 به آن قضاوت مي‌کند در بهشت است، مردي است از رويجهل بين مردم قضاوت مي‌کند، در آتش است، و نيز مردي که در قضاوت ظلم مي‌کند، در آتش جهنم است».
........................
[1]) صحيح : [ص. ج 6190]، د (3555/486/9)، ت (1340/393/2)، جه (2308/774/2).
[2]) صحيح : [ص. ج 4446]، د (3556/487/9)، جه (2315/776/2).نهي از درخواست قضاوت

ازعبدالرحمن بن سمره روايت است که پيامبر ص به من فرمود : (يا عبدالرحمن لاتسأل الإمارة، فإنک إن أعطيتها عن مألة وکلت إليها، و إن أعطيتها عن غير مسألة أعنت عليها)[1] «اي عبدالرحمن! درخواست امارت مکن، چون اگر قضاوت به درخواستت به تو واگذار شود، خداوند تو را به حال خودت رها مي‌کند، ولي اگر بدون درخواست به تو واگذار شود، خداوند در امر قضاوت تو را ياري مي‌کند».
........................
[1]) متفق عليه : خ (7146/123/13)، م (1652/1273/3)، د (2913/147/8)، ت (1568/42/3)، نس (225/8).چه وقتي مرد براي قضاوت شايستگي پيدا مي‌کند؟

حافظ(ره) در (فتح الباري) (146/13) گويد : 
«ابوعلي کرابيسي يار شافعي در کتاب خود (آداب القضاء) گويد : تا جايي که من مي‌دانم هيچ اختلافي بين علماي سلف نيست که شايسته‌ترين فرد به قضاوت در ميان مسلمانان کسي است که : فضيلت، راستگويي، علم و ورعش آشکار، قاري کتاب خدا و عالم به اکثر احکام آن باشد، از سنت پيامبر ص آگاه بوده و اکثر آن را از حفظ داشته باشد، از اقوال صحابه و محل اتفاق و اختلاف و اقوال فقهاي تابعين آگاهي داشته باشد، صحيح را از غيرصحيح تشخيص داده و در مسائل جديد با کتاب خدا عمل کند، اگر در آن نيافت از سنت نبوي پيروي کند و اگر در آنهم نيافت به آنچه اصحاب بر آن اتفاق کرده‌اند عمل نمايد و اگر ديد اصحاب در آن مسئله اختلاف کرده‌اند به قولي عمل کند که به قرآن نزديکتر است، سپس به سنت، سپس به فتواي بزرگان اصحاب، و علاوه بر فضيلت و تقوا با اهل علم بسيار گفتگو و مشورت کند و زبانش را از منکر و شکمش را از حرام حفظ کند، پاکدامن باشد، سخن طرفين دعوي را بفهمد، عاقل باشد و پيرو و هوسي و هوس نباشد. در ادامه (کرابيسي) گويد : هرچند مي‌دانيم در روي زمين افرادي که تمام اين صفات را داشته باند کم‌اند اما بايد در هر زمان کامل‌ترين و بهترين اشخاص براي قضاوت انتخاب شوند». اه‍.کراهت خواب قبل از نماز عشاء و صحبت کردن (بدون مصلحت) بعد از آن 

از ابوبرزه رض روايت است : (أن رسول الله ص کان يکره النوم قبل العشاء و الحديث بعدها)[1] «پيامبر ص خوابيدن قبل از عشاء و صحبت کردن بعد از آن را مکروه مي‌دانست».

از انس رض روايت است : (نظرنا النبي ص ذات ليلة حتي کان شطر الليل يبلغه، فجاء فصلي لنا ثم خطبنا فقال : ألا إن الناس قدصلوا ثم رقدوا، و إنکم لم تزالو في صلاة ما انتظرتم الصلاة)[2] «شبي آنقدر منتظر پيامبر ص مانديم تا اينکه نيمه شب فرا رسيد؛ پس پيامبر ص آمد و براي ما امامت کرد سپس برايمان خطبه هايي خواند و فرمود : آگاه باشيد که مردم نماز خوانده‌اند و خوابيده‌اند و شما از وقتي که منتظر نماز مانده‌ايد، همواره در نماز بوده‌ايد».
........................
[1]) متفق عليه : خ (568/49/2)، م (647-237-447/1)، د (394/69/2)، نس (246/1).
[2]) متفق عليه : خ (600/73/2)، اين لفظ بخاري است، م (640/443/1)، نس(268/1).زنان نبايد منصب قضاوت را به عهده بگيرند

از ابوبکره روايت است : وقتي که خبر به پيامبر ص رسيد که فارس دختر کسيري را به پادشاهي برگزيده‌اند فرمود : (لن يفلح قوم ولوا أمرهم امرأة)[1] «قومي که سرپرستي خود رابه زني واگذار کنند، هرگز رستگار نمي‌شوند».
............................
[1]) صحيح : [ص. ج 5225]، خ (7099/53/13)، ت (2365/360/3)، نس (227/8).آداب قاضي

