 شود و از فتنه قبر محفوظ مي ماند.
2- «كُلُّ مَيِّتٍ يُخْتَمُ عَلَى عَمَلِهِ إِلاَّ الَّذِي مَاتَ مُرَابِطًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنَّهُ يُنْمَى لَهُ عَمَلُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَيَأْمَنُ مِنْ فِتْنَةِ الْقَبْرِ».(24) 
ترجمه: عمل هر كس با مردنش به پايان مي رسد. مگر كسي كه در حال پاسداري از مرزهاي اسلام بميرد. عمل چنين شخصي تا قيامت رشد داده مي شود و از عذاب قبر در امان خواهد ماند.
هيجدهم: مردن در حال انجام عمل نيك: در حديث آمده است كه :
«مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ قَالَ حَسَنٌ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ خُتِمَ لَهُ بِهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ صَامَ يَوْمًا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ خُتِمَ لَهُ بِهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ خُتِمَ لَهُ بِهَا دَخَلَ الْجَنَّة».(25) 
ترجمه: هر كس براي رضاي خدا لا اله الا الله بگويد و خاتمه اش نيز  با همين كلمه باشد، به بهشت مي رود. و هر كس، براي رضاي خدا روزه بگيرد و خاتمه اش با روزه باشد، به بهشت مي رود. و هر كس براي رضاي خدا صدقه دهد و خاتمه اش با اين كار باشد، به بهشت مي رود.
---------------------------------------------------
1) حاكم و غيره و سند آن حسن مي باشد.
2) احمد و سندش صحيح است.
3) احمد و ترمذي.
4) احمد و ترمذي.
5) ترمذي، ابن ماجه و احمد و سند آن صحيح است.
6) نسائي و سند آن صحيح است.
7) مسلم از ابوهريره .
8) ابوداود و حاكم و بيهقي و سند آن حسن است.
9) بخاري، طيالسي و احمد.
10) بخاري، بيهقي و احمد.
11) احمد و طبراني في الكبير.
12) مسلم.
13) نسائي، ترمذي، ابن حبان، طيالسي و احمد و سند آن صحيح است.
14) بخاري، مسلم، ترمذي و احمد.
15) احمد و دارمي و طيالسي و سند آن صحيح است.
16) مالك، نسائي، ابوداود، ابن حبان، حاكم و احمد و سند آن صحيح است.
17) مجمع الزوائد.
18) بخاري، مسلم، ابوداود و نسائي.
19) مسلم، نسائي، احمد.
20) نسائي و احمد و مطابق با شرايط امام مسلم است.
21) ابوداود، ترمذي، احمد و نسائي و سند آن صحيح است.
22) نسائي.
23) مسلم، نسائي و ترمذي.
24) ابوداود، ترمذي، حاكم ، احمد و حديث مطابق شرايط بخاري و مسلم است.
25) روايت احمد از حذيفه و سند آن صحيح است.2- ذكر خير ميت از طرف جمعي از مسلمانان راستين و حداقل دو نفر اهل علم و ايمان از همسايگان كه درباره او اطلاع كافي داشته باشند، موجب رفتن ميت به بهشت مي شود.
در اين باره چند حديث آمده است:
1-انس (رض) مي گويد:
«جنازه اي از كنار رسول الله (ص)  گذشت. مردم او را به نيكي ياد كردند. و ذكر خيرش همچنان ادامه يافت. و گفتند: او خدا و رسول خدا را دوست داشت. رسول الله (ص) فرمود: «وجبت، ‌وجبت، وجبت» (واجب شد، واجب شد) سپس جنازه ديگري از كنار رسول الله (ص) گذشت. و مورد نكوهش قرار گرفت و مردم درباره او گفتند: مرد بدي براي دين خدا بود. رسول الله (ص) فرمود: « وجبت، وجبت، وجبت» يعني واجب شد، واجب شد. عمر (رض) عرض كرد: پدر و مادرم فدايت باد. جنازه اول گذشت ،‌مردم او را به نيكي ياد كردند، شما فرموديد: واجب شد، واجب شد. سپس جنازه ديگري گذشت كه مردم او را به بدي ياد كردند، باز هم شما فرموديد: واجب شد، واجب شد، واجب شد، رسول الله (ص) فرمود: هر كسي كه شما او را به نيكي ياد كنيد، بهشت برايش واجب 
مي شود و هر كسي را كه به بدي ياد كنيد، دوزخ برايش واجب مي شود. و افزود كه فرشتگان گواهان خدا در آسمان هستند و شما گواهان خدا در زمين، و اين كلمه را سه بار تكرار كرد. در روايتي ديگر آمده است: مومنان گواهان خدا در زمين هستند.
