اوم و طولاني باشد و مردم بعد از مردن صاحب صدقه ، از آن بهره مند شوند. مانند: ساختن مدرسه، راه، پل ، بيمارستان و ...)
2-علم و اثري ازخود بر جاي گذاشته باشد (كه براي مردم نفع داشته باشد، مانند : نوشتن كتاب، ترجمه، تاليف، تعليم قرآن و علوم ديني و...)
3-فرزند نيك و صالح كه براي والدين خود دعاي خير كند.
دوم) حضرت قتاده (رض) روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود:
«خَيْرُ مَا يُخَلِّفُ الرَّجُلُ مِنْ بَعْدِهِ ثَلاَثٌ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ وَصَدَقَةٌ تَجْرِي يَبْلُغُهُ أَجْرُهَا وَعِلْمٌ يُعْمَلُ بِهِ مِنْ بَعْدِهِ».(12) 
ترجمه: بهترين چيزي كه پس از مرگ براي انسان مفيد و كارآمد خواهد بود، عبارت است از : 1- فرزند صالحي كه براي پدر و مادر دعاء كند. 2- صدقه اي كه نفعش مستدام باشد. 3- علمي كه بعد از مردن صاحب علم، ديگران از آن بهره مند شوند.
سوم) ابوهريره (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص)  فرمود:
«إِنَّ مِمَّا يَلْحَقُ الْمُؤْمِنَ مِنْ عَمَلِهِ وَحَسَنَاتِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ عِلْمًا عَلَّمَهُ وَنَشَرَهُ وَوَلَدًا صَالِحًا تَرَكَهُ وَمُصْحَفًا وَرَّثَهُ أَوْ مَسْجِدًا بَنَاهُ أَوْ بَيْتًا لاِبْنِ السَّبِيلِ بَنَاهُ أَوْ نَهْرًا أَجْرَاهُ أَوْ صَدَقَةً أَخْرَجَهَا مِنْ مَالِهِ فِي صِحَّتِهِ وَحَيَاتِهِ يَلْحَقُهُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ أو».(13) 
ترجمه: اعمالي كه بعد از مرگ نيز ثوابشان ادامه مي يابد، عبارت اند از: علمي كه آن را به ديگران آموخته و منتشر كرده است. فرزند صالحي كه تربيت كرده و بر جاي گذاشته است. قرآني كه تعليم داده و ديگران آن را از او به ارث برده اند، مسجد و يا مسافرخانه اي كه ساخته است. نهر آبي كه آن را حفر كرده و صدقه اي كه آن را در زندگي و در حال صحت از مال خود داده است.
چهارم) در حديثي طولاني كه از جرير بن عبدالله نقل شده، در بخشي از آن آمده است كه رسول الله (ص)  فرمود: هر كس در اسلام عمل درست و مفيد و سنت حسنه اي را رواج دهد، مادامي كه ديگران بدان عمل كنند، به او اجر و ثواب مي رسد بدون اينكه از اجر و ثواب آنها كم شود و هر كس شيوه و عمل غلط و ناصحيحي را بنا نهد، مادامي كه ديگران بدان عمل كنند، او نيز در گناه با آنان شريك است. بدون اينكه از گناه آنان چيزي كاسته شود. آنگاه رسول الله (ص) اين آيه را تلاوت فرمود:
( نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ )(14) 
---------------------------------------------------------
1) الحشر: 10 . 
2) مسلم (8/82-87) ابوداود (1/240) و احمد.
3) بخاري (4/156)، مسلم، ابوداود، بيهقي، طحاوي و احمد.
4) ابوداود (2/81)، نسائي، بيهقي و احمد.
5) نجم : 32 . 
6) ابوداود، نسائي، ترمذي، دارمي، ابن ماجه، حاكم، طيالسي و احمد.
7) بخاري (3/198-5/399-400) مسلم(3/81-5/73) ،مالك در «الموطا»، ابو داود، نسائي، ابن ماجه ، بيهقي و احمد.
8) بخاري، ابو داود، نسائي ، ترمذي ، بيهقي و احمد.
9) ابوداود كتاب وصايا، بيهقي و احمد با سند حسن.
10) يس: 12 . چيزهايي را كه در دنيا پيشاپيش فرستاده اند و كارهايي كه كرده اند و همچنين چيزهايي كه در آن بر جاي نهاده اند را مي نويسيم.
11) مسلم، بخاري، نسائي، بيهقي، طحاوي، ابوداود و احمد. قيد صالح آورده شد، بخاطر اينكه فرزند غير صالح نمي تواند به والدين خود نفعي برساند و اينكه فرمود: يدعوله ( برايش دعا بكند) بخاطر تشويق فرزند به دعا نمودن در حق والدين است وگرنه پدر و مادر از هر عمل نيك و عبادت فرزندشان سهمي مي برند.
12) ابن ماجه، طبراني در «معجم الصغير» ، منذري در «الترغيب» ابن جمان و ابن عبدالبر.
13) ابن ماجه با سند صحيح.
14) بخاري، مسلم، نسائي، دارمي، طحاوي، بيهقي ، طيالسي ، احمد ابن ابي حاتم و ابن ماجه .
توجه: برخي از اهل بدعت بر اساس همين حديث ، بدعت را به دو نوع حسنه و سيئه تقسيم كرده اند. بايد گفت: كه اين تقسيمي غير منصفانه و باطل است. زيرا با شأن ورود حديث مخالفت دارد. چون همانطور كه استحضار داريد،‌حديث بر احياي سنتها تشويق نموده است نه براي احداث بدعت. و اگر ما بپذيريم كه مراد از سنت در اين حديث، بدعت است، پس در اينجا بدعت به حسن و زشت توصيف شده است. و اهل سنت بر اين باور هستد كه حسن و قبح دو امر شرعي مي باشند نه عقلي آنطور كه معتزليها مي پندارند. بنابراين وقتي در مورد مساله اي گفته شود كه اين بدعت حسنه است و براي حسن بودن آن از كتاب خدا و سنت پيامبر دليلي ارائه گردد، ديگر جاي اعتراض باقي نمي ماند و مراد از بدعت در چنين مواردي فقط همان جنبه لغوي آن است. همانطور كه عمر بن خطاب (رض) بعد از برپائي جماعت تراويح ، فرمود: «نعمت البدعة هذه» (چه خوب بدعتي است) در حالي كه رسول الله (ص)  قبل از ايشان تراويح را با جماعت خوانده بود. همچنين است سيئه كه اگر سنت سيئه  بودن آن از دليل شرعي ثابت باشد، سية است.115- زيارت به معني ديدن و سر زدن به قبرستان براي تذكر مرگ و مراحل پس از مرگ جايز و مشروع مي باشد.مشروط بر اين كه در كنار قبر و گورستان، سخنان و حركت هائي كه موجب ناخشنودي پروردگار عالم باشد، انجام نگيرد. مانند : صدا زدن اهل قبور و كمك خواستن از مردگان و تزكيه كردن آنان و بهشتي دانستن ايشان در اين خصوص احاديثي بشرح زير از رسول الله (ص)  نقل شده است:
1-از بُريده بن حُصيب (رض) روايت شده است كه رسول الله (ص) فرمود:
«أنّي كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا فإنَّها تُذَكَّركُم الآخرةَ وَ لتَزِدْكُم زيارَتُها خيراً فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَزُورَ فَلْيَزُرْ وَلَا تَقُولُوا هُجْرًا».(1) 
ترجمه: قبلاً شما را از زيارت قبور منع كرده بودم، ولي اكنون از آنها ديدن كنيد. زيرا زيارت قبور شما را به ياد آخرت مي اندازد. و اين زيارت به گونه اي باشد كه بر خير و خوبي هاي شما بيافزايد. هر كس مايل به زيارت قبور است، آنها را زيارت كند ولي سخن بيهوده نگوئيد.
امام نووي رحمه الله عليه در «المجموع» مي نويسد:
هجر يعني سخن بيهوده و باطل . زيارت قبور در ابتداء به اين دليل منع شده بود كه هنوز مردم از دوران جاهليت زياد فاصله نگرفته بودند، بسياري از اوقات، هنگام زيارت قبور، سخنان باطل و بيهوده مي گفتند . اما وقتي سنن و شيوه هاي اسلام تثبيت و مستقر شد و راه و رسم آن جا فتاد جايز شمرده شد. به همين علت، رسول الله (ص)  وقتي زيارت قبور را جايز شمرد، از باب احتياط فرمود: «و لا تقولوا هجراً» آنجا سخن بيهوده نگوئيد.
توجه: بي ترديد بر همگان روشن است، آنچه كه امروز عامه مردم موقع زيارت قبور انجام مي دهند. مانند: صدا كردن ميت، استعانت از وي، يا خواستن از خدا بحق ميت، اينها همه از جمله بزرگترين سخنان بيهوده و باطل مي باشند و وظيفه علماء است كه حكم خدا را در اين خصوص بيان كرده و مردم را به سوي سنت رسول الله (ص)  راهنمايي كنند و هدف زيارت را براي مردم روشن نمايند. سنعاني در «سبل السلام» (2/162) بعد از نقل احاديث زيارت قبور و بيان حكمت آن مي گويد: همه اين احاديث دال بر جواز زيارت قبور و حكمت آن مي باشند . و اين كه فلسفه زيارت قبور ،عبرت آموختن و تذكير است. ه