بر قاضي واجب است که بين طرفين دعوي در نگاه کردن و سخن و نشست و برخاستن و مراجعه عدالت را رعايت کند :[1]
از ابومليح هذلي روايت است : عمر بن خطاب در نامه‌اي به ابوموسي أشعري نوشت: (أما بعد : فإن القضاء فريضة محکمة، و سنة متبعة، فافهم إذا أدي إليک، فإنه لاينفع تکلم بحق لانفاد له، واس بين الناس في وجهک، و مجلسک، و عدلک، ولايطمع شريف في حيفک)[2] «اما بعد : قضاوت فريضه‌اي بسيار سنگين، و سنتي تبعيت شده است. پس هرگاه به تو واگذار شد بدان! سخن حقي که با قاطعيت نباشد سودي ندارد، و در نگاه، نشست و برخاست و عدالتت بين مردم به برابري رفتار کن و کاري نکن که انسان صاحب منصبي به جلب کردن تو طمع بورزد».
.........................
[1]) منار السبيل (460/2).
[2]) صحيح : [الإرواء 2619]، قط (15/206/4).حرام است قاضي رشوه و هديه بگيرد

از عبدالله بن عمرو روايت است که پيامبر ص فرمود : (لعنة الله علي الراشي و المرتشي)[1] «لعن خدا بر رشوه‌دهنده و رشوه‌گيرنده باد».
از ابوحميد ساعدي روايت است که پيامبر ص فرمود : (هدايا العمال غلول)[2] «گرفتن هديه توسط کارگزاران (و قضات) خيانت است».
.........................
[1]) صحيح : [ص. جه 1871]، جه (2313/775/2)، ت (1352/397/2).
[2]) صحيح : [الإرواء 2622]، أ (424/5)، هق (138/10).صدور حکم توسط قاضي در حال عصبانيت، حرام است

از عبدالملک بن عمير روايت است : از عبدالرحمن بن ابي بکره شنيدم که مي‌گفت : ابوبکره در نامه‌اي به پسرش که در سجستان بود نوشت : در حال عصبانيت بين دو نفر قضاوت نکن، چون از پيامبر ص شنيده‌ام که مي‌فرمود : (لايقضين حکم بين اثنين و هو غضبان)[1] «هيچ قاضي‌اي در حال عصبانيت بين دو نفر قضاوت نکند».
..............................
[1]) متفق عليه : خ (7158/136/13)، م (1717/1342/3)، ت (1349/396/2)، د (3572/506/9)، نس (237/8)، جه (2316/776/2).قضاوت قاضي حقي را تغيير نمي‌دهد

کسي که در قضاوت حقي از برادرش به او داده شد، آن را نگيرد؛ چون قضاوت قاضي هيچ حرامي را حلال و حلالي را حرام نمي‌کند:
از ام سلمه همسر پيامبر ص روايت است : پيامبر ص صداي دعوايي را در کنار خانه‌اش شنيد، به طرف دعوي‌کنندگان رفت و فرمود: (إنما أنا بشر، و إنه يأتيني الخصم فلعل بعکم أن يکون أبلغ من بعض، فأحسب أنه صادق، فأقضي له بذلک، فمن قضيت له بحق مسلم فإنما هي قطعة من النار، فليأخذها أو ليترکها)[1] «همانا من يک انسان هستم و طرفين دعوي نزد من مي‌آيند، و شايد بعضي از شما سخنورتر از ديگري باشد، ودر نتيجه من او را صادق بدانم و بر اساس گفته‌هايش به نفع او حکم کنم، و حق ديگري(مسلماني) را به او بدهم، (بايد بداند که) اين براي او قطعه‌اي از آتش است، مي‌خواهد آن را بگيرد يا نگيرد».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (2458/107/5)، م (1713 – 5/1337/3)، د (3566/500/9)، ت (1354/398/2)، نس (233/8)، جه (2317/777/2).دعاوي و بينات (دادخواست‌ها و بينه‌ها)

دعاوي جمع دعوي و در لغت به معني طلب و دادخواست است : خداوند متعال مي‌فرمايد : 
)وَلَکُم فِيهَا مَاتَدَّعُونَ((فصلت : 31)
«آنچه مي‌خواهيد در آنجا براي شما هست».
و در اصطلاح شرع عبارت است از اينکه کسي خود را مستحق چيزي بداند که نزد شخصي ديگر و يا به عهدة او است.
مدعي : کسي است که ادعاي حقي را مي‌کند و هرگاه دست از مطالبه بردارد، رها مي‌شود.
مدعي عليه : کسي است که حقي از او مطالبه شود و هرگاه ساکت بماند، به حال خود رها نمي‌شود.[1] (بلکه بايد سوگند بخورد).
بينات : جمع بينه و به معني نشانه است مانند شاهد و مثل آن.
اصل در مشروعيت دعوي و بينه، حديث ابن عباس از پيام