همانا خداوند فرشتگاني دارد كه بر زبان بندگان، خوبي ها و بديهاي افراد را بيان مي كنند.(1) 
2- ابو اسود دؤلي مي گويد: وارد مدينه شدم. در آنجا نوعي بيماري شيوع پيدا كرده بود و مردم را به كام مرگ مي‌فرستاد. نزد عمر بن خطاب (رض) نشسته بودم كه جنازه اي از كنار ايشان گذشت و مورد ستايش قرار گرفت. عمر بن خطاب فرمود: وجبت (واجب شد) . عرض كردم: اي امير المومنين! چه چيزي واجب شد؟ فرمود: آنچه را كه رسول خدا (ص) فرموده بود، من گفتم. آنحضرت (ص) فرمود: هر مسلماني كه چهار نفر از او به خوبي ياد كنند ، خداوند او را وارد بهشت خواهد ساخت. عرض كردم: سه نفر چطور؟ فرمود: سه نفر نيز همين حكم را دارد. پرسيدم: دو نفر چطور؟ فرمود: دو نفر نيز همين حكم را دارد. رواي مي گويد: درباره يك نفر سوال نكرديم.(2) 
3- هر مسلماني كه بميرد و چهار نفر از همسايگان نزديكش بگويند: ما جز خوبي، چيز ديگري از وي نديده ايم، حق تعالي مي فرمايد:« سخن يا گواهي شما را پذيرفتم و آنچه را كه شما در مورد او نمي دانيد، بخشيدم.»(3) 
توجه: آنچه كه در اين سه حديث بيان گرديد مخصوص صحابه و زمان آنها نيست. بلكه شامل تمام مومناني است كه در ايمان و علم و صداقت از صحابه پيروي مي كنند.
برخي پس از نماز جنازه ، از مردم درباره ميت مي پرسند و مي گويند: شما درباره او چه گواهي مي دهيد؟ آنگاه خودشان مي گويند: در حق او گواهي خير بدهيد. و 
مي گويند: انسان نيكي بود، اهل خير بود و ... اين سوال و اين گواهي از سلف صالح روايت نشده است و بدعت مي باشد. و در واقع هدف حديث، اين نيست. بلكه گواهي اي است كه با واقعيت مطابقت داشته باشد.
چنانكه در حديث سابق آمده بود كه خداوند، فرشتگاني دارد كه از زبان مردم خوبي ها و بديهاي انسان را بيان مي دارند.(4) 
-------------------------------------------
1) بخاري و مسلم.
2) بخاري، نسائي، ترمذي.
3) احمد، حاكم.
4) احمد، ابن حبان و حاكم وبر اساس شرط مسلم صحيح است.27- مردن هنگام ماه يا خورشيد گرفتگي ، حاكي از بزرگي و كرامت شخص نمي باشد. و اين باور كه چنين پديده اي نشانه عظمت و بزرگي متوفي است، از جمله پندارهاي باطل دوران جاهلي است كه رسول الله (ص) روز وفات فرزندش ابراهيم كه خورشيد گرفتگي بوقوع پيوست، بر آن خط بطلان كشيد. در آن روز رسول الله (ص)  سخنراني كرد و پس از حمد و ثنا، فرمود: اي مردم! در زمان جاهليت مردم بر اين باور بودند كه ماه و خورشيد گرفتگي در اثر مرگ يكي از شخصيت هاي مهم پيش خواهد آمد. اما بدانيد كه ماه و خورشيد ، نشانه هاي قدرت خدا هستند و بخاطر مرگ يا حيات كسي دچار گرفتگي نمي‌شوند . البته خداوند بدين طريق بندگانش را مي ترساند، هر گاه چنين مواردي را مشاهده كرديد، به ياد الله بيفتيد و به استغفار و دعا پناه ببريد. نماز بخوانيد، صدقه بدهيد و به مساجد برويد تا آن حالت، برطرف گردد.28- وقتي كسي وفات يافت، بايد جمعي از مردم براي غسل دادن وي ‌مبادرت ورزند. شرح اين مورد در مبحث شماره 17 گذشت. اما وجوب غسل دادن ميت، در احاديث متعددي آمده است:
1- رسول الله (ص)  درباره كسي كه در حالت احرام از بالاي شتر افتاد و فوت كرد، فرمود: «اغسلوه بماء و سدر» ( او را با آب و سدر غسل دهيد).(1) 
2- همچنين رسول الله (ص)  درباره دخترش؛ زينب؛ فرمود: 
«اغْسِلْنَهَا ثَلاَثًا أَوْ خَمْسًا أَوْ  سَبعاً أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ».(2) 
(سه بار، پنج بار،  هفت بار يا بيشتر از آن، او را غسل دهيد).
2- در غسل دادن ميت، نكات زير رعايت شود:
الف- حداق