 است. نزد ايشان رفتم و ابراز همكاري نمودم. ايشان ترجمه ي خود را جهت تكميل به بنده سپردند.
بنده هم به نوبه خود، ترجمه اش را كامل نمودم و اين كتاب ارزشمند به زيور طبع، آراسته شد و چاپ اول آن با استقبال شديد مردم مواجه گرديد. لذا بنده تشويق شدم تا چاپ دوم آنرا با تجديد نظر و ويرايش جديد ارائه دهم. در اينجا بر خود لازم مي دانم كه از تمامي كساني كه با پيشنهادات سازنده خويش مرا در تصحيح و ويرايش اين كتاب ياري كردند، تشكر و قدرداني نمايم و از خداوند عزوجل مسئلت مي نمايم كه آنرا روز قيامت در ميزان حسنات من و آنان قرار دهد. 
به اميد اينكه همواره توفيق احيا و نشر سنتهاي صحيح رسول خدا را داشته باشيم.
«و ما توفيقي إلا بالله عليه توكلت و إليه أنيب»
					
ابو حسانه عبدالله ريگي احمديمقدمه مؤلف

إن الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و من سيئات أعمالنا من يهده الله فلامضل له و من يضلل فلاهادي له و أشهد أن لا إله إلاالله و أشهد أن محمداً عبده و رسوله.
همه نيك مي دانيم كه سنت و روش سول خدا در ساير موارد و همچنين در مورد جنازه، بهترين شيوه و روش است. سنت آنحضرت در اين مورد اينگونه بود كه هنگام بيماري افراد، به عيادت آنان مي‌رفت و آنها را براي آماده شدن جهت سفر آخرت تذكر مي داد و به نوشتن وصيت و همچنين توبه امر مي نمود و در لحظات پاياني به آنان شهادتين را تلقين مي فرمود.
و پس از وفات، ميت را به بهترين وجه براي ملاقات خدا، تجهيز و تكفين 
مي نمود، و خود و اصحابش صف مي بستند و بر او نماز مي گزاردند و برايش طلب مغفرت مي نمودند.
سپس جنازه را بر دوش حمل نموده، تا قبرستان تشييع مي كردند و به خاك 
مي سپردند و خود و اصحابش پس از خاكسپاري، براي او از درگاه ايزد منان، ثبات و پايداري مي طلبيدند.
پس از آن نيز گاهي اوقات به قبرش سر مي زدند و به او سلام نموده،  برايش دعا مي كردند.
و بازماندگان ميت را از زدن به سر و صورت، چاك كردن سينه، كندن مو و بلند كردن صدا براي نوحه و غيره منع مي فرمود. البته حزن و اندوه و اشك ريختن بدون سر و صدا را براي عزيز از دست رفته، مشروع قرار داده و فرموده است:«ديدگان اشك مي ريزند و دل اندوهگين مي شود ولي ما سخني كه باعث نا خشنودي پروردگار باشد، بر زبان نمي آوريم».(1) 
از آنجا كه بسياري از مردم، از سنت پيامبر، در ساير عبادات و همچنين در مورد مسايل مربوط به ميت،‌فاصله گرفته اند، چندي پيش يكي از برادران از من خواست كه رساله ي مختصر و مفيدي پيرامون احكام و مسايل جنازه بنويسم.
بنده از آنجا كه شيفته ي احياي سنت و مبارزه با بدعت بودم، به ايشان قول دادم كه بزودي رساله اي پيرامون اين مساله خواهم نوشت. ولي هنوز شروع نكرده بودم كه متوجه گستردگي بحث مورد نظر، شدم و به يقين دانستم كه اين بحث در رساله مختصري نخواهد گنجيد. بنابراين از آن برادر بزرگوار پوزش طلبيدم و گفتم: براي تهيه ي كتاب مفصلي در اين مورد، وقت ندارم. ايشان دست بردار نشد و چندين بار اصرار ورزيد تا سرانجام مجبور شدم به خواسته ايشان تن دهم و پس از سه ماه تلاش شبانه روز، موفق به گرد آوري كتاب حاضر شدم.
و در پايان. بخشي از شيوه هاي رايج را كه از رسول الله (ص)  به ثبوت نرسيده است به نقل از ديگر علما و انديشمندان اسلامي آورده ام. اميد است خداوند اين كتاب را براي خوانندگان، سودمند قرار دهد و از پاداش معنوي آن، بنده و آن برادري را كه باعث جمع آوري آن گرديد و ساير كساني را كه به نوعي همكاري داشته اند بهره مند گرداند.
