 از ميان مسلمين برخاستند که افکار و عقائدشان از صاحبان اصلي علوم در پاره‌اي از موارد عالي‌تر بود و همينکه اروپائيها براي کسب علوم قيام کردند ناچار قسمت عمدة آن را از زبان عربي با رنگ اسلامي ترجمه و اقتباس کردند.
گوستا ولوبون مي‌نو‌يسد: تمدن اسلامي به قدري که در مشرق تأثير بخشيد در مغرب نيز مؤثر واقع شد و بدين وسيله اروپا از تمدن بهره‌مند شد.
عده‌اي از مستشرقين اروپائي و امريکائي اعتراف کرده‌اند که دنياي غرب قبل از جنگ‌هاي صليبي بهره‌اي از علم و صنعت نداشتند همينکه مسيحي‌ها براي فتح‌المقدس به شرق آمدند چشمشان به نور اسلام روشن شد و به جاي بيت‌المقدس علم و صنعت را فتح کردند. 
مؤلف گويد: مطلب در اين خصوص خيلي بيش از اينها است که گفته شد، ولي چون در اينجا بناي ما بر اختصار است، به همين اندازه اکتفا مي‌کنيم.شايد برخي مي‌پندارند هر کس اختراعي کرد خدمتي به بشر کرده و بايد به بهشت جاودان رهسپار شود غافل از آنکه مخترعين جديد چون مادي و لامذهب و بي‌بند و بار بودند تعدادي از اختراعاتشان مردم دنيا را به لامذهبي و ماديگري توجه داده است، چون مردم دنيا خيال مي‌کنند مخترع برق و يا فلان ماشين مادي است، پس مادي‌گري خوب است و بايد پشت پا به تمام اخلاق حسنه و عاطفه و رحم و توکل زد و عقائد و افکار حقه را بايد دور ريخت و مانند مخترعين نصاري لاأبالي و بي‌عاطفه شد. مختصر آنکه حکومت اخلاق حسنه بر دلها از بين رفته، چرا، براي آنکه مخترع برق اطاقها را روشن کرده و نور ايمان را از دلها برده و بسياري از مخترعين تمام مزاياي انساني و اخلاق را پامال کردند و در عوض براي ما ماشين آوردند. هر کس خيال مي‌کند با طلوع ستاره‌هاي درخشان صنعت آسايش بشر تأمين خواهد شد و خوشبختي به جاي بدختي و راحتي جاي رنج، و حيات جاي مرگ تدريجي را خواهد گرفت، و بالأخره اشعة تمدن ظلمت و تاريکي توحش را از عالم خيال رؤياي شيرين يک زندگي لذت‌بخش را پيش‌بيني مي‌کند چهرة عبوس و هولناک بدبختي و نابودي از دور آشکار شد. تا خواست نفس راحتي بکشد عفريت جنگ صنعتي عالمگير شد و تمام آبادي روي زمين لگدکوب زور و استعمار شد.
مخترعين و دانشمندان صنعتي هنوز در آزمايشگاه‌ها مشغول تکميل اختراعات خود بودند که نتيجة افکار و زحمات آنها به صورت سلاحهاي سنگين ميدان جنگ را مزين ساختند. هواپيماها قبل از آنکه مايحتاج زندگي مردم را حمل و نقل کنند. آمادة ريختن بمب‌هاي مخرب شده و براي نابود کردن بشر به پرواز آمده است و قبل از آنکه از نيروي اتم استفاده شود ساية خطر آن دنيا را تاريک کرده. فقط نتيجة اين اختراعات بردن تقوي و نابود کردن رحم و مروت و انصاف و طهارت شده و به جاي تعاون بقاء، تنازع بقاء آورده است و لذا نگراني شديد و عدم اطمينان به يکديگر بين بشر عمومي شده است.اولا بايد دانست که ما به حضرت عيسي - عليه آلاف التحية والثناء – و انجيل او ايمان داريم اما نه اين انجيلهاي دروغين جعلي و نه اين مسيح کافر فاجر فاسق صليبيها را. از اين رو اشکالات ما به اين مجعولاتست که عهد عتيق و عهد جديد مي‌نامند. نه انجيل حقيقي منزل من عندالله را. و در بحث نبوت بطلان آن را اثبات خواهيم نمود، نه نبوت مسيح حقيقي را که درود خداوند بر او باد.
