كبير، نماز جنازه او را برگزار كرد.(47) 
5- رسول خدا فرمود: هر كس نماز جنازه را در مسجد بخواند به او هيچ پاداشي نمي رسد. (الصحيحه 2352). 
72-خواندن نماز جنازه در ميان قبرها جايز نيست. بدليل حديث نقل شده از انس (رض) كه مي گويد: 
«ان النبي (ص) نهي أن يصلي عن الجنائز بين القبور».(48) 
(نبي اكرم (ص) از برگزار نمودن نماز جنازه در ميان قبرها منع كرد).
73-امام در نماز جنازه در مقابل سر ميت مرد و در برابر پهلوي ميت زن بايستد در اين خصوص دو حديث وجود دارد:
1-ابوغالب خياط مي گويد: با انس ابن مالك همراه بودم. او بر جنازه اي نماز خواند و در برابر سر ميت ايستاد. (در يك روايت ديگر بجاي سر ميت، سر تخت آمده است) ابوغالب مي گويد: وقتي آن جنازه برداشته شد، جنازه زني آورده شد.(از قريش، يا از انصار) به انس بن مالك گفته شد: اي ابو حمزه! اين جنازه فلان زن،‌دختر فلاني است بر او نماز بخوان. انس بن مالك در برابر پهلو (وسط) آن جنازه ايستاد و نماز خواند. علاء بن زياد عدوي، كه از تابعين بزرگ بود نيز در آنجا حضور داشت. وقتي ديد كه انس بن مالك در ايستادن بر جنازه زنان و مردان، تفاوت قائل است، گفت: اي ابو حمزه! آيا اين، سنت رسول خدا (ص) است؟ گفت: بلي. آنگاه علاء بن زياد عدوي رو به ما كرد و گفت: اين روش ايستادن را ياد بگيريد و بخاطر بسپاريد.(49) 
و اين قول جمهور علما مانند امام شافعي، احمد،‌اسحاق و برخي از احناف است. بلكه خود امام ابوحنيفه آنطور كه صاحب هدايه نقل كرده و ابويوسف آنطور كه امام طحاوي در شرح معاني الآثار ذكر نموده، معتقد به همين بوده‌اند. و اما اينكه صاحب هدايه ايستادن د رمقابل سينه‌ي ميت مرد و زن را ترجيح داده و اكثر احناف نيز بدان معتقد‌اند به دليل اينكه قلب در آنجا قرار دارد و جاي ايمان در قلب است بايد گفت كه اينها تعليل هاي باطل و مخالف با سنت صريحي است كه انس به آن اشاره كرد و گفت: هو السنه اي كاش اينگونه جسورانه در مقابل سنت موضع گيري نمي‌كردند . در حالي كه امامان آنها و امام طحاوي معتقد به آن بوده‌اند.
2- سمره بن جندي مي گويد:
«صَلَّيْتُ خَلْفَ النَّبِيِّ (ص) وَصَلَّى عَلَى أُمِّ كَعْبٍ مَاتَتْ وَهِيَ نُفَسَاءُ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِلصَّلاَةِ عَلَيْهَا وَسَطَهَا». (50) 
(رسول الله (ص)  برام كعب كه در جريان زايمان فوت كرده بود، ‌نماز جنازه خواند  و من نيز پشت سر ايشان نماز مي خواندم. پيامبر (ص) در برابر پهلوي او ايستاد).
حديث فوق به وضوح نشانگر اين مطلب است كه سنت است امام در مقابل وسط جنازه زن بايستد و حديث انس كه فرمود:«عند عجيزتها» عيناً همين معني را دارد. بلكه در اين مورد، واضح تر است.
73-در نماز جنازه چهار يا پنج الي نه تكبير گفته شود. همه اين موارد از رسول الله (ص) ثابت است. به هر كدام كه عمل شود، كفايت مي كند. البته بهتر است كه متنوع باشد. يعني، گاهي چهار و گاهي پنج و گاهي نه تكبير گفته شود. همانطور كه در موارد مشابه آن، مانند دعاي استفتاح ، صيغه هاي تشهد و درود ابراهيمي چنين گنجايشي وجود دارد. و اگر خواسته باشيم همواره پايبند يك روش باشيم، در اين صورت چهار تكبير بهتر است، زيرا روايات چهار تكبير بيش از روايات پنج تكبير و نه تكبير مي باشند. اينك به ارائه رواياتي كه مؤيد چهار تكبير مي باشند مي پردازيم.
الف- مشروعيت چهار تكبير را جمعي از صحابه روايت كرده اند:
1- حديثي از ابوهريره (رض) روايت شده است. كه مساله شماره (59) پيرامون نماز جنازه نجاشي بيان گرديد و در آن گفته شد كه رسول الله (ص) با گفتن چهار تكبير ، نماز جنازه خواندند.