محمد ناصر الدين آلباني
دمشق 24 محرم 1388 هـ
-----------------------------------------------------
1) الاحاديث الصحيحه (1731).1ـ بيمار بايد به قضا و قدر الهي خشنود باشد و در برابر تقدير الهي، صبر پيشه كند و گمانش را نسبت به پروردگارش نيكو گرداند، كه چنين وضعيتي به نفع او خواهد بود. رسول الله (ص)  مي فرمايد:
«عَجَبًا لأَِمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ وَلَيْسَ ذَاكَ لأَِحَدٍ إِلاَّ لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ».(1) 
ترجمه: شأن مومن شگفت انگيز است، زيرا تمام امورش به خير او تمام مي شود و اين وضعيت را بجز مومن، كسي ديگر ندارد. مومن هنگام شادي، خدا را سپاس مي گويد، و اين به نفع اوست. و هنگام مصيبت، صبر پيشه مي كند باز هم به خير اوست.
در حديثي ديگر مي فرمايد: 
«لاَ يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ الظَّنَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»(2) 
(هيچ كس از شما نميرد، مگر اينكه گمانش نسبت به پروردگارش نيكو باشد.)
2- حالت بيمار در هنگام مرض موت ، بايد ميان بيم و اميد باشد، در برابر گناهاني كه انجام داده از خدا بترسد و در عين حال، به رحمت پروردگار، اميدوار باشد.
از حضرت انس (رض) روايت است: «أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَى شَابٍّ وَهُوَ فِي الْمَوْتِ فَقَالَ كَيْفَ تَجِدُكَ قَالَ وَاللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنِّي أَرْجُو اللَّهَ وَإِنِّي أَخَافُ ذُنُوبِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لاَ يَجْتَمِعَانِ فِي قَلْبِ عَبْدٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ إِلاَّ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا يَرْجُو وَآمَنَهُ مِمَّا يَخَافُ»(3) 
ترجمه: رسول اكرم (ص) نزد جواني كه در بستر مرگ بسر مي برد، رفت و پرسيد: خود را در چه حالتي مي بيني؟ گفت: اي پيامبر خدا (ص) بخدا سوگند، من به رحمت هاي خداوند اميدوارم و در عين حال، از گناهانم بيمناك هستم. رسول اكرم (ص) فرمود: بيم و اميد در چنين حالتي در دل هيچ مسلماني جمع نمي‌شوند، مگر اينكه خداوند آنچه را كه او اميدوار است به وي مي‌دهد و از آنچه كه بيم دارد، نجات‌اش مي‌دهد.
3- با وجود بيماري سخت، براي بيمار، جايز نيست كه آرزوي مرگ نمايد. چنانكه ام الفضل روايت مي كند:
«أَنَّ النَّبِيَّ (ص) دَخَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ وَهُوَ يَشْتَكِي فَتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ يَا عَبَّاسُ يَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ لاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتَ مُحْسِنًا تَزْدَادُ إِحْسَانًا إِلَى إِحْسَانِكَ خَيْرٌ لَكَ وَإِنْ كُنْتَ مُسِيئًا فَإِنْ تُؤَخَّرْ تَسْتَعْتِبْ خَيْرٌ لَكَ فَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ»(4) 
ترجمه: رسول اكرم (ص) وارد خانه شد. عباس؛ عموي پيامبر اكرم (ص) ؛ كه بيمار بود، آروزي مرگ كرد. رسول الله (ص) فرمود: عمو جان ! آرزوي مرگ نكن. زيرا، اگر نيكوكار باشي، با زنده ماندن، فرصت نيكي بيشتر مي يابي و اگر بدكار باشي، با زنده ماندن، فرصت توبه از گناهان به تو مي رسد و اين برايت بهتر است. پس آرزوي مرگ مكن.
و در حديث انس آمده است كه رسول الله (ص)  فرمود:
«فَإِنْ كَانَ لاَ بُدَّ فَاعِلاً فَلْيَقُلْ اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مَا كَانَتْ الْحَيَاةُ خَيْرًا لِي وَتَوَفَّنِي إِذَا كَانَتْ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي» (بخاري، مسلم، بيهقي و ديگران)
ترجمه: اگر كسي ناچار بود. چنين بگويد: پروردگارا! تا زماني كه زنده 