ثانياً، سبب تأليف اين کتاب بيان حقايق و هدايت مردم و اداي وظيفة انسانيت و اخوت بشري است و لذا از اظهار عصبيت و غرض‌ورزي و  تهمت و دروغ‌پردازي خودداري شده و البته خردمندان پس از مطالعة اين کتاب تصديق خواهند کرد که ما بر خلاف مبلغين نصاري از مغالطه و سفسطه و افتراء خودداري کرده ايم. و نخست دربارة توحيد حق متعال سخن مي‌گوييم: 
توحيد: اسلام دربارة توحيد مي‌فرمايد: 
تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ.	(آل عمران / 46)
«بياييد بر کلامي که ميان ما و شما يکسان است اتفاق کنيم و جز الله را عبادت نکنيم و چيزي را شريکش نشماريم و برخي از ما به جز خدا، برخي ديگر را به ربوبيت نگيريم».
از اين رو مبدأ و خالق عالم وجودي ثابت، قديم، ازلي، ابدي، عالم، قادر، حي، مريد، مدرک و غني بالذات است که يکتا و شريک و وزير و مانند ندارد و داراي جسم و عرض نيست و فرزند ندارد ﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ﴾ و﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ﴾ بوده و مانند هيچ يک از مخلوقات خود نيست «تنزه عن مجانسة المخلوقين(1)»، حد ندارد، محدود نيست، در طرف و مکان ومحلي نيست زيرا اگر محدود باشد از غير حد خود غايب شده و بي‌خبر و عاجز خواهد بود. و اگر در محل و مکان و طرف باشد محتاج محل و مکان خواهد شد. و به هر چيزي احاطه دارد و محيط است. و در همه جا حاضر و ناظر است. و به هر چيز تواناست. 
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ (فصلت / 1)
﴿إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾.	(آل عمران / 120)
﴿إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ﴾	(هود / 92)
﴿وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ﴾	(بقره / 19)
﴿وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ﴾	(مجادله / 6 و بروج / 9)
﴿إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾	(بقره / 20)(2)
در تصور بشر نمي‌گنجد و براي بشر درک ذات او ممکن نيست. حضرت باقر -عليه السلام- مي‌فرمايد: «کلما ميزتموه بأوهامکم فهو مخلوق لکم مردود إليکم» يعني آنچه تصور کنيد مخلوق فکر شما خواهد بود و ممکن نيست مخلوق فکر شما خالق شما باشد، زيرا بشر از درک حقيقت کوچکترين آثار قدرت او عاجز است چه رسد به خود او چنانکه حضرت امير -عليه السلام- در دعاي قاموس مي‌فرمايد: «لاتبلغ کنهها عقول العقلاء وفهوم العلماء وأوهام الحکماء». يعني، به کنه آثار قدرت او خرد خردمندان و فهم دانشمندان و خيالات حکيمان نمي‌رسد.
----------------------------------------------------------------------------------
1) دعاي «صباح» حضرت علي(ع)
2) و مقطع پاره‌اي از آيات ديگر.بعضي خيال عقب گرد کرده‌اند و با ادعاي دروغين اصلاح‌طلبي اظهار مي‌دارند که بايد به روش سابقين برگشت، ولي مگر از راهي که با زحمت فراوان و مخارج هنگفت رفته و سودهايي که از آن برده‌اند، ممکن است برگردند. گاهي دم از موقوف ساخت آزمايشهاي اتمي و تقليل سلاحها مي‌زنند، بيچارگان نمي‌دانند که چيزي را که نمي‌خواستند چرا به وجود آورده‌اند، مگر هواي نفس که موجد بدبختي است دست برمي‌دارد.نصاري و هر يک از مذاهب باطله مي‌‌دانند تنها کسي که مي‌تواند مشت آنها را باز و در جامعه رسوا کند علماي مجاهد اسلامي مي‌باشند. پس تنها چيزي که مانع از پيشرفت مقاصد مسموم ايشان است دانشمندان حقيقي دين مي‌باشند. لذا با هر وسيله‌اي شده با تهمت و دروغ‌‌پردازي به علماي خيرخواه افترا مي‌زنند و هر چه مي‌توانند با کمک عالم نمايان خرافي ايشان را پيش مردم خوار و کوچک مي‌کنند و از نفوذ ايشان مي‌‌کاهند. مثلاً آثار عرفاء و شعرائي که علماي دي