 غير او اگر داراي شرط مذکور باشد، زنش را دفن کند، به دليل حديث انس که گفت : 

(شهدنا ابنة لرسول الله ص، و رسول الله ص جالس علي القبر، فرأيت عينيه تدمعان، ثم قال : هل منکم من رجل لم يقارف الليلة؟ فقال أبو طلحة : أنا يا رسول الله قال : فأنزل، قال فنزل في قبرها)[10] «در تشييع جنازه دختر پيامبر ص حاضر بوديم، پيامبر ص در حاليکه روي قبر نشسته بود، ديدم که اشک از چشمانش جاري بود، سپس فرمود، آيا از ميان شما کسي هست که ديشب با همسرش نزديکي نکرده باشد؟ ابوطلحه گفت من،اي رسول خدا، پيامبر ص فرمود : پس پايين برو، (انس) گفت : و (ابوطلحه) داخل قبرش شد».

سنت است ميت از طرف پايين قبر (جايي که پاي ميت قرار مي‌گيرد) داخل قبر گذاشته شود:
به دليل حديث ابواسحاق : (أوصي الحارث أن يصلي عليه عبدالله بن يزيد، فصلي عليه، ثم أدخله القبر من قبل رجلي القبر و قال : هذا من السنة)[11] «حارث وصيت کرد که عبدالله بن يزيد بر او نماز بخواند، لذا عبدالله بر او نماز خواند سپس او را از طرف پايين قبر داخل قبر کرد و گفت : اين کار، سنت است».

ميت در قبر بر پهلوي راست و رو به قبله گذاشته شود به طوريکه سرش در سمت راست قبله و پاهايش در سمت چپ آن قرار گيرد، مسلمانان از زمان پيامبر ص تاکنون بدين طريق عمل کرده‌اند.

سنت است کسي که ميت را در قبر قرار مي‌دهد بگويد (بسم الله و علي سنة رسول الله أو ملة رسول الله) «به نام خدا و بر سنت پيامبر خدا يا دين پيامبر خدا».

از ابن عمر روايت است : (أن النبي ص کان إذا وضع الميت في القبر قال : بسم الله و علي سنة رسول الله)[12] «پيامبر ص وقتي ميت را در قبر قرار مي‌داد مي‌فرمود : «بسم الله و علي سنه رسول الله».

و به دليل حديث بياضي رض از رسول خدا ص که فرمود : 

(الميت إذا وضع في قبره، فليقل الذين يضعونه حين يوضع في اللحد : بسم الله، و بالله و علي ملة رسول الله)[13] «وقتي که ميت در قبرش گذاشته مي‌شود، کساني که او را در لحد مي‌گذارند بگويند : «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله».

و براي کسي که کنار قبر است مستحب است بعد از بستن لحد (گذاشتن سنگ‌ها) باهر دو دستش سه مشت خاک بر روي قبر بريزد؛ به دليل حديث ابوهريره : (أن رسول الله ص صلي علي جنازة، ثم أتي الميت فحثي عليه من قبل رأسه ثلاثا)[14] «پيامبر ص بر جنازه‌اي نماز خواند؛ سپس نزديک قبر شد و از طرف سرش سه مشت خاک بر آن ريخت».

بعد از دفن ميت موارد زير سنت است:
1- قبر حدود يک وجب از زمين بلند شود، تا مشخص شود که قبر است و به آن اهانت نشود، به دليل حديث جابر رض : (أن النبي ص ألحد له لحد، و نصب عليه اللبن نصبا، و رفع قبره من الأرض نحوا من شبر)[15] «براي پيامبر ص، لحدي کنده شد و بر او خشت قرار داده شد و قبرش به اندازه يک وجب از زمين بلند کرده شد».

2- قبر مقداري مرتفع شود، به دليل حديث سفيان تمار که گفت :
(رأيت قبر النبي ص مسنما)[16] «قبر پيامبر ص را ديدم که (به شکل کوهان شتر) برجسته بود».

3- با قراردادن تکه سنگي يا شبيه آن در قسمت بالاي قبر (سرميت)، آن را مشخص کند، تا هرگاه کسي از بستگان ميت بميرد نزد او دفن شود، به دليل حديث مطلب بن ابي وداعه رض (لما مات عثمان بن مظعون أخرج بجنازته فدفن، أمر النبي ص رجلا أن يأتيه بحجر، فلم يستطع حمله، فقام إليها رسول الله ص و حسر عن ذراعيه، قال المطلب : قال الذي يخبرني عن رسول الله ص : کأني أنظر إلي بياض ذراعي رسول الله ص حين حسر عنها، ثم حملها فوضعها عند رأسه، و قال : أتعلم بها قبر أخي، و أدفن إليه من مات من أهلي)[17] «وقتي که عثمان بن مظعون فوت کرد، جنازه‌اش را بيرون بردند و دفن کردند. پيامبر ص به مردي دستور داد تا سنگي براي او بياورد، آن شخص نتوانست سنگ را حمل کند، پيامبر ص (به طرف سنگ) رفت و آستينش را بالا زد، مطلب گويد : کسي که از پيامبر ص به من خبر داد گفت : وقتي که پيامبر ص آستينش را براي برداشتن سنگ بالا زد، سفيدي ساعدهايش را ديدم، سنگ را حمل کرد و در کنار سر عثمان قرار داد و فرمود: با اين سنگ قبر برادرم را نشانه مي‌‌کنم و هر کس از خويشاوندانم فوت کند نزداو دفنش مي‌کنم».

