز حديثي که امام ابوداود و ابن ماجه از معمر از يزيد بن أسلم از عطاء بن يسار از ابوسعيد رض روايت کرده‌اند که گفت : پيامب ص فرمود : (لاتحل الصدقة لغني إلا خمسة : العامل عليها، أو رجل اشتراها بماله، أو غارم أو غاز في سبيل الله، أو مسکين تصدق عليه فأهدي منها لغني)[11] «زکات براي افراد ثروتمند حلال نيست مگر در پنج حالت : مأمور جمع‌آوري زکات، کسي که با مال خود زکات را مي‌خرد يا کسي  که (در راه خود يا اصلاح بين ديگران) بدهکار شده يا در راه خدا جنگيده يا مسکيني که زکات به او داده شده سپس او آن را به بي‌نيازي هديه مي‌کند».
........................
[1]) صحيح : [ص. ج 7251]، ت (647/81/2)ف د (1618/42/5)، ابوداود اين حديث را از ابوهريره نيز روايت کرده است. جه (1839/589/1)، نس (99/5).
[2]) صحيح : [ص. د 1438]، د (1617/41/5)، نس (99/5).
[3]) متفق عليه : م (1039/719/2)، اين لفظ مسلم است، خ (1479/341/3)، نس (85/5)، د (1615/39/5).
[4]) صحيح : [ص. ج 1664]، م (1072/752/2)، د (2969/205/8)، نس (105/5). نووي مي‌گويد : «أوساخ الناس» به اين معني است زکات پاک کننده أموال و جان‌هاي مردم است همچنان که خداوند مي‌فرمايد : «خذ من أموالهم صدقة تطهرهم و تزکيهم بها» که زکات پاک‌کننده چرک‌ها است (ص.مسلم شرح النووي ج 7 ص251 ط قرطبه).
[5]) صحيح : [مختصر م 1588]، م (1072/168/754/2)، د (2969/205 – 208/8)، (نس