بر ص را آماده مي‌کرديم، پس خداوند شب هنگام هر وقت که مي‌خواست او را بيدار مي‌کرد، سواک مي‌زد و وضو مي‌گرفت و نه رکعت نماز مي‌خواند، که در هيچکدام از آنها نمي‌نشست مگر در رکعت هشتم، به ذکر و ستايش خدا مي‌پرداخت و دعا مي‌کرد. سپس بدون آنکه سلام بدهد بلند مي‌شد و رکعت نهم را مي‌خواند. سپس مي‌نشست و به ذکر و ستايش خدا مي‌پرداخت و دعا مي‌کرد، و طوري سلام مي‌داد که ما را مي‌شنواند. سپس به حالت نشسته دو رکعت نماز مي‌خواند. فرزندم! اين يازده رکعت، وقتي پيامبر ص مسن شد و بدنش سنگين گرديد وتر را هفت رکعت خواند و دو رکعت را مانند حالت قبل نشسته مي‌خواند. فرزندم! اين نُه رکعت شد».

در صورتي که سه رکعت وتر را خواند سوره‌هاي مذکور در حديث زير خوانده شود:
از ابن عباس روايت است : (کان رسول الله ص يقرأ في الوتر سبٌٌٍٍٍَح اسم ربک الأعلي، و قل يا أيها الکافرون، و قل هو الله أحد في رکعة رکعة)[10] «پيامبر ص در نماز وتر در هر رکعت يکي از سوره‌هاي (سبح اسم ربک الأعلي) و (قل يا أيها الکافرون) و (قل هو الله أحد) را مي‌خواند».

قنوت در وتر:
از حسن بن علي روايت است : پيامبر ص کلماتي را به من ياد داد که آنها را در وتر بخوانم : (اللهم اهدني فيمن هديت، و عافني فيمن عافيت، و تولني فيمن توليت، و بارک لي فيما أعطيت، وقني شرما قضيت، فإنک تقضي و لايقضي عليک، و إنه لايذل من واليت، تبارکت ربنا و تعاليت)[11] «خداوندا مرا جزء کساني قرار بده که آنها را هدايت کرده‌اي، و مرا جزء کساني قرار بده که آنان را عافيت داده‌اي، و مرا جزء آناني قرار ده که دوست خود قرار داده‌اي، و در آنچه که به من عطا کرده‌اي برکت ده، و از شر آنچه که مقدر کرده‌اي مرا محفوظ بدار، چون تو قضاوت مي‌کني و بر تو حکم کرده نمي‌شود، و کسي را که تو دوست بداري خوار نمي‌گردد. خداوندا! داراي برکات بسيار و در ذات و صفاتت بلند مرتبه هستي».

سنت است که اين قنوت قبل از رکوع خوانده شود؛ به دليل حديث ابي ابن کعب : (أن رسول الله ص قنت في الوتر قبل الرکوع)[12] «پيامبر ص در نماز وتر، قنوت را قبل از رکوع خواند» و خواندن قنوت در نمازهاي فرض مشروع نيست مگر در هنگام مصيبت که در اين صورت خواندن آن مخصوص به نماز خاصي نمي‌شود و بايد بعد از رکوع خوانده شود. از ابوهريره رض روايت است : (أن رسول الله ص کان إذا أراد أن يدعو علي أحد أو يدعو لأحد قنت بعد الرکوع)[13] «پيامبرr وقتي که مي‌خواست عليه کسي و يا براي کسي دعا کند، بعد از رکوع قنوت مي‌خواند».

اما خواندن هميشگي قنوت در نماز صبح بدعت است، همانگونه که اصحاب پيامبر ص به آن تصريح کرده‌اند : 

از ابومالک اشجعي (سعد بن طارق) روايت است : (قلت لأبي : يا أبت إنک قد صليت خلف رسول الله ص و أبي بکر وعمر و عثمان و علي هاهنا بالکوفة، نحوا من خمس سنين. فکانوا يقنتون في الفجر؟ فقال : أي بني محدث) «به پدرم گفتم : اي پدر! تو پشت سر پيامبر ص ابوبکر، عمر، عثمان و همچنين پشت سر علي همين جا در کوفه نزديک پنج سال نماز خواندي آيا آنان در نماز صبح قنوت مي‌خواندند؟ (پدرم) جواب داد : اي پسرم! (اين کار) بدعت است».

