ز 126]، هق (35/4).
[29]) سند آن حسن است : [الجنائز 127]، هق (43/4).
[30]) سند آن حسن است : [الجنائز 128]، کم (360/1)، هق (43/4).
[31]) صحيح : [ص. جه 1233]، م (831/568/1)، د(3176/481/8)، ت (1035/247/2)، نس (275/1)، جه (1519/486/1).
[32]) صحيح : [ص. ج 6355]، م (945 – 53 – 653/2).
[33]) متفق عليه : خ (1278/144/3)، م (938/646/2)، د (3151/449/8)، جه (1577/502/1).
[34]) حسن : [الجنائز 70]، د (3155/453/8).
[35]) راويان اين حديث ثقه هستند : [الجنائز 71]، هق (74/4).
[36]) متفق عليه : خ (131/182/3)، م (944/651/2)، د (3165/469/8)، ت (1020/1)، نس (42/4).
[37]) صحيح : [ص. ج 3533]، ت (1036/248/2)، نس (55/4)، د (3164/467/8).
[38]) سند آن حسن است : [الجنائز 74]، هق (25/4).
[39]) صحيح : [ص. ج 4421]، [الجنائز 183]، م (974 – 103/669/2)، نس (91/4).
[40]) صحيح : [ص. نس 1928]، م (975/671/2)، نس (94/4).دفن ميت واجب است اگرچه کافر باشد.
سنت است دفن در قبرستان صورت گيرد؛ چون پيامبر ص مرده‌ها را در قبرستان بقيع دفن مي‌کرد، و اخبار در اين مورد به تواتر رسيده‌اند و دفن در غير قبرستان از هيچ يک از افراد سلف روايت نشده، بجز دفن پيامبر ص در حجره‌اش که به تواتر رسيده است. و اين از خصوصيات پيامبر ص است همانطور که حديث عايشه بر آن دلالت دارد، عايشه گويد : (لمّا قبض رسول الله ص اختلفوا في دفنه، فقال أبوبکر : سمعت من رسول الله ص شيئا ما نسيته قال : ما قبض الله نبيا إلا في الموضع الذي يحب أن يدفن فيه، فدفنوه في موضع فراشه)[1] «وقتي که پيامبر ص فوت کرد، اصحاب در مورد محل دفنش اختلاف‌نظر پيدا کردند، ابوبکر گفت چيزي از پيامبر ص شنيده‌ام که آن را فراموش نکرده‌ام، پيامبر ص فرموده : خداوند هيچ پيامبري را قبض روح نکرده مگر در مکاني که دوست داشته در آن دفن شود، لذا او را در محل بسترش دفن کردند».
شهداي ميدان جنگ از اين حکم مستثنايند و در محل شهادتشان دفن شده و به قبرستان منتقل نمي‌شوند. به دليل حديث جابر رض: 

(لما کان يوم أحد، حمل القتلي ليدفنوا بالبقيع، فنادي منادي رسول الله ص : إن رسول الله ص يأمرکم أن تدفنوا القتلي في مضاجعهم)[2] «در روز جنگ احد کشته‌شدگان را بر سواريها گذاشتند تا آنها را در بقيع دفن کنند، منادي پيامبر ص اعلام کرد : پيامبر ص به شما دستور مي‌دهد تا کشته‌شدگان را در محل شهادتشان دفن کنيد».

 دفن در اوقات زير جايز نيست مگر هنگام ضرورت
1- از عقبه بن عامر روايت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله ص ينهانا أن نصلي فيهن، أو أن نقبر فيهن موتانا، حين تطلع الشمس بازغة حتي ترتفع، و حين يقوم قائم الظهيرة حتي تميل الشمس، و حين تضيف الشمس للغروب حتي تغرب)[3] «سه وقت است که پيامبر ص ما را نهي مي‌کرد که در آن اوقات نماز بخوانيم يا مرده‌هايمان را دفن کنيم، هنگامي که خورشيد طلوع مي‌کند تا وقتي که بلند شود، و وقتي که نيمه روز مي‌شود تا هنگاميکه خورشيد زوال کند، و وقتي که خورشيد به غروب نزديک مي‌شود تا آنکه غروب کند».

2- از جابر روايت است : (أن النبي ص ذکر رجلا من أصحابه قبض فکفن في کفن غير طائل و قبر ليلا فزجر النبي ص أن يقبر الرجل بالليل حتي يصلي عليه، إلا أن يضطر الإنسان إلي ذلک)[4] «پيامبر ص درباره يکي از اصحابش که فوت کرده بود و او را در پارچه‌اي که تمام بدنش را نمي‌پوشاند، کفن و شب هنگام دفن کرده بودند صحبت کرد  ما را از دفن کردن مردگان در شب منع کرد تا (صبح مردم بيشتري جمع شوند) بر او نماز خوانده شود، مگر اينکه ضرورتي پيش بيايد».

