ل سه بار و در صورت نياز بيشتر غسل داده شود.
ب- تعداد غسل ها فرد باشد نه زوج.
ج- براي نظافت بيشتر با سدر، صابون و امثال آن ، غسل داده شود.
ح- با آخرين آب غسلش، مقداري مواد خوشبو مخلوط گردد و بهتر است كه از كافور استفاده شود.
خ- گيسوهاي زن را باز كنند و خوب شستشو دهند.
د- موهاي ميت را (چه زن باشد و چه مرد) شانه بزنند.
ذ- موهاي زن را به سه قسمت تقسيم كنند و پشت سرش آويزان كنند.
ر- غسل را از سمت راست و از اعضاي وضوي ميت شروع كنند.
ز- ميت مرد را مردان، و ميت زن را زنان، غسل دهند. مگر در موارد استثنايي كه شرح آن خواهد آمد. دليل موارد فوق. حديث ام عطيه است كه مي گويد: مشغول غسل دادن دختر رسول الله (ص)  بوديم كه آنحضرت (ص) آمد و فرمود: او را سه بار يا پنج بار يا هفت بار غسل دهيد و اگر صلاح دانستيد، بيش از اين غسل دهيد. ام عطيه مي گويد: پرسيدم كه تعداد غسل ها فرد باشد؟ فرمود: بلي. و افزود كه آخرين بار، او را با كافور و امثال آن غسل دهيد و هرگاه از غسل دادن فارغ شديد، مرا با خبر سازيد. ام اعطيه مي‌گويد: ما چنين كرديم. آنگاه رسول الله (ص)  ازارش را به سوي ما انداخت و فرمود: بدنش را با اين پارچه بپوشانيد. اعطيه مي گويد: موهاي زينب را به سه قسمت تقسيم كرديم. در روايتي ديگر آمده است كه : گيسوهايش را باز كرديم. سپس او را غسل داديم و موهايش را به سه قسمت تقسيم كرديم. دو گيسويش را پشت سر قرار داديم و ديگري را روي پيشاني‌اش انداختيم. ام عطيه مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود غسل را از سمت راست و از اعضاي وضو شروع كنيد.(3) 
س- پس از درآوردن لباسهاي ميت، پارچه اي روي آن قرار دهند و غسل دهنده نيز با پارچه يا دستكش، او را غسل دهد. زيرا در زمان رسول الله (ص)  چنين مي كردند. عايشه مي گويد: وقتي مي خواستند رسول الله (ص)  را غسل دهند، بخدا سوگند، نمي دانستيم لباسهاي رسول خدا را مانند ساير اموات درآوريم يا نه؟ پس از اين اختلاف، خداوند آنها را بخواب انداخت طوري كه چانه هاي همه روي سينه هايشان افتاده بود. سپس هاتفي آواز داد كه رسول اكرم را با لباسهايش غسل دهيد. آنگاه مردم برخاستند و رسول الله (ص)  را كه پيراهن بر تن داشت غسل دادند و روي همان پيراهن آب ريختند و با آن، بدنش را شستشو مي دادند. عايشه گفت: اگر قبل از اين مي دانستم نمي گذاشتم كه جز همسرانش ، كسي ديگر او را غسل دهد.(4) 
ش- البته شخصي كه در احرام بميرد نبايد او را مواد خوشبو زد. زيرا رسول الله (ص) در حديثي كه شرح آن گذشت ، فرمود:
«لا تُحَنِّطُوهُ وَلاَ تُطَيَّبُوهُ رَأْسَهُ فَإِنَّهُ يُبْعَثُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلَبِّيًا».
يعني در غسل و كفن شخص محرم، از مواد خوشبو استفاده نكنيد. زيرا او روز قيامت لبيك گويان حشر خواهد شد.
ص- زن و شوهر مي توانند يكديگر را غسل دهند و هيچگونه مانعي وجود ندارد. زيرا اصل بر جواز است و علاوه بر آن، دو حديث در تاييد آن آمده است:
1- «لَوْ كُنْتُ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ مَا غَسَّلَ النَّبِيَّ (ص) غَيْرُ نِسَائِهِ».(5) 
عائشه گفت: آنچه را كه هم اكنون برايم روشن است اگر قبل از اين مي دانستم، رسول خدا را جز همسرانش ، كسي ديگر غسل نمي داد.