محال است که پيامبر ص عملي را تا پايان عمر (مبارکش) هر صبح بعد از رکوع انجام داده و با صداي بلند بگويد : (اللهم اهدني فيمن هديت وتولني فيمن توليت) و همواره اصحابش پشت سر او آمين بگويند ولي اين امر براي امت معلوم نشود تا جايي که نه تنها اکثر امتش بلکه جمهور اصحاب و يا تمام آنها، آنرا ضايع کرده باشند بطوريکه بعضي از آنها بگويند آن بدعت است، همانطور که سعد بن طارق اشجعي گفته است.[14]
.....................
[1]) متفق عليه : خ (6410/214/11)، م (2677/2062/4).
(*) خداوند وتر است يعني در ذاتش تنها است و غير قابل تجزيه و تقسيم است و در صفاتش تنها است و هيچ و مانندي براي او نيست و در افعالش تنهاست و هيچ شريک و ياري دهنده‌اي ندارد. (النهايه – ابن الأثير «مترجم».
[2]) صحيح : [ص. جه 959]، جه (1169/370/1)، ت (452/282/1)، نس (228 و 229/3) في حديثين. د (1403/291/1)، ابوداودتنها قسمت مرفوع حديث را روايت کرده است.
[3]) متفق عليه : م (745/512/1)، اين لفظ مسلم است، خ (996/486/2)، بخاري اين حديث را بصورت مختصر روايت کرده است، نس، (230/3)، د (1422/312/4)، ت (456/284/1)، ترمذي و ابوداود چيزي را در آخر اين حديث اضافه روايت کرده‌اند.
[4]) حسن صحيح : [ص. جه 988]، خز (1084/145/2)، د (1421/311/4)، جه (1202/379/1).
[5]) متفق عليه : خ (997/487/2)، م (744/511/1).
[6]) متفق عليه : خ (990/477/2)، م (749/516/1)، نس (227/3)، ت (435/273/1) بنحوه و فيه زياده 
[7]) متفق عليه : خ (1147/33/3)، م (738/509/1)، د (327/218/4)، ت (437/274/1).
[8]) صحيح : [مختصر م 382]ّ م (737/508/1)، د (1324/216/4)، ت (457/285/1)، ترمذي چيزي را در آخر حديث اضافه روايت کرده است.
[9]) صحيح : [ص، نس 1510]، م (746/512/1)، د (1328/219/4)، نس (199/3).
[10]) صحيح : [ص، نس 1607]، ت (461/288/1)، نس (236/3) نسائي چيزي را در اول حديث اضافه کرده است.
[11]) صحيح : [ص. نس 1647]، د (1412/300/4)، ت (463/289/1)، جه (1178/372/1)، نس (248/3).
[12]) صحيح : [ص. ج 1266]، د (1414/352/4).
[13]) صحيح : [ص. ج 4655]، خ (4560/226/8).
[14]) صحيح : [الإرواء 435]، أ (3/472 و 6/394)، جه (1241/393/1).معناى طهارت:

طهارت در لغت به معناي نظافت و پاکي از هر نوع نجاست است و در اصطلاح عبارت است از رفع بي‌وضويي يا برداشتن نجاست(*).
....................
(*) المجموع شرح المهذب (79/1).نماز شب «قيام الليل»

نماز شب(*)[1]، سنتي استحبابي و از مهمترين ويژگيهاي متقين است. خداوند متعال مي‌فرمايد : 

)إِنَّ المُتَّقِينَ فِي جَنَّات وَ عُيُون آخِذِينَ مَا آتَاهُم رَبُّهُم، إنَّهُم کَانُوا قَبلَ ذَلِکَ مُحسِنِينَ. کَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيلِ مَايَهجَعُونَ. وَ باِلأسحَارِ هُم يَستَغفِرُونَ وَ فِي أموَالِهِم حَقٌ للسَّائِلِ وَ المَحرُومِ( (ذاريات : 15-19)

«پرهيزگاران (متقين) در ميان باغهاي بهشت و چشمه‌ساران خواهند بود، دريافت مي‌دارند چيزهايي را که پروردگارشان به ايشان مرحمت فرموده باشد؛ چراکه آنان پيش از آن (در سراي جهان) از زمره نيکوکاران بوده‌اند. آنان اندکي از شب مي‌خفتند و در سحرگاهان درخواست آمرزش مي‌کردند و در اموال و دارايي‌هايشان حقي و سهمي براي گدايان و بينوايان تهي‌دست بود».

از ابومالک اشعري روايت است که پيامبر ص فرمود : (إن في الجنة غرفا يري ظاهرها من باطنها و باطنها من ظاهرها، أعدها الله تعالي لمن أطعم الطعام، و ألان الکلام، و أدام الصيام، و صلي بالليل و الناس نيام)[2] «در بهشت اتاقهايي است که از درون، بيرون آنها و از بيرون درون آنها نمايان است، خداوند آنها را براي کسي آماده کرده است که (به فقرا) طعام مي‌دهند، و به نرمي سخن مي‌گويند، و شبانگاهان در حالي که مردم در خوابند نماز مي‌خوانند».

تأکيد بر استحباب نماز شب در رمضان بيشتر است :
از ابوهريره روايت است که پيامبر ص بر قيام رمضان تشويق مي‌کرد بدون آنکه بر الزامي بودن آن امر کند و مي‌فرمود : (من قام رمضان إيمانا و احتسابا غفرله ماتقدم من ذنبه)[3] «کسي که از روي ايمان و به اميد پاداش الهي شبهاي ماه رمضان را با نماز زنده بدارد همه‌ي گناهان (صغيره‌ي) پيشين بخشوده خواهد شد».