یکا تدویر یافت که من یکی از شرکت‌کنند‌گاه فعال این کنفرانس بودم، شعار این سیمینار یا کنفرانس چنین بود: «با ترقی و پیشرفت اسلامی چگونه مبارزه کنیم؟» طی این سیمینار کشورهای اسلامی به کشورهای بیشتر فعال و کشورهای بیشتر مترقی چون مصر عراق و پاکستان و کشورهای دارای حب بیشتر به اسلام چون ایران، افغانستان، تاجکستان، چیچنیا، سودان، چاد و ترکیه تقسیم شدند.
این کنفرانس همه کشورهای شرکت‌کننده در آن را قناعت داد تا با جدیت روی موضوع تحقیق کنند که آن همه تحقیقات باید به یک سوال مهم پاسخ دهند و آن این که چگونه ممکن است، تا داخل صفوف مردم این کشورها گردیم، و برای مسیحی ساختن آنها کار کنیم.
و اگر این هدف برآورده نگردد، باید کلیسا به سوی خلق‌نمودن اختلافات و کشمکش‌ها، و فسادات داخلی در بین مردم آنجا رجوع کند.
چنانچه آنها در افغانستان به این هدف خویش رسیدند، کشور متحد و یکپارچه را به گروه‌های مختلف تقسیم نمودند، و بعد هم آتش جنگ را بین گروه‌های مختلف شعله‌ور ساختند، و برای هریک از گروه‌ها هرنوع کمک و مساعدت را به شکل جداگانه تقدیم نمودند.
وقتی کلیسا به سودان آمد، اسلام را دین اشرف و پیشتاز در جنوب سودان مشاهده کرد، و دید که سودان با عده زیاد از کشورهای اسلامی همجوار است، لهذا حاکم انگلیسی آن وقت سودان را امر کرد تا قانون مناطق تحت کفالت را تدوین کند که این قانون مردم شمال سودان را از داخل شدن به مناطق جنوب سودان منع می‌ساخت، و همچنان برعکس آن یعنی مردم جنوب را از دخول به مناطق شمال (که اکثریت مسلمان‌نشین در آن زندگی داشت) منع می‌کرد، تا نشر مسیحیت در جنوب سودان انکشاف یافته، و اسلام ضعیف گردد، و حکمروایی این قانون تا هنگام استرداد استقلال سودان در سال 1956م ادامه پیدا کرد.
و کلیسا هم اکنون برای سرکوبی نهضت اسلامی فعلی حاکم بر سودان برنامه‌ریزی می‌کند، چون عقیده دارند که این نهضت سد راه فعالیت و ترقی مسیحیت در سودان می‌باشد.سوال: کلیسا برای تحقق اهداف خویش در کشورهای که آن را کشورهای بسیار پیشرفته اسلامی می‌نامد در کنفرانس سال 1981 چه پلان‌ها را روی دست گرفت؟

جواب: از جمله اینگونه کشورها، عراق، مصر و پاکستان بودند و غرب در اثر فشار کلیسا آنها را در زیر ذره‌بین تحت مطالعه قرار داد تا آن کشورها را برای حکمروایی خویشتن آماده سازد، و این برنامه را از طریق به راه‌اندازی و آفریدن مشکلات و منازعات و مخالفت‌های داخلی از یکسو و از طریق خلق‌نمودن مشکلات بین این کشورها و همسایه‌گان‌شان از جانب دیگر به پیش برد، و هدف از این همه متوقف ساختن رشد و انکشاف علمی و تخنیکی در این کشورها و حمایت از رژیم صهیونیستی می‌باشد، مثلا در قضیه عراق، بریتانیا یکی از قدیمی‌ترین کشورهای اشغالگر عراق، صدام حسین را با نشان‌دادن چند نقشه قناعت داد که کویت یکی از مناطق خاک عراق است، و بعد از آن که صدام حسین داخل توطئه اشغال کویت گردید، امریکا چندین برنامه را روی کار گرفت که تا حال هم ادامه دارد، و توانست آنچه را که اراده داشت به دست آورد.سوال: شخص شما درین موضوع چه نقشی را بازی کردید، و کدامین جهت‌ها بودند که  شما با آنها همکاری داشتید؟