2- «رَجَعَ إِلَيَّ النَّبِيُّ (ص) مِنْ جَنَازَةٍ مِنْ الْبَقِيعِ وَأَنَا أَجِدُ صُدَاعًا وَأَنَا أَقُولُ وَا رَأْسَاهُ قَالَ بَلْ أَنَا يَا عَائِشَةُ وَا رَأْسَاهُ قَالَ وَمَا ضَرَّكِ لَوْ مُتِّ قَبْلِي فَغَسَّلْتُكِ وَكَفَّنْتُكِ وَصَلَّيْتُ عَلَيْكِ وَدَفَنْتُكِ».(6) 
ترجمه: عايشه مي گويد: رسول الله (ص)  پس از اقامه نماز جنازه در بقيع، نزد من آمد. من سر درد شديدي داشتم و فرياد مي زدم. واي سرم! رسول الله (ص) فرمود: من نيز سر درد دارم و افزود: به تو چه ضرري مي رسد، اگر قبل از من بميري، من تو را غسل مي دهم، كفن مي كنم و بر تو نماز مي خوانم و دفنت مي كنم.
ض- ميت را كسي غسل دهد كه احكام آن را بهتر مي داند، بويژه اگر از نزديكان و خويشاوندان او باشد. زيرا غسل دهندگان رسول الله (ص)  چنين بودند. چنانكه علي (رض) مي گويد: من رسول الله (ص)  را غسل دادم و به دقت مواظب بودم، آنچه كه از ساير اموات ديده مي شد، از وي مشاهده نگرديد. رسول الله (ص)  در حال حيات و همچنين پس از مرگ پاكيزه بودند.(7) 
30- غسل دادن ميت، اجر فراوان دارد، البته با دو شرط:
اول: غسل دهنده اگر چيز ناگواري از ميت مشاهده كند، آن را كتمان نمايد. رسول الله (ص)  مي فرمايد:
هر كس مرده‌اي را غسل دهد و اگر چيز ناگواري مشاهده كرد پنهان نمايد، خداوند گناهان او را چهل بار مي بخشد و هر كس براي او قبري بكند خداوند او را خانه‌اي در بهشت مي دهد و هر كس كفن بپوشاند خداوند او را از لباسهاي ابريشمي بهشت مي‌پوشاند. 
(روايت حاكم و بيهقي و حديث مطابق با شرايط مسلم، صحيح است).
دوم: هدف غسل دهنده خشنودي خداوند باشد و خواستار مزد و منتظر سپاس و تشكر از مردم نباشد. زيرا خداوند، عباداتي را مي پذيرد كه بر مبناي اخلاص و صرفاً به منظور خشنودي او انجام بگيرد. روايات زيادي در اين باره وجود دارد كه ما به ذكر شش مورد از آنها اكتفا مي كنيم:
1-خداوند مي فرمايد:
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا)(8)
ترجمه: اي پيامبر (ص) بگو: من مانند شما انساني هستم كه خداوند بر من وحي نموده كه خداي شما يكي است. پس هر كس مي خواهد پروردگارش را ملاقات كند، بايد عمل نيك انجام دهد و كسي را با پروردگارش شريك نگرداند.
2- و همچنين مي فرمايد:
(وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ)(9)
(آنان امر نشدند، مگر اينكه با اخلاص خدا را اطاعت كنند).
3- رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ».(10) 
ترجمه: پذيرش اعمال انسان به نيت ها بستگي دارد، پس انسان آنچه را كه نيت مي كند، مي برد. هر كس نيت هجرتش براي خدا و رسول باشد، آن عمل براي خدا و رسول قرار مي گيرد، و هر كس براي دنيا يا بدست آوردن زني هجرت كند، هجرتش در همان جهت قرار خواهد گرفت.
4- رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«بَشِّرْ هَذِهِ الأُمَّةَ بِالسَّنَاءِ وَالرِّفْعَةِ وَالدِّينِ وَالنَّصْرِ وَالتَّمْكِينِ فِي الأَرْضِ وَهُوَ يَشُكُّ فِي السَّادِسَةِ قَالَ فَمَنْ عَمِلَ مِنْهُمْ عَمَلَ الآخِرَةِ لِلدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي الآخِرَةِ نَصِيبٌ».(11) 
ترجمه: اين امت را به روشني و قدرت در شهرها و فتح و سربلندي در دين بشارت بده. و هر كس از آنان كه كار آخرت را براي دست يابي به دنيا انجام دهد، در آخرت نصيبي نخواهد داشت.
5- «عَنْ أَبِي أُمَامَةَ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ أَر