4- بالاي قبر بايستد و براي پايداري ميت دعا و طلب مغفرت کند و حاضران را نيز به اين کار سفارش کند؛ به دليل حديث عثمان بن عفان ص : (کان النبيr إذا فرغ من دفن الميت وقف عليه فقال : استغفروا لأخيکم، وسلوا له التثبيت فإنه الآن يسأل)[18] «وقتي که پيامبر ص از دفن ميت فارغ مي‌شد، بالاي سر او مي‌ايستاد و مي‌فرمود : براي برادرتان طلب مغفرت کنيد و براي او از خدا طلب پايداري کنيد که الان از او سؤال مي‌شود».

جايز است که همراهان جنازه، هنگام دفن کنار قبر بنشينند تا مرگ و حوادث بعد از آن را به ياد بياورند، به دليل حديث براء بن عازب:
(خرجنا مع النبي ص في جنازة رجل من الأنصار، فانتهينا إلي القبر و لما يلحد، فجلس رسول الله ص وجلسنا حوله، و کأن علي رؤسنا الطير، و في يده عود فجعل ينکت في الأرض فرفع رأسه فقال : استعيذوا بالله من عذاب القبر، مرتين أو ثلاثا، ثم قال : إن العبد المؤمن إذا کان في انقطاع من الدنيا، و إقبال من الآخرة، نزل إليه ملائکة من السماء بيض الوجوه کأن وجوههم الشمس، معهم کفن من أکفان الجنة، و حنوط من حنوط الجنة حتي يجلسوا منه مد البصر ثم يجي ملک الموت عليه السلام حتي يجلس عند رأسه، فيقول : أيتها النفس الطيبة، أخرجي إلي مغفرة من الله و رضوان، قال : فتخرج تسيل کما تسيل القطرة من في السقاء، فيأخذها، فإذا أخذها لم يدعوها في يده طرفة عين حتي يأخذوها، ليجعلوها في ذلک الکفن و في ذلک الحنوط، و يخرج منها کأطيب نفحة مسک وجدت علي وجه الأرض، قال : فيصعدون بها، فلايمرون يعني بها علي ملأ من الملائکة إلا قالوا : ما هذا الروح الطيب، فيقولون فلان بن فلان، بأحسن أسمائه التي کانوا يسمونه بها في الدنيا. حتي ينتهوا بها إلي السماء الدنيا، فيستفتحون له فيفتح لهم، فيشيعه من کل سماء مقربوها إلي السماء التي تليها، حتي ينتهي به إلي السماء السابعة، فيقول الله عزوجل، اکتبوا کتاب عبدي في عليين، و أعيدوه إلي الأرض، فإني منها خلقتهم و فيها أعيدهم، و منها أخرجهم تارة أخري. قال : فتعاد روحه في جسده، فيأتيه ملکان فيجلسانه، فيقولان له : من ربک؟ فيقول : ربي الله، فيقولان له : ما دينک؟ فيقول ديني الإسلام، فيقولان له : ما هذا الرجل الذي بعث فيکم؟ فيقول :هو رسول اللهr فيقولان له : و ما علمک؟ فيقول : قرأت کتاب الله فآمنت به صدقت، فينادي مناد فيالسماء : أن صدق عبدي فافرشوه من الجنة، و ألبسوه من الجنة، و افتحوا له بابا إلي الجنة، قال : فيأتيه من روحها و طيبها، و يفسح له في قبره مد بصره، قال : و يأتيه رجل حسن الوجه، حسن الثياب، طيب الريح، فيقول : أبشر بالذي يسرک هذا يومک الذي کنت توعد. فيقول له : من أنت؟ فوجهک الوجه يجيء بالخير؟ فيقول : أنا عملک الصالح، فيقول : رب أقم الساعة حتي أرجع إلي أهلي و مالي.

قال : و إن العبد الکافر إذا کان في انقطاع من الدنيا وإقبال من آلاخرة، نزل إليه من السماء ملائکة سود الوجوه، معه