اگر ضرورت ايجاب کند، مي‌توان مرده را شبانه دفن کرد، و مي‌توان براي تسهيل عمل دفن از چراغ استفاده کرد : به دليل حديث ابن عباس : (أن رسول ص أدخل رجلا قبره ليلا، و أسرج في قبره)[5] «پيامبر ص مردي را در شب دفن کرد و (براي تسهيل عمل دفن) داخل قبرش، از چراغ استفاده کرد».

واجب است قبر عميق، وسيع و خوب باشد:
از هشام بن عامر روايت است : (لما کان يوم أحد، أصيب من أصيب من المسلمين، و أصاب الناس جراحات، فقلنا يا رسول الله، الحفر علينا لکل إنسان شديد، فکيف تأمرنا؟ فقال : احفروا و أوسعوا، و أعمقوا، و أحسنوا، و ادفنوا الاثنين و الثلاثة في القبر، و قدموا أکثرهم قرآنا، قال: فکان أبي ثالث ثلاثة، و کان أکثرهم قرآنا، فقدم)[6] «زماني که جنگ احد روي داد، بسياري از مسلمانان کشته شدند و عده‌اي هم جراحاتي برداشتند، گفتيم اي رسول خدا کندن قبر براي هر کدام از آنها کار دشواري است، به ما چه دستوري مي‌دهيد؟ پيامبر ص فرمود : قبرها را به صورت وسيع، عميق و خوب حفر کنيد، و دو نفر و سه نفر را در يک قبر دفن کنيد و کسي را که قرآن بيشتري (از حفظ) داشته در دفن مقدم کنيد (هشام بن عامر) گفت : پدرم سومين شخصي بود که کشته شده بود و بيشتر از همه قرآن را از حفظ داشت، در نتيجه او را جلوتر از همه دفن کردند».

کندن قبر هم به صورت لحد و هم به صورت شق جايز است : چون در زمان پيامبر ص هر دو صورت رواج داشته است، ولي لحد بهتر است : از انس بن مالک روايت است : (لما توفي النبي ص کان بالمدينة رجل يلحد، و آخر يضرح، فقالوا : نستخير ربنا، و نبعث إليهما، فأيهما سبق ترکناه فأرسل إليهما، فسبق صاحب اللحد، فلحدوا للنبي ص)[7] «وقتي پيامبر ص فوت کرد، در مدينه (دو قبر کن بود که يکي) قبر را به صورت لحد و ديگري به صورت شق حفر مي‌کرد. اصحاب گفتند از پروردگارمان استخاره مي‌کنيم و به دنبال آن دو مي‌فرستيم هر کدام زودتر آمد قبر را حفر کند، به دنبال آن دو فرستادند، لحدکن زودتر آمد لذا براي پيامبرr قبر را به صورت لحد حفر کردند».

ميت اگرچه زن باشد، توسط مردان به داخل قبر گذاشته مي‌شود؛ چرا که در زمان پيامبر ص مردان اين کار را انجام مي‌دادند، و تاکنون نيز مسلمانان اين کار را انجام مي‌دهند.

اولياي ميت در گذاشتن ميت در قبر مستحق‌تراند؛ به دليل عموم فرموده خداوند متعال : 

) وَ أُولُوا الأرحَامِ بَعضُهُم أولَي بِبَعضٍ فِي کِتَابِ الله (  (احزاب : 6)
«و خويشاوندان نسبت به همديگر بعضي بر بعضي در کتاب خدا از اولويت بيشتري برخوردارند».

و به دليل حديث علي رض : (غسلت رسول الله ص، فذهبت أنظر ما يکون من الميت فلم أر شيئا، و کان ص طيبا، حيا و ميتا و ولي دفنه و إجنابه دون الناس أربعة : علي و العباس و الفضل و صالح مولي رسول الله ص، و لحد لرسول الله ص لحدا و نصب عليه اللبن نصبا)[8] «پيامبر ص را شستم، نگاه کردم به آنچه از ميت خارج مي‌شود، چيزي را نديدم، پيامبر ص هم در حال حيات و هم در حال وفات پاک و خوشبو بود، و از ميان مردم فقط چهار نفر کفن و دفنش را برعهده گرفتند؛ علي، عباس، فضل و صالح مولاي پيامبر ص، و براي پيامبر ص لحدي حفر کردند و بر آن خشت خام قرار دادند».

مرد مي‌تواند همسر خودش را دفن کند
به دليل حديث عايشه : (دخل علي رسول الله ص في اليوم الذي بدي فيه، فقلت : وارأساه فقال : وددت أن ذلک کان و أنا حي، فهياتک و دفنتک ...)[9] «روزي که پيامبر ص مريض بود، نزد من آمد، گفتم «واي سرم»، پيامبر ص فرمود : دوست داشتم که وقتي تو مي‌مردي من زنده مي‌بودم و تو را تجهيز و تدفين مي‌کردم».

ولي منوط به اين است که در آن شب با زنش آميزش نکرده باشد در غير اين صورت برايش مشروع نيست که زنش را دفن کند و بهتر است