2- حديث ابن عباس (رض) كه در مساله مورد بحث پيرامون نماز بر شخصي كه در شب دفن شده بود، بيان گرديد.
3-حديثي كه از يزيد بن ثابت (رض) درباره نماز رسول الله (ص)  بر جنازه كنيزي از فلان طايفه روايت شد و بعد از حديث ابن عباس بيان گرديد.
4-از بعضي از اصحاب رسول الله (ص) حديثي درباره اقامه نماز رسول الله (ص) بر جنازه زني مستمند بعد از دفن، روايت شده است. حديث فوق بعد از حديث يزيد بن ثابت بيان گرديد.
5- همچنين ابو امامه (رض) مي گويد:
«السُّنَّةُ فِي الصَّلاَةِ عَلَى الْجَنَازَةِ أَنْ يَقْرَأَ فِي التَّكْبِيرَةِ الأُولَى بِأُمِّ الْقُرْآنِ مُخَافَتَةً ثُمَّ يُكَبِّرَ ثَلاَثًا وَالتَّسْلِيمُ عِنْدَ الآخِرَةِ».(51) 
سنت در نماز جنازه، اين است كه بعد از تكبير اول سوره فاتحه با صداي آهسته خوانده شود. سپس سه تكبير و بعد از تكبير آخر سلام گفته شود.
6- عبدالله بن ابي اوفي (رض) مي گويد: 
«ان رسول الله (ص) كان يكبر اربعاً».(52) 
(رسول خدا (ص) (در نماز جنازه) چهار تكبير مي گفت).
ب- پنج تكبير ، در نماز جنازه، بر اساس روايت عبدالرحمن بن ابي ليلي است كه مي گويد: 
«كَانَ زَيْدٌ يُكَبِّرُ عَلَى جَنَائِزِنَا أَرْبَعًا وَإِنَّهُ كَبَّرَ عَلَى جَنَازَةٍ خَمْسًا فَسَأَلْتُهُ فَقَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُكَبِّرُهَا [فلا اتركها (لأحدِ بعده ابداَ)]».(53) 
ترجمه: زيد بن ارقم، در نماز جنازه چهار تكبير مي گفت. روزي بر جنازه اي پنج تكبير گفت. از او در اين باره پرسيدم، فرمود: رسول الله (ص) پنج تكبير گفته است (بنابراين من بخاطر هيچكس اين پنج تكبير را رها نمي كنم).
و بسياري از اهل علم و صحابه اين كار را كرده اند. و امام احمد و اسحاق گفته اند: اگر امام پنج تكبير گفت، مقتديها نيز به پيروي از او چنين بكنند.
ج- همچنين مشروعيت گفتن شش و هفت تكبير از احاديث موقوفي كه در حكم مرفوع مي باشند، ثابت شده است. اين احاديث موقوف از آن جهت به درجه مرفوع ارتقاء يافته اند كه بعضي از بزرگان صحابه، آنها را در جمع اصحاب ديگر عملاً انجام داه اند و كسي معترض نشده است اين آثار بشرح زير مي باشند:
1- عبدالله بن مغفل مي گويد: علي بن ابي طالب (رض) نماز جنازه سهل بن حنيف را خواند و شش تكبير گفت. سپس به ما روكرد و گفت: او بدري است يعني از جمله كساني است كه در غزوه بدر شركت نموده است.(54) 
شعبي مي گويد: علقمه از شام آمد و به ابن مسعود گفت: برادران مسلمان تو در بلاد شام در جنازه پنج تكبير مي گويند. بهتر است شما عددي را براي ما مشخص كنيد تا ما از شما اطاعت كنيم. عبدالله بن مسعود لحظه اي سرش را پائين گرفت و فرمود: در نماز جنازه همان مقدار تكبير بگوئيد كه امام شما مي گويد، عدد معيني وجود ندارد.(55) 
2- عبد خير مي گويد: علي (رض) بر اهل بدر شش تكبير ، بر ساير اصحاب رسول الله (ص) پنج تكبير و بر عموم مردم چهار تكبير مي گفت. (56) 
3- همچنين موسي بن عبدالله بن يزيد مي گويد: حضرت علي (رض) بر ابي قتاده ، نماز خواند و هفت بار بر جنازه او تكبير گفت. ضمناً ايشان بدري بود. (57) 
اين آثار بيانگر آن است كه پنج و شش تكبير در نماز جنازه همچنان بعد از رسول الله (ص) در ميان صحابه رواج داشته است. بنابراين ادعاي اجماع بر چهار تكبير باطل است.
د- در مورد مشروعيت گفتن نه تكبير، دو حديث آمده است:
1- عن عبدالله به زبير « ان النبي (ص) صلي علي حمزه فكبر عليه تسع تكبيراتٍ»(58) 
(رسول خدا (ص) با گفتن نه تكبير بر 