جواب: در کنفرانس مذکور بر ضرورت استخدام افراد علمانی (سیکولر) در راستای ضربه‌زدن به نهضت اسلامی فیصله به عمل آمد، قرار شد این کار از طریق کمک به سازمان‌ها و مجامع سیکولر و علمانی باید صورت گیرد، همچنان طی این کنفرانس فیصله صورت گرفت، تا بر یکی از کشورهای عربی فشار وارد کند که اعضای یک حرکت اسلامی را در زندان‌ها و توقیفگاه‌ها تحت لت و کوب و شکنجه بی‌رحمانه قرار دهد، و لو اگر سخن به جایی بکشد که افراد قیادی این تحریک تصفیه شده از بین بروند نقش من در این موضوع تا حد تسلیم‌نمودن مبلغ یک میلیون و هشت صد هزار دالر امریکایی از کلیسای امستر دام واقع در هالند و رسانیدن آن به کلیسایی در آن کشور عربی بود، هدف از رسانیدن آن مبلغ به کلیسای کشور عربی این بود تا کلیسا آن را بالای عدة از کارمندان استخبارات آن کشور و بالای عده از سازمان‌های سیکولر آن کشور به طور مشخص غرض سرکوب‌کردن جنبش اخوان المسلمین به مصرف برساند، و این کار در بین سال 1996 و 1998 صورت گرفت.سوال: کدام اشخاص و جهت‌ها در آن کنفرانس اشتراک داشتند؟

جواب: نمایندگان کلیساهای کشورهای عربی و اسلامی، و نمایندگان کلیساهای کشورهای غربی در آن شرکت داشتند، و محور مرکزی فعالیت‌های این کنفرانس عبارت بود از این که چگونه کلیسا می‌تواند بر همه دول عربی و اسلامی حکمروایی نماید؟ چه تحت پوشش خدمات انسانی و بشری و چه از طریق فشارآوردن بر حکومت، و چه هم از راه‌ها و اسالیب مختلفی که قبلاً تذکر داده شد.سوال: فکر نمی‌کنید گفته‌های تان خطرناک باشد و زندگی شما را با خطر مواجه سازد؟

جواب: این را می‌دانم، ولی قصد دارم، حقایق و واقعیت‌های را که در عقب پرده‌ها و دهلیزهای کلیسا برخلاف اسلام و مسلمانان جریان دارد افشاء سازم، به خصوص آنچه را بعد از ایمان‌آوردنم به اسلام دانسته‌ام، و من کسی نیستم که از مرگ بهراسم، به خصوص وقتی مرگ در راستای دفاع از دین عظیمی چون اسلام باشد.سوال: در کدامین کشورهای عربی و اسلامی حرکات تنصیری وجود دارد؟

جواب: اکثر کشورهای عربی و اسلامی شاهد موج‌های قوی تنصیری می‌باشد، و برای هر کشوری برنامه خاصی وجود دارد، و غرب می‌تواند در هر کشوری به اندازه دلخواه کلیسا بسازد که در این راستا غرب روش و اسلوب مختلف و متنوعی را به پیش می‌برد.سوال: چنانچه مشاهده می‌شود، تحت پوشش مبارزه علیه آنچه تروریزم بین المللی نامیده می‌شود، پلان منظمی برای سرکوبی فعالیت‌های خیریه اسلامی وجود دارد، شما تفاصیل این پلان را چگونه مشاهده می‌کنید؟

جواب: رشد فعالیت‌های موسسات خیریه اسلامی، باعث مزاحمت برای سازمان‌های تنصیری و کلیسایی گردید، لهذا برای توقف‌دادن به فعالیت‌های اینگونه سازمان‌های خیریه تدابیر مختلفی را روی دست گرفتند که از آن جمله می‌توان بر چند نمونه ذیل اشاره کرد:
1- توجیه و هدایت‌دادن به حکومت‌های کشورهای عربی و اسلامی جهت توقف‌دادن فعالیت‌های سازمان‌های دعوتی و موسسات خیریه اسلامی.
2- اقدام برای جلوگیری از فعالیت سازمانی‌های اسلامی از طریق مختلف، جهت تخلیه ساحه به نفع سازمان‌های نصرانی مربوط به کلیسا، تا بتوانند بدون هرگونه رقابت حقیقی، برای دعوت مسلمانان به سوی مسیحیت کار کنند.
3- انکشاف‌دادن به نقش سازمان‌های غربی که تحت پوشش کمک‌های بشری کار می‌کنند، تا بتوانند فعالیت‌های استخباراتی و جمع‌آوری معلومات را نیز انجام دهند.
4- وقتی کلیسا در به دست‌آوردن اهداف و مقاصد خویش ناکام ماند، باید عده افراد گماشته شده و مزدور را برای آفریدن فتنه، تخریب و برهم‌زدن امن و استقرار، استخدام کنند.سوال: از دیدگاه شما چرا غرب چنان یک هجوم قوی